پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٣)
پدگامیدن = پدجَمیدن
آگامیدن = در جای خود قرار گرفتن ، چِفت شدن ، در جای خود بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پرگامیدن = رسیدن ، آغاز شدن رویدادی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراگامیدن = فرارسیدن ، آمدن موعد، فرا آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویجَمیدن = پخش شدن ، انتشار یافتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
همجَمیدن = دیدار کردن ، گرد هم آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
انجمیدن = انجامیدن ، کامل شدن ، تمام شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَوْیدن= 1 - فراهم کردن ، تدارک دیدن ، فراهم کردن. 2 - شتابیدن ، عجله کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گَریدن = بیدار کردن ، برخیزاندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فراگَریدن = بیدار کردن ، برخیزاندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
غَریدن = گریدن ، ستایش کردن ، تحسین کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آگیرِش = مصادره ، توفقیف. ( اوستایی )
آگرفتن = مصادره کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
گُخازیدن = خمیر کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
خازیدن = سرشتن ، مخلوط کردن ، خمیر کردن، ورز دادن ، مالیدن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
شَسری =شَثری ، زن ، زنانه ، ماده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزتَندیدن : گسترش یافتن ، پهن شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَرتنیدن = جدا شدن ، گسسته شدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَنیدن = کش آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ترایار = باقی ماننده از سال ها ، پابرجا در گذر سال ها. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَرِفتن / تَرِبیدن = دزدیدن ، سرقت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَرِفتن / تَرِبیدن = دزدیدن ، سرقت کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَشیدن = بریدن ، قطع کردن، دو نیم کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
تَوْیش = خشونت ، بی رحمی . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اندگیدن / هندگیدن = مصرف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَگیدن = سوزاندن تا انتها ، مصرف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دادراز = عدالت دهنده. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَهیدن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دَهیست = خردمند ترین ، فرزانه ترین. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
در فارسی "دیست / دیستِه" به معنی دور و با فاصله است. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُژیته = خطر ، بدبختی ، بیم فاجعه. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُشوخت = بدگو ، بد دهن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُشدای = کژفهم ، بداندیش ، بدخواه. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
در فارسی "دُروْ" به معنی "کوتوله" کار می رفته است. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ثِریمه : تغذیه. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
سیجوَند = پرخطر. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
دِویسیدن = تِبیشیدن ، تنفر ورزیدن. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پوسیست : پوسیده ترین ، گندیده ترین ، بدبو ترین. ( اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن : تکرار کردن.
پَدزَدن = دفاع کردن . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَدواک = 1 - پاسخ ، جواب. 2 - آنکه حاضر جواب باشد. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پد ایستادن = مقاومت کردن ، ممانعت کردن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
موختن : پوشیدن ، به ویژه برای کفش ( موزه ) . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
شِموختن = پوشیدن ، به کار بُردن . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
آسِتودن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
آسِتاییدن / آسِتودن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن / پی ستودن = تکرار کردن ، دوباره گفتن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن / پی ستودن = تکرار کردن ، دوباره گفتن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
در فارسی "پِریدن" به معنی "مقایسه کردن ، هم سنجی کردن" است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت ) #نظر_ شخصی : بنا بر این درست ترین ترگویه فارسی می ...
در فارسی "پِریدن" به معنی" همتا کردن ، جفت کردن ، دو به دو کنار هم قرار دادن " است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )