پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٣)
پِریدن = 1 - مقایسه کردن ، همسنجی کردن. 2 - همتا کردن ، جفت کردن ، دو به دو کنار هم قرار دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَراک = کنار زده شده ، پرت شده ، در حاشیه. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَدبَردیدن = کوشیدن در مخالفت با چیزی ، تلاش در ممانعت از چیزی. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
بَردیدن = جنگیدن ، پیکار کردن. ر. ک: نبرد. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَرشا = گوش. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَرِشتن =بحث کردن ، گفت و گو کردن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت ذیل پرشته )
پَس بَستار = محل بستن حیوان در طویله به چوب ، میخ طویله که حیوان به آن بندند. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَسکات = 1 - سپس ، بعد از آن. ( برای زمان ) 2 - از پُشت ، از پس، از عقب. ( برای مکان و جهت یابی ) ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَشوَند = شک دار ، مشکوک ، پرگُمان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
به فارسی "پاذ" با ریخت های دیگر "پَذ / پَیذ" به معنی گام و قدم است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاذ = قدم ، گام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاسار = محافظت ، پاسداشت. ر. ک پاس ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاساروَند = محافظت شونده ، پاس داشته شده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرزیر = با هوش ، بسیار زیرک. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرداد = زیادی ، تعداد ، میزان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُربشازا = بسیار مقوی ، بسیار شفا دهنده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرمَند = شلوغ ، پرازدحام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
فرآیِش و سَرآیِش =آغاز و پایان. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt
فَرِستَری = پیش روی ، گسترش به جلو. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt
دایا و کاکا = خواهر و برادر
پَردَختن : کوشیدن ، تلاش کردن ، زحمت کشیدن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
بانایی = محافظت ، مراقبت. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
بانا = محافظ ، مراقب. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پدیاریدن = مقاومت کردن ، واکنش نشان دادن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پَربود = اجتناب ، پرهیز. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پَربودن = اجتناب کردن ، پرهیز کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
نگیزیدن : مواجهه کردن ، در معرض گذاشتن ، بی دفاع کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مادیشت = مادر بزرگ مادری. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مانِشت = منزل ، مسکن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مانشمند = ساکن ، سُکنا گزیده. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
ماند = ماندک، شکست ، لغزش ، گناه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مَرزیستن = مرزیدن ، گاییدن ، سپوختن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هین : ارتش ، سپاه ، لشکر. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هَییاریدن : کمک کردن . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هَس = شراب ، می. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هاریفتن : آمیزش کردن ، نزدیکی کردن ، مقاربت جنسی کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هاریفتار = مقاربت جنسی ، آمیزش جنسی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
هَنگاردن = 1 - تعیین کردن ، مشخص کردن. 2 - محاسبه کرده ، شماردن. 3 - در نظر گرفتن ، لحاظ کردن . ( #فرهنگ پهلویک - سموئل جکسون )
همبای = شریک مالی ( پهلوی )
هاچیدن = تبدیل کرده ، مبدل ساختن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )
هاچِش = تبدیل. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )
گوبُد = اَرگبُد ، دِژبُد ، فرمانروای قلعه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )
گو ( Gu ) = قلعه ، دژ . ( پهلوی )
گَد = گُرز جنگی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )
فرپَد = جلوی پا ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
فراشم = صبح دم ، پگاه . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
سیستن/ سینیدن : خرد کردن ، شکستن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
سیستن/ سینیدن : خرد کردن ، شکستن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
فرانِگاریدن : ترانویسی کردن ، از یک الفبا به الفای دیگر در آوردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
ایوْبار = یک بار ، یک دفعه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )