سدف. [ س َدَ ] ( ع اِ ) تاریکی. || روشنایی ( از اضداد است ). || صبح و برآمدن صبح. || شب و سیاهی شب. || میش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || کالبد که از دور نماید. ( منتهی الارب ). الشخص یری من بعید. ( اقرب الموارد ).
سَدْف= موجود، مخلوق. . ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )گنگی - ابهامتاریک و روشن - شبحگونسایه+ عکس و لینک