لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. = بردابرد
پیشنهاد کاربران
بَردیدن = جنگیدن ، پیکار کردن.
ر. ک: نبرد.
( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
ر. ک: نبرد.
( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
بَردیدن: از راه به کنار رفتن، دور شدن از گذرگاه
مرد را خفته دید گفت ای مرد
گاهِ روز است بَرد از این ره، بَرد
سنایی
بی ره نروم تام نگویند به راه آی
بر ره نروم تام نگویند ز ره بَرد
آغاجی
مرد را خفته دید گفت ای مرد
گاهِ روز است بَرد از این ره، بَرد
سنایی
بی ره نروم تام نگویند به راه آی
بر ره نروم تام نگویند ز ره بَرد
آغاجی