پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٧)
ایرَنجایی = سرزنش گری.
ایرَختن / ایرَنجیدن = سرزنش و ملامت کردن ، نکوهش کردن ، ناسزا گفتن. ( #کتاب چهارم دینکرد )
ایرَختن / ایرنج = سرزنش و ملامت کردن ، نکوهش کردن ، ناسزا گفتن. ( #کتاب چهارم دینکرد )
ایر = آزاده، متواضع و فروتن. ( #کتاب چهارم دینکرد )
اُمیداندن = امیدوار کردن . ( #کتاب چهارم دینکرد )
یگانه جُدداری= تقابل با وحدت و یگانگی. ( #کتاب چهارم دینکرد )
یک کردن = متحد کردن ، یکی کردن. ( #دینکرد )
یِک بُوِش = وجود یگانه. ( #دینکرد )
شامان. ( اِ ) اندازه و پیمانه. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ) .
اُستَفسایی = فالگیری ، جادو یا پیشگویی با استخوان ها. افساییدن استخوان
شانه بینی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شانه بین. فالگیری با شانه ی جانوران. رجوع به شانه بین شود. ترجمه با گرته برداری= آرم اَفسایی
کت بینی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل کت بین. فالگیری با شانه بز وگوسفند و مانند آن. رجوع به کت بین شود.
ایبگَت= حمله ، یورش. ( #دینکرد )
دُشویزار = عملکرد بد. ( #دینکرد )
دِروبوشت = دژ ، قلغه مستحکم. ( #دینکرد )
دُشارمی = عزیر ، محبوب. ( #دینکرد )
درایستار = گویستار ، سخن رانش.
درایستن / درای = گفتن ، صحبت کردن. ( #دینکرد )
دوییه = ثانویه ، دیگری. ( #دینکرد )
دِهبیده / دَهیبِد = فرمانروا ، حاکم . ( #دینکرد )
دِهبیده / دَهیبِد = فرمانروا ، حاکم . ( #دینکرد )
دادِستانمند = قانون مند ( #دینکرد )
چیزی = هویت، ماهیت. ( #دینکرد )
چیمِگی = ماهیت ، چگونگی. ( #کتاب چهارم دینکرد )
گولیدن. [ دَ ] ( مص ) عوعو کردن سگ. ( آنندراج از اشتنگاس ) ( ناظم الاطباء ) .
به پارسی "داروگ"
ترک کردن = واهشتن / ویتاشتن / بتاییدن / گوازیدن / افژودن
تصادف کردن = گَنِستَن / برخودن / همخوردن
پر کردن = گلودن
جمع کردن = انباشتن / غزیدن
براَندودن = مسدود کردن.
به پارسی "پَرَست" و در اصل به معنی "خدمت گزار نیایشگاه" است. معنی دیگر پرستیدن "خدمت کردن" است. بنگرید به واژه ی "پرستنده" به معنی خدمتکار و ندیمه. ...
چاشایی = چاشندگی ، آموزایی ، آموزندگی.
بُردشنوهری ( Burdishnoohrih ) = سپاسگذاری. ( #دینکرد )
بُردشنوهر ( Burdishnoohr ) = سپاسگذار. ( #دینکرد )
بَونده منشی = کامل اندیشی. ( #دینکرد )
قرابت= بُنخویشی ( به پهلوی )
بُنخویشی = قرابت و نزدیکی. ( #دینکرد )
بُندام = 1 - آفریده ، مخلوم 2 - خلقت ، آفرینش ( #دینکرد )
بُنیست = اصل ، اساس و بنیان. ( #دینکرد )
بُنداشتن = خزانه داری کردن، مدیریت امور مالی.
بُنداشت = خزانه ، گنجینه. ( #دینکرد )
بُنداشتی = خزانه داری ، گنجینه داری. ( #دینکرد )
بوانیداری = وجود ، هستی. ( #دینکرد )
بَوانیدار = موجود ، هستیمند.
بُریده راهی = سرگشتگی ، سرگردانی. ( #دینکرد )
بریهانیدار = تعییُن ، معیین کننده. ( #دینکرد )
بِریهانیدن = آفریدن ، مقدر کردن ، ساختن. ( #نبیگ چهارم دینکرد )
احساس کردن = بوئیدن ، سوهیدن
احساس = بوی / سوه