پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٧)
بیشتن/ بِشتن = آزُردن ، زجر دادن ، رنجاندن. ( #دینکرد )
بِشتن = آزُردن ، زجر دادن ، رنجاندن. ( #دینکرد )
بشازانِش = معالجه ، درمان.
بشازانیدار = درمان ، درمانگر. ( #دینکرد )
بشازانیدن = درمان کردن ، شفا دادن. ( #دینکرد )
اَزَدار = بی آسیبی ، مصونیت. ( #دینکرد ) زَدار = لطمه
اَخویشی = عدم تملک ، رد مالکیت. ( #دینکرد )
اَخوکامِگی = دنیا پرستی . ( #دینکرد )
اَخو = دنیا ، جهان . ( فرهنگ پهلوی ) ( دینکرد )
ویزیرش = اجتناب اَویزیرشی = اجتناب ناپذیری. ( #دینکرد )
ویزیرِش = اجتناب اَویزیرش = مواجهه اَویزیرشی = اجتناب ناپذیری. ( #دینکرد )
اَویشتابیدن = ظلم کردن. ( #دینکرد )
اَویشتاب = ظلم و ستم. ( #دینکرد )
شاویدن = شَویدن ، شُدن
Nephology = سِنودشناسی
جاکوندن = آوردن . ( پازند )
پزیوندن = دادن
Ovology = خاگ شناسی
زوهَر = آب مقدس ( اوستا )
سِتیک پستان = دارای پستان های نوک تیز ، برافراشته. ( اوستا )
به فارسی "سوله" و وامواژه نیست! همخانواده با سولاخ و سوراخ . ( منبع #فرهنگ متون پهلوی ، ارده ویراف )
نِشیم = مَسند ، محل جلوس. ( #فرهنگ متون پهلوی ، ارده ویراف ) بنگرید به = نِشیمنگاه
وَجُستن = تفتیش کردن. ( #فرهنگ متون پهلوی ، ارده ویراف )
نفس = خود ( اوستایی ) - - - > نَفشمان = تعلق شخصی ، متعلق به خود ، از آنِ خویش اوستا= تنِ نفشمان ، نشمان تَنو = بدن خود شخص وارده شده به عبری ، سپ ...
نیبام = زیبا ، قشنگ. ( سنگ نوشته های امپراتوران هخامنشی به فارسی باستان ، سوکومار سِن )
دُشیار = سال بد ، خشکسالی. ( سنگ نوشته های امپراتوران هخامنشی به فارسی باستان ، سوکومار سِن )
دَرگَم = طولانی ، مدید. ( نبیگ : سنگ نوشته های امپراتوران هخامنشی به فارسی باستان ، سوکومار سِن )
طولانی = دَرگَم
آگرفتن = مصادره کردن ، به زور گرفتن ، غصب کردن. ( سنگ نوشته های امپراتوران هخامنشی به فارسی باستان ، سوکومار سِن )
ثِرَن / هِرَن / تِرَن = دهان، کَپ. ( #فرهنگ زند - پهلوی کهنه : جاماسپی )
خِم = سرزمین ، خشکی. ( #فرهنگ زند - پهلوی کهنه : جاماسپی )
"هید" در پهلوی به آرِشِ "با هم / هم" است. ( #فرهنگ زند - پهلوی کهنه : جاماسپی )
هوویرام = خوش قیافه ، خوشریخت. ( #فرهنگ زند - پهلوی کهنه : جاماسپی )
ویسپوردن = له کردن، خرد کردن، فروفشردن به پای. ( #مکنزی )
اوسپوردن = لگدمال کردن ، پایمال کردن ، با پا به پایین فشاردن ، فروخَستن. ( #مکنزی )
سِپوردن = لِه کردن ، لگدمال کردن. ( #مکنزی )
Myth = میت - - - - > پهلوی: میتوخت Legend = افسانه Saga =سَروا - - - - - - - > پهلوی : داستان Epic =هَسواژه - - - - - - > اوستایی : هثوچ= حماسه ...
Myth = میت - - - - > پهلوی: میتوخت Legend = افسانه Saga =سَروا - - - - - - - > پهلوی : داستان Epic =هَسواژه - - - - - - > اوستایی : هثوچ= حماسه ...
Myth = میت - - - - > پهلوی: میتوخت Legend = افسانه Saga =سَروا - - - - - - - > پهلوی : داستان Epic =هَسواژه - - - - - - > اوستایی : هثوچ= حماسه ...
Myth = میت - - - - > پهلوی: میتوخت Legend = افسانه Saga =سَروا - - - - - - - > پهلوی : داستان Epic =هَسواژه - - - - - - > اوستایی : هثوچ= حماسه ...
Wineology = میم شناسی Oenology = باده شناسی
Wineology = میم شناسی Oenology = باده شناسی
فَرجَفت = پایان . ( # اندرزنامه ی اوشنر دانا )
خُفتاردرمانگر
Oneirology= اوناشناسی ( اونا - - - > اونانیدن ) Somnology =ساتشناسی ( سات = خواب ) Hypnology = هُفناشناسی ( هُفنادن ، خفنادن ؛ خفتن )
Oneirology= اوناشناسی ( اونا - - - > اونانیدن ) Somnology =ساتشناسی ( سات = خواب ) Hypnology = هُفناشناسی ( هُفنادن ، خفنادن ؛ خفتن )
Oneirology= اوناشناسی ( اونا - - - > اونانیدن ) Somnology =ساتشناسی ( سات = خواب ) Hypnology = هُفناشناسی ( هُفنادن ، خفنادن ؛ خفتن ) رویا براب ...
اَوَردِشی = بی تغییر ، بی تناقض. ( #دینکرد )
اَتَری = خشکسالی ، اَتریاری ، قحطی. ( #دینکرد )
اَسودایی = بی ثمری ، بی سودی. ( #دینکرد )