پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩١٤)
اَوَرزایی = بیکاری ، ناوَرزایی ، تنبلی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ارژَده = نقره ، سیم. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ارش واژه = حقیقت کلام، راستین سخن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرش وَچ = حقیقت گو ، راستگو. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشیه = درست ، راست. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ارشوخته = راستگو ، صادق. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشه رَتَوْ = قاضی درست ، قاضی حق گیر. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشِه زی = به درستی زندگی کننده ، با صداقت و راستی زندگی کننده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشاوار = حقیقتا ، به درستی ، واقعا. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشیوند = درست ، راست ( نادروغ ) . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرشه = درست ، حقیقی. اَرِش = درستی ، حقیقت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
شی آمدن = پایین آمدن ، نازل شدن. ( پهلویگ ) ( پارسیگ )
خِزه روی کسی شی آمدن : بر کسی بلا نازل شدن ، بر کسی مصیبت باریدن. ( اوستایی ) ( پهلوی ) ( لری ) ( دشتی )
خِزِه = مصیبت ، فاجعه . ( اوستایی )
خِزه بوز / خِزه بوج = رهایی دهنده از اسارت ها ، نجات بخش از مصیبت ها. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خِزِه شی آمدن = بلا و مصیبت نازل شدن ، نکبت باریدن. ر. ک : خِزه
خِزه = تنگنا ، بلا ، مصیبت ، اسارت و بدبختی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
نِخِزیدن = بستن با طناب ، محکم کردن گره ، در کنار هم قرار دادن چیز ها طوری که چفت شوند. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خِسِه = گروه ، دسته ، فرقه، حزب. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خِسِه = گروه ، دسته ، فرقه، حزب. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراخِسیدن :بر گرده ی کسی افتادن ، محول شدن به کسی ، سپرده شدن کاری به کسی ، دادن مسئولیت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزخِسیدن = سِخِسیدن ، رسیدن به چیزی ، آمدین به سوی چیزی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
واخِسیدن = رسیدن ، زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خِسیدن ( qs ) = رسیدن ، آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خِمَن ( Qnman ) = استمرار ، استقامت ، پایمردی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
در فارسی " آپیستنده" به معنی "یاری دهنده ، معاون ، حامی و کمکیار " است. بنگریدن به " آپیستادن"
آپیستادن= برایستادن ، کمک کردن ، یاری دادن ، حمایت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اوز کات = از بیرون. ( اوستایی )
اولکات = از بالا.
پرا کَشیدن = یاد دادن ، اشاره کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراکاشیدن = آماده کردن ، مهیا کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویکاشیدن = ساختن، بنا کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کاشیدن = ساختن ، خانه ساختن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویکَندن = به پایین کشیدن ، تخریب کردن یک ساختمان. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزکندن = بیرون کشیدن از خاک ، نعش قبر کردن { برای مرده}. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خانم =خانیم ، کانیم ، کانین، کنیز. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کَنی = بانو ، خانم. ر. ک کنیز ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کِریدن = به یاد سپردن ، در حافظه حک کردن ( بهتر است گذرا به کار رود ) ، اشاره کردن، به یاد آوردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کَریدن = شیار کردن ، شیار کشیدن، خراشیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فروچَریدن = قدم زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراچَریدن = ولگشتن ، ولگردی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پراچریدن = عبور کردن ، گذر کرد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آچریدن = رفتن ، آمدن ، حرکت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراکاردیدن = تولید کردن ، آفریدن، ساختن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَفکاردیدن = به تکه های ریز بریدن ، ریز ریز کردن با کارد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کاردیدن = بریدن با کارد ، زبح کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
کاریِه = عمل کرد ، کارکرد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
عمل کرد = کاریِه ( اوستا )
کِشورازی= تقنین ملی ، قانون گذاری در سطح کشوری. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
منطقه= "کِشوان" . ر. ک : کِشوَر