پیشنهادهای ژاسپ (٥,٨٧٩)
زیناگین = مسلح . ( #فرهنگ مانوی - دُرکین مایسْتِرسْت )
علف = زیر ( مانویگ )
زِشتن = نفرت ورزیدن. ( پهلوی مانوی ) ( #فرهنگ مانوی - دِزموند دُرکین مایسْتِرسْت )
زیور = گردنبند ، سینه ریس. ( مانویگ ) ( #فرهنگ مانوی - دِزموند دُرکین مایسْتِرسْت )
یاث = جاه ، مقام ، مرتبه.
جاهک. [ هََ ] ( اِ ) جناغ سینه و ترقوه. ( ناظم الاطباء ) .
جبتاج. [ ج َ ] ( اِ ) جامه ای که پادشاهان در نوروز پوشند. ( فرهنگ شعوری ) جب باج. [ ج َ ] ( اِ ) جامه ای که پادشاهان بروز نوروز پوشند. ( برهان ) ( ...
جبدلی. [ ج َ دَ ] ( اِ ) نیمتنه. ژیلت. جلیقه. ( دهخدا ) ( دزی ج 1 ) .
تبهره. [ت َ ب َ رَ / رِ ] ( اِ ) گوشت نرم و نازک. ( برهان ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء )
تبی. [ ت ِ ] ( اِ ) جامه درشت و انبوه بافته چون عرقچین و غیره که آن را سوزنی هم گویند. ( از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 296ب ) . جامه درشت و کلفت بافته ...
آزوَرزیدن = اتمام خدمت در ازای حکم دادگاه ، سپری کردن محکومیت ، از جُرم خود تبرئه شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
وَرزانه = جامعه . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
وَسیدن = خواستن ، هوس کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پراریثیدن = مُردن ، فوت شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ریثیدن = مُردن . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
رودیدن = مانع شدن ، سد راه شدن ، بازداشتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
اُرود = سد رودخانه ، بند رودخانه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
فراُرویسیدن = ترمیم شدن ، به حالت اول برگشتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
اُویسیدن = چرخیدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
نِسِریدن = انباشته شدن ، فراهم شدن ، گردآوری شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
سِریدن = تکیه کردن ، لَم دادن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زَینوش / زِینوش = کمر بند مخصوص حمل سلاح ، کمر بند نگه دارنده ی شمشیر ، خنجر و . . . . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
زَراثِه =زراده ، زره سینه ، سینه بان رزمی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
منطقه = شُیثَر / شُویثار. ( اَوِستیگ ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هیثیه = حقیقی ، راستی.
هَیثیه = حقیقت ، راستی. ( اوستایی ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هَیثیِه = حقیقت ، راستی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هَییِه = ویژگی ، خصوصیت. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هام = تابستان ، هامین. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
آنوفَرهَرزیدن = انزال جنسی شدن ، فرجستن مایع منی ، گُشنیدن شوس. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هَرزیدن = رها کردن ، آزاد کردن ، پخش کردن ، منتشر کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پیراهَرزیدن = فیلتر کردن ، پالوده کردن ، بیختن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
به اوستایی "هیم" به معنی او را است. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
هَن 2 = پیر ، سالمند ( چه مرد باشد چه زن ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ماث = تپه ، پشته. ( پاژند ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَربودن / بَربَویدن = رخ دادن ، پیش آمدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَربودن / بَربَوْیدن = رخ دادن ، پیش آمدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرتُم = ابرتم ، بالا ترین ، برترین. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَردَواریدن = این سو و آن سو دویدن ، فراگیر شدن ، همه گیر شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
برفراهلیدن = فراهلیدن بر . . . ، انزال جنسی شدن ، بیرون جهیدن مایع منی ، فرجستن شوس. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرگُمیختن = آلوده کردن ، کثیف کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
برمانیدن = درنگ کردن ، صبر کردن ( به ویژه برای پیش از واردن شدن به خانه ) . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
برماندن = درنگ کردن ، صبر کردن ( به ویژه برای پیش از واردن شدن به خانه ) . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرنِبایِستن = تکیه کردن ، بر چیزی ، اتکا کردن به چیزی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرنِباییدن = تکیه کردن بر چیزی ، اتکا کردن به چیزی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرپادن = صبر کردن ، شکیبایی کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرپاییدن = صبر کردن ، شکیفتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَرپوهِلیدن = ابرپوهلیدن ، کفاره دادن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَررَویدن = نزدیک شدن ، نزدیک آمدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
بَر رَوانیدن = رفتن ، داخل شدن ، وارد شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )