تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پِریدن = 1 - مقایسه کردن ، همسنجی کردن. 2 - همتا کردن ، جفت کردن ، دو به دو کنار هم قرار دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَراک = کنار زده شده ، پرت شده ، در حاشیه. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَدبَردیدن = کوشیدن در مخالفت با چیزی ، تلاش در ممانعت از چیزی. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بَردیدن = جنگیدن ، پیکار کردن. ر. ک: نبرد. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَرشا = گوش. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَرِشتن =بحث کردن ، گفت و گو کردن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت ذیل پرشته )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَس بَستار = محل بستن حیوان در طویله به چوب ، میخ طویله که حیوان به آن بندند. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَسکات = 1 - سپس ، بعد از آن. ( برای زمان ) 2 - از پُشت ، از پس، از عقب. ( برای مکان و جهت یابی ) ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَشوَند = شک دار ، مشکوک ، پرگُمان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به فارسی "پاذ" با ریخت های دیگر "پَذ / پَیذ" به معنی گام و قدم است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاذ = قدم ، گام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاسار = محافظت ، پاسداشت. ر. ک پاس ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاساروَند = محافظت شونده ، پاس داشته شده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پُرزیر = با هوش ، بسیار زیرک. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پُرداد = زیادی ، تعداد ، میزان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پُربشازا = بسیار مقوی ، بسیار شفا دهنده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پُرمَند = شلوغ ، پرازدحام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرآیِش و سَرآیِش =آغاز و پایان. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فَرِستَری = پیش روی ، گسترش به جلو. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دایا و کاکا = خواهر و برادر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَردَختن : کوشیدن ، تلاش کردن ، زحمت کشیدن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بانایی = محافظت ، مراقبت. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بانا = محافظ ، مراقب. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پدیاریدن = مقاومت کردن ، واکنش نشان دادن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَربود = اجتناب ، پرهیز. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَربودن = اجتناب کردن ، پرهیز کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگیزیدن : مواجهه کردن ، در معرض گذاشتن ، بی دفاع کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مادیشت = مادر بزرگ مادری. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانِشت = منزل ، مسکن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانشمند = ساکن ، سُکنا گزیده. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماند = ماندک، شکست ، لغزش ، گناه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مَرزیستن = مرزیدن ، گاییدن ، سپوختن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هین : ارتش ، سپاه ، لشکر. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَییاریدن : کمک کردن . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَس = شراب ، می. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاریفتن : آمیزش کردن ، نزدیکی کردن ، مقاربت جنسی کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاریفتار = مقاربت جنسی ، آمیزش جنسی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَنگاردن = 1 - تعیین کردن ، مشخص کردن. 2 - محاسبه کرده ، شماردن. 3 - در نظر گرفتن ، لحاظ کردن . ( #فرهنگ پهلویک - سموئل جکسون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همبای = شریک مالی ( پهلوی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاچیدن = تبدیل کرده ، مبدل ساختن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاچِش = تبدیل. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوبُد = اَرگبُد ، دِژبُد ، فرمانروای قلعه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گو ( Gu ) = قلعه ، دژ . ( پهلوی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گَد = گُرز جنگی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل جکسون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرپَد = جلوی پا ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فراشم = صبح دم ، پگاه . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیستن/ سینیدن : خرد کردن ، شکستن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیستن/ سینیدن : خرد کردن ، شکستن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرانِگاریدن : ترانویسی کردن ، از یک الفبا به الفای دیگر در آوردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایوْبار = یک بار ، یک دفعه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )