پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩١٤)
کِشوان = منطقه . ر. ک : کشور ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کَشیدن ( Kash ) = آموزش دادن ، نشان دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کاییدن = جبران کردن ، پرداختن ، کفاره دادن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی کاییدن = چیزی را جبران کردن ، بهای چیزی را پرداختن.
کِرِدوش = کمک ، امداد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَهیزِگان ( ریشه فارسی آن )
به طور کلی به معنی "دارایی" است.
گهیزه ( گَهیثه ) = 1 - دنیا 2 - بشر 3 - اسباب ، اثاث ، کالا و مواد، موجودات ، مال ( به معنی دام ) . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَهیزیه = اسباب ، مواد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراغوزیدن : کسی یا چیزی را از مخفیگاهش بیرون کشیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
غوزیدن = پنهان کردن ، مهر و موم کردن ، نهمبیدن ، مخفی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) ) پ. ن: احتمال میدهم غوزه به معنی غلاف و روپوش از همین آ ...
پی گِدیدن/ پی گَدیدن = درخواست چیزی را داشتن ، خواستن . ( ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) )
آزَدن = ناگهانی زدن ، شبیخون زدن ، ناگهانی زدن ، ضربه ی پیش بینی نشده زدن ، بی مقدمه حمله ور شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
نیزَدن = کشتن ، میراندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پاژگامیدن = چدا شدن ؛ منفک شدن ، از هم گسستن. ( ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) )
آجامیدن = نزدیک شدن ، به کنار آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزگامیدن = 1 - بالا آمدن ، طلوع کردن ، آسیدن. ( برای ستارگان و اجرام آسمانی ) 2 - طغیان کردن ، با شدت جریان اه خود را باز کردن. ( برای رودخانه، به ...
واگامیدن = دوباره آمدن ، در برابر چیزی ایستادن ، مقابله کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَدگامیدن = مواجهه شدن ، رو به رو شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی گامیدن = آمدن پس از چیزی ، رسیدن به چیزی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پدجَمیدن = ترازیدن ، متعادل شدن ، تعادل بر قرار کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پدگامیدن = پدجَمیدن
آگامیدن = در جای خود قرار گرفتن ، چِفت شدن ، در جای خود بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پرگامیدن = رسیدن ، آغاز شدن رویدادی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراگامیدن = فرارسیدن ، آمدن موعد، فرا آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویجَمیدن = پخش شدن ، انتشار یافتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
همجَمیدن = دیدار کردن ، گرد هم آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
انجمیدن = انجامیدن ، کامل شدن ، تمام شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَوْیدن= 1 - فراهم کردن ، تدارک دیدن ، فراهم کردن. 2 - شتابیدن ، عجله کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَریدن = بیدار کردن ، برخیزاندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراگَریدن = بیدار کردن ، برخیزاندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
غَریدن = گریدن ، ستایش کردن ، تحسین کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آگیرِش = مصادره ، توفقیف. ( اوستایی )
آگرفتن = مصادره کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گُخازیدن = خمیر کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خازیدن = سرشتن ، مخلوط کردن ، خمیر کردن، ورز دادن ، مالیدن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
شَسری =شَثری ، زن ، زنانه ، ماده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزتَندیدن : گسترش یافتن ، پهن شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَرتنیدن = جدا شدن ، گسسته شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَنیدن = کش آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ترایار = باقی ماننده از سال ها ، پابرجا در گذر سال ها. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَرِفتن / تَرِبیدن = دزدیدن ، سرقت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَرِفتن / تَرِبیدن = دزدیدن ، سرقت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَشیدن = بریدن ، قطع کردن، دو نیم کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَوْیش = خشونت ، بی رحمی . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اندگیدن / هندگیدن = مصرف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَگیدن = سوزاندن تا انتها ، مصرف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دادراز = عدالت دهنده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَهیدن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَهیست = خردمند ترین ، فرزانه ترین. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )