پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٤٤٣
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کور :دو معنا دارد اگرتحریف کورت به معنای کوچک باشد درکلماتی مانند مانند کوره راه یا پشه کوره به معنای راه باریک و پشه ریز است اما اگر تحریف تور یا تا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

کلمه قیر به معنای سیاهی بوده وبا کلمه کور و قارای ترکی و خارای فارسی و کلمه تیره فرانسوی و کلمه خال ( نقطه سیاه ) ارتباط ریشه ای دارد. قیر: دکتر کزا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کیش تحریف کلمه کُشت و حرف ندا برای راندن مرغ وتحدید کردن به کشتن مرغ بوده همچنین این کلمه در بازی شطرنج کیش به معنای تحدید به کشتن مهره می باشد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

کُندور : تحریف خُن دار به معنی خون درخت بوده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کمان : تحریف خمان است ، خم به معنای دولا شدن و ( ان ) آخر پسوند خصلت می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه کبد عربی معنای خود را از رنگ کبود جگر گرفته است و اَر یا آر نیز یک پسوند باستانی است که در آخر کلماتی مانند خریدار و گفتار می آمده و کبوتر نیز ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

کانال : کان در این کلمه تحریف کَن و ( ال ) یک پسوند قدیمی می باشد این کلمه بصورت کَنال وارد زبانهای اروپائی شده. واژه های " خندق ، قنات، کانال" همان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

کلفت : کُل در زبان عربی به معنای جامع بودن است این کلمه را در زبان ترکی بصورت کالین به معنای قطور مشاهده می کنیم وکُل در فارسی بصورت کلان دیده می شود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کتک : این کلمه از دو بخش بوجود آمده بخش نخست ( کو ) به معنای کوبیدن وبخش دیگر ( تک ) به معنای تاختن و حمله کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آسیاب : در زبان ترکی می شود دیرمان . ریشه واژه دیرمان هم در ترکی دور ویران بوده یعنی چیزی که می گردد و دور می زند دور وئران ترکیب شده از دور فارسی و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کیان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کیان" می نویسد : ( ( کَیان جمع " کی " است . کی در پهلوی و پارسی از کوی kawy در اوستایی بر آمده است. . " کَوِیان " م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کفش : تحریف کف پوش به معنای کفی پای افزار بوده است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ویفر : درزبان کردی و مازندرانی به معنی برف است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کینه توز : تحریف کینه توش به معنای کسی که کینه را در دل ذخیره می کند و کلمه توشه در قدیم به معنای انبارکردن بوده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کامران : به معنای فرد کامروا می باشد این اسم توسط مانویان به اروپا برده شد وبصورت گاوران ( روسیه ) و کامرون تلفظ می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

کَلَک : همریشه کلمه کایاک اسکیموئی و قایق فارسی .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

یارستن: دکتر کزازی در مورد واژه ی یارستن می نویسد : ( ( یارستن در معنی توانستن و جرأت کردن است. ریشه ی این فعل: یار، ریختی است از ایار ayār در پهلوی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ستودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی ستودن می نویسد : ( ( ستودن در ریخت ستوتن stūtan در پهلوی به کار می رفته است. ) ) خرد را و جان را که داند ستود و گر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بد: دکتر کزازی در مورد واژه ی بد می نویسد : ( ( بد در پهلوی در ریخت های وت wat و ود wad. وتّر wattar نیز به همین معنی است در ریخت " بتّر " از پهلوی ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نیک : دکتر کزازی در مورد واژه ی نیک می نویسد : ( ( نیک در پهلوی در ریخت نک nēk به کار رفته است. ) ) سه پاسِ تو چشم است وگوش و زبان؛ کزین سه رسد نیک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

زبان: دکتر کزازی در مورد واژه ی زبان می نویسد : ( ( زبان در پهلوی در ریخت zuwān و ازوان uzwāb به کار رفته است. ) ) سه پاسِ تو چشم است وگوش و زبان؛ ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نگهبان : دکتر کزازی در مورد واژه ی نگهبان می نویسد : ( ( نگهبان در پهلوی نگاسپان nīgāspān می توانسته است بود. ) ) نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شناختن: دانستن شناختن در پهلوی با ریخت شْناختن šnāxtān کاربرد داشته است. نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جانست و آنِ سه پاس دکتر کزازی در مورد واژه ی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گسستن: در پهلوی وسستن wisistan بوده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 184 )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

ارجمند:ارزشمند ، دارنده ی ارزش دکتر کزازی در مورد واژه ی ارجمند می نویسد : ( ( ارجمنددر زبان پهلوی، در ریخت ارژومنت arjōmant به کار می رفته است، ارجم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خویش : مخالف بیگانه ، خودی دکتر کزازی در مورد واژه ی خویش می نویسد : ( ( خویش در پهلوی خوش xwēš بوده است . ) ) هُشیوار دیوانه خواند ورا؛ همان خویش ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بیگانه: دکتر کزازی در مورد واژه ی بیگانه می نویسد : ( ( بیگانه در پهلوی بگانک bēgānag بوده است . ) ) هُشیوار دیوانه خواند ورا؛ همان خویش بیگانه داند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

دیو : دکتر کزازی در مورد واژه ی دیو می نویسد : ( ( دیو درپهلوی دو dew بوده است و در اوستایی دئو daeva. این واژه ی کهن در سانسکریت دوا devā و در یونان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

دیوانه: دکتر کزازی در مورد واژه ی دیوانه می نویسد : ( ( دیوانه در پهلوی دوانگ dewānag، به معنی سودازده و خرد باخته است و از دو پاره ( دیو/انه ) ساخته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

هُشیوار: دکتر کزازی در مورد واژه ی هُشیوار می نویسد : ( ( هُشیوار ریختی است کهن و ویژگی ای سبکی و به معنی هوشیار است که در پهلوی اوشیار ōšyār بوده اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

یلدا :کلمه ای سریانی به معنای تولد هم ریشه با کلمه یولد عربی است ومنظور زاد روز خدای مهرپرستان میترا بوده هم اکنون درسوئد این شب را ( Yold ) تلفظ کرد ...

پیشنهاد
٥

یاجوج وماجوج :تلفظ عربی اقوام یوغور ومنچور یا به بیان امروزی مغول می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

روشن : تحریف روزان ( دارنده صفت روز ) بوده است کلمه روز را در کردی رُژ و در فرانسوی ژور تلفظ می کنند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

روغن: گِند به معنای تکه گوشت یا دنبه کوچک و دایره شکل می باشد چنانکه در لری به عدس بخاطر شکل مدورش گِندی گفت اند و روغن نیز تحریف رو گِند به معنای ما ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

رَستن : این کلمه تحریف کلمه رهِستن و راه فرار پیدا کردن است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رضوان : تحریف کلمه زروان در دین مانویان به معنای روضه یا باغ بوده.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

روا : این کلمه در اصل به معنی رونده بوده است ( رو ) بن فعل رفتن و ( آ ) نیز پسوند فاعلی بوده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رخ : تحریف رُخت به معنای روی نشان داد وگذشته روی میباشد . دکتر کزازی در مورد واژه ی " رخ" می نویسد : ( ( رخ در زبان پهلوی به کار نرفته است و دانسته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

رنگ : تحریف زنگ یا زنگار سیاهی که در اثر گذر زمان برروی آهن بوجود می آمد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رُکسانا : کلمه ای یونانی و تحریف رَخشانه به معنای روشن یا رخشان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

رود:این کلمه نام خود راازحالت وشکل پیچ وتاب رودخانه گرفته است. رود در پهلوی روت rōt بوده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

رِی : نام بنیان گذار شهری به همین نام لازم به توضیح است هنوز هم درکشورهای غربی نام ( ری ) یک نام رایج برای پسران می باشد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

روباه :به معنای روبنده یا جاروکش بوده واین نام را بخاطر دم جارو مانند این جانور به او داده اند. دکتر کزازی در مورد واژه ی "روباه " می نویسد : ( ( رو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

رشت :نام خود را از کار رشتن الیاف و تولید پارچه گرفته است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

رسول : دراصل یک کلمه فارسی بوده و رسو به معنای رساننده چیزی می باشد ورسول تحریف کلمه رسون یا رسان به معنای فاعل آن ( رساننده ) می باشد ما اینگونه پسو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

افسوس: اف نخست واژه همان پسوند اول کلمه اوستا بوده و ( ب ) امر در زبان فارسی کنونی است وسوس تحریف سوز می باشد زیرا کسی که افسوس می خورد مانند کسی است ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ریش: زخم کهنه ، زخم درونی . خستگی، زخمی که حاصل غم و اندوه و حسرت باشد . دکتر کزازی در مورد واژه ی ریش می نویسد : ( ( ریش در پهلوی رش rēš بوده است ” ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

قطعه ای از زمین زراعت کرده و سبزی کاشته که کَرد نیز گویند. ( ناظم الاطباء ) . کرد. کرذ. هر یک از بخشهای تقریباً مساوی مزرعه یا باغچه. ( فرهنگ فارسی م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

زمان : دکتر کزازی در مورد واژه ی زمان می نویسد : ( ( زمان در پهلوی زمان zamān و دمان damān بوده است. اگر ستاک واژه ی زم را همان بدانیم که در واژه ی ز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شادمان: دکتر کزازی در مورد واژه ی شادمان می نویسد : ( ( شادمان ، در پهلوی شاتمان šātmān، از ”شاد” و ”مان” ( پساوند ) ساخته شده است. ) ) خرد تیره و م ...