پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٥)
لوتکا lutka: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی قایق کوچک، کرجی
نوب nob یا nudumbal: [اصطلاح صنایع دستی] دنباله روی ناو، قایق کوچک یدکی چوبی که به دنبال قایق و یا کشتی ها کشیده می شد تا به هنگام بروز حادثه از آن ا ...
گاجما gajəma: [اصطلاح صنایع دستی] قایق بزرگ برای کارهای دریایی و دریانوردی که به آن گامی gami، سندل sandəl یا کرجی kārāji نیز می گویند.
زاک zak یا نوزاک now - zak: [اصطلاح صنایع دستی] ناو کوچک، ناو تراشیده شده از تنه ی درخت
لاکومه lakumə: [اصطلاح صنایع دستی] لهجه ی اهالی انزلی به معنی قایق کوچک چوبی
چلو čulow: [اصطلاح صنایع دستی] خاک انداز چوبی که برای ریختن آب از کف قایق مورد استفاده قرار می گیرد. به این خاک انداز به زبان تالشی خُویه xuyə و به گ ...
چُو ču: [اصطلاح صنایع دستی] چوبی به طول تقریب ۵/۲متر، تراشیده از چوب درختِ آزاد ( آزادار azadar ) ، به دو سر این چوب چان ( زنبیلی بافته شده از حصیر ) ...
چارچیکه čar–čikə: [اصطلاح صنایع دستی] چنگک چوبی برای آویختن اشیا. این چنگک را از بلندی اجاق و بخاری می آویختند و لباس های خیس را بر آن نصب می کردند ت ...
موشتک muštak یا پابلوس موشتکpablus - muštāk : [اصطلاح صنایع دستی] چوب سیگار
داغان چو daqan–ču یا ته دانه داره چو tā - danə - darə - ču: [اصطلاح صنایع دستی] چوب ضد چشم زخم؛ این چوب را به قطعات مختلف می بریدند و با آلت فلزی سرخ ...
چوخونčuxun : [اصطلاح صنایع دستی] چوبک، ساقه ی کوبیده شده ی گیاه برای شستن لباس
قندلاک qandə–lak: [اصطلاح صنایع دستی] مخصوص قند شکن، وسیله ی چوبی سنتی و مدورّی است که قند را با قند شکن در آن می شکنند.
لوپایه low - payə یا لوچوlowču : [اصطلاح صنایع دستی] پاره چوبی خراطی شده به طول ۳ متر و قطر ۳ سانت شبیه چانچو که در حمل برنج با خوشه از مزرعه به خانه ...
لاوک تراش :lavāk - tāraš [اصطلاح صنایع دستی] سینی چوبی که "خراط لاوک" xarat - lavak گفته می شد. شرق گیلانی ها به آن لاک تاش lak - taš و تالش ها به آن ...
لاوک پنیرlavak - pənir : [اصطلاح صنایع دستی] نام دیگری برای طبق روغن و پنیر.
لاوک lavak: [اصطلاح صنایع دستی] طبق چوبی برای نگهداری روغن و پنیر و کره که به آن "لاک" lak نیز می گفتند.
چراغ لاله čəraq–lalə: [اصطلاح صنایع دستی] لوله ی چراغ که معمولا به لوله ی چراغ های گرد سوز یا فانوس اطلاق می شد.
دسِ دیلبر :dəs - ə - dilbār[اصطلاح صنایع دستی] دست و دلبر، نوعی گلدان شیشه ای با پنجه ی دست که پایه ی گلدان را در میان گرفته است. این گلدان به منزله ...
بوز خایه شیشه buz - xayə - šišə: [اصطلاح صنایع دستی] گویشی لنگرودی است. نام دیگر شیشه ی نفت.
قوچ خایه شیشه quč - xayə - šišə: [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای شبیه خربزه با لوله ای باریک. قدیم داخل این شیشه نفت می ریختند و به روستاها می بردند. الب ...
دریا شیشه dārya–šišə: [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای دریایی، بدون نشستنگاه، گرد و دسته دار و گاه طرح دار. تلفظی لنگرودی است.
هفت تایی:haf - tayi [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای استوانه ای بزرگ با گردن باریک. همان هفت لیتری است که معیار فروش سرکه در قدیم بوده است. ( معادل هفت چا ...
چارپَرčarpār : [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای چهارگوش برای ریختن روغن های گیاهی، عرقیات، گلاب و. . . اندازه های کوچک برای انواع عطرها.
تونگی tungi: [اصطلاح صنایع دستی] شبیه کوزه ی بدون دسته با در شیشه ای، مخصوص دوغ و شربت و. . . .
نوقول دانnuquldan [اصطلاح صنایع دستی]: شیشه ای استوانه ای شکل در ابعاد گوناگون. این شیشه ها مختص ترشیجات، سیر ترشی و مرباجات بود.
بانکه bankə: [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای شبیه نقل دان که علاوه بر استفاده برای ترشی و مربا، در عطاری ها و بقالی ها برای گیاهان دارویی و آب نبات، شکلا ...
تسمه چوپوقیtəsmə - čupuqi : [اصطلاح صنایع دستی] نوارهایی باریک برجسته بر روی بدنه ی صندوق که به صورت مورب نقش می شود.
وسط خانه vəsət - ə - xanə یا چارخانه čar - xanə: [اصطلاح صنایع دستی] نقش های چهارخانه ای یا شطرنجی که بر روی بدنه نقش زده می شود. ( نوعی نقش )
دوشاخه du - šaxə و ای شاخه i–šaxə[اصطلاح صنایع دستی]: گوشه های صندوق
تا به تا tabə - ta یا تامبتا tambəta: [اصطلاح صنایع دستی] نوار پایین صندوق
گول میخ gul - ə - mix: [اصطلاح صنایع دستی] تکه ای آهن که پس از داغ کردن در کوره با چکش یک طرف آن را روی سندان پهن می کردند؛ میخی بزرگ که به عنوان تزی ...
پَسینه pāsinə: [اصطلاح صنایع دستی] به وسط صندوق می گویند.
رَزَک razak: [اصطلاح صنایع دستی] میله ای فلزی به شکل نیم دایره که در جلوی صندوق زده می شود برای رد شدن میله و چفته و تعبیه ی قفل بر روی آن
چفته čəftə: [اصطلاح صنایع دستی] فلزی شکل گرفته در طرح های مختلف برای انداختن در رزک. روی درِ صندوق نصب می شد و قفل می خورد.
تُخمه tuxmə یا تَخماق taxmanq: [اصطلاح صنایع دستی] چکشی از جنس چوب کیش، ویژه ی صاف کردن حلب ها بر روی صندوق
تُخمه tuxmə یا تَخماق taxmanq: [اصطلاح صنایع دستی] چکشی از جنس چوب کیش، ویژه ی صاف کردن حلب ها بر روی صندوق
کُشتاره kuštarə: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری دو تیغه در نجاری برای رنده کردنِ چوب ها
فقان fəqan: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی اره برای برش دادن چوب
بِج انبار bəj - ānbar: [اصطلاح صنایع دستی] انبار برنج، صندوقی چوبی بدون نقش و نگار با رنگ اصلی چوب ویژه ی برنج روستاییان که در زیر ایوان ( تِلار ) و ...
دولابچه dullabčə: [اصطلاح صنایع دستی] صندوقچه ای ثابت در دیوار خانه ها برای نگهداری اشیاء و لوازم با ارزش
دس انبار dəs - ānbar: [اصطلاح صنایع دستی] صندوقی چوبی نجاری شده با پایه های خراطی. این صندوق را معمولا در ایوان برای نگهداری باقی مانده ی غذا، میوه، ...
اورسو صوندوق ursu - sunduq یا عروسی صوندوق arusi - sunduq: صندوقی که برای جهیزیه ی دختران، با رنگ های شاد و طرح هایی از عروس و داماد و یا تک چهره ی ز ...
یاشک yašāk: [اصطلاح صنایع دستی] صندوق چوبی، انبار چوبی
چکتو čakəto یا چوکوتورčukutur : [اصطلاح صنایع دستی] مانند اسکیت بود ( اسکی روی برف ) . این اسکی مدور از چوب انار و یا سرشاخه ی درختان ساخته می شد و گ ...
کاموا گول kamva - gul: [اصطلاح صنایع دستی] کاموایی دسته شده به شکل دایره ای کوچک یا توپی گرد که این گل در نوک چموش و گاه بر روی آن دوخته می شد. این ت ...
خِرمابُوته xərmabutə: [اصطلاح صنایع دستی] نقش ترنجی با سرهای کج شده که به زبان محلی خرما بوته یا بوته ی خرما به آن می گویند.
حلوا گول hālva - gul: نقش حلوایی، لوزی های متصل به هم
خِروا گول xərva - gul: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی نقش در چموش که شبیه درخت آلوچه است. غنچه آلوچه، درخت آلوچه.
گازن gazən: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری آهنی به شکل V انگلیسی با لبه ای پهن و تیز، برای بریدن چرم
ماه تابی mah - tabi: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی نقش هلالی همانند ماه