پیشنهادهای ژاسپ (٤,٥٢١)
مِنی ( نطفه ) = پُشتاب ، پشتابه ، آب پشت ، گُشناب، گشنابه، مرد روغن ، سوشَر مردآبه / پشتابه ( فرهنگنامه قرانی یاحقی ) بهتر است بوشاب را برای هم ...
آمَتار = آیِش ، آمدن
آمدرار= آینده ، رسنده
فراخناوَر= بسیار فراخ
ژرفناوَر = بسیار ژرف ، دارای ژرفنا و عمق
تعلقات = خویشینه ها ( پهلوی )
به پارسی پهلوی "خُتودَت"
خویشکارِه
خویشایی = تملک ، مالکیت ر بنگرید: خویشانیدن
#پیشنهادی یک مشکل اساسی در این پسوند این است که هم اسم مصدر می ساز و هم اسم فاعل: پیشنهاد برای حل این مشکل: از آنجا که معمولا پیش از این پسوند حرف ...
نیغ= 1 - عمیق ، ژرف 2 - دقت ، توجه ( فرهنگ سعدی قریب ) "واژه کهن و فارسی است!" هم خانواده با "نیغو" "نیخیا"
قرار ( به معنی آرامش و سکون ) = سَمه/ سَم
غیبه = دایره ی جامه بود یعنی گریبان جامه.
فوژه / فوزه = سنگر ، پناهگاه از کارواژه ی فوژیدن ( تفسیر کهن پارسی قرآن )
فوژیدن= بوختن ، پناه دادن ، نجات دادن
بوختار= 1 - نجات 2 - نجات دهنده
جان بوز = نجات دهنده ی جان
نجات دهنده ی روح
چاشتار = آموزش ، تعلیم
همان "کَپ" در فارسی به معنی فضای خالی دهان است.
#نظر شخصی احتمال میدم واژه اساس با واژه فارسی" آسال" به چمار "اصل و اساس و شالوده" هم خانواده یا دگردیس هم باشند. ( لغت فرس )
مسکن = آشارش/ آشالش ( هم خانواده با شالوده ) ( واژه نامه بندهش )
آشالش = سکونت
آشال ( هم خانواده با شالوده ) = مسکن ( واژه نامه بندهش )
مبنی = آشال ( هم خانواده با شالوده ) ( واژه نامه بندهش )
در برخی متنها گاهی منظور از پنجیدن همان فنجیدن است.
گینایی = بینایی
گینایی = بینایی
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
خواندار = خوانش ( خواند آر ) ، قرائت
"بریافت" در زبان شناسی
Specificity در زبان شناسی
بُرزیده = رفیع ، بلند ، برافراشته. ( #قرآن موزه ی پارس رواقی )
باویدن : بناکردن ، ساختن #قرآن موزه پارس
بازیدن = تکیه دادن . ( قرآن موزه پارس )
بازیده : تکیه داده شده، لم داده. ( قرآن موزه پارس )
منافق= دوتوی منافقان = دوتویان #قرآن موزه پارس
بشخیدن= شعله ور بودن
بزایی= دشمنی ، تخاصم ، کینوَری
بزا = متخاصم ، دشمنی کننده
بزستن / بزیدن = بغض داشتن ، کینه ورزیدن ، دشمنی داشتن. ( قرآن قدس )
بزِش= دشمنی ، کینه ، بغض بنگرید به : بزیدن
بزستن / بزیدن = بغض داشتن ، کینه ورزیدن ، دشمنی داشتن. ( قرآن قدس )
بَجاشتن = بجاردن ، آماده کردن ، مهیا کردن.
نِگشتن = فرو خوردن ، فرو بردن ، بلعیدن. ( قرآن قدس )
شیشیدن= با زبان بیرون آمده نفس نفس زدن . له له زدن ( قرآن قدس )
معترف = خواستوا ( قرآن قدس )