پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩٢)

بازدید
٣٨,٧٧٣
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پرده :در بیت زیر آنچه پوشیده و نهفته است ، آنچه در پس ِ پرده است و آشکار نیست دکتر کزازی در مورد واژه ی پرده می نویسد : ( ( پرده در پهلوی پردک pardag ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

سخنْ گاه : گاه ِ سخن ، جایگاه و پایگاه سخن از این پرده برتر ، سخن ْگاه نیست؛ به هستی، مر اندیشه را راه نیست. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

برنا : دکتر کزازی در مورد واژه ی برنا می نویسد : ( ( برنا در پهلوی اپرنای apurnāy و ابرنای aburnāy بوده است . در آن " ا "پساوند نفی است و پرنای به مع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پیر : دکتر کزازی در مورد واژه ی پیر می نویسد : ( ( پیر ریختی است از پدر . "د" در پدر ، به " ی" دیگر شده است . زبر ِ آن هماهنگ با زیر ( کسره ) در " پ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

توانا : دکتر کزازی در مورد واژه ی توانا می نویسد : ( ( توانا و دانا در پهلوی تُواناکtuwānak و داناک dānāk است . پساوند" اک " پهلوی در پارسی " ا" شده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کاغذ الون: کاغذی است از انواع کاغذهای ابری که توسط کاغذسازان با الوان و رنگ های مختلف رنگین می شده است. کاغذسازان برای رنگ کردن کاغذها از رنگ های زرد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ بُتی: از سده ۱۱ به بعد در ایران و شبه قاره هند کاغذسازی رونق خود را از دست داد و نوعی کاغذ که توسط اروپائیان به هندوستان رسیده بود به زودی جای ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ ابری ( درهمی ) : برای ساختن این کاغذ ظروفی را از مایع نشاسته پر می کردند و بر روی مایع مذکور رنگ های مورد نظر را می ریختند و کاغذ را بر روی آن م ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ کاهی: نوعی دیگری از کاغذ نامرغوب و کم بها بوده که کاتبان، دفترهای حساب و گاه تمام کتاب ها و رساله ها را روی آن می نوشتند. این کاغذ از جنس کاه به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ کشمیری: از سده ی نهم که شبه قاره هندوستان به عنوان مرکزی از مراکز فرهنگی در شرق جهان اسلام شناخته شد، در میان کاتبان، نوعی دیگر از کاغذ رواج یاف ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ شامی: نوعی از کاغذ بوده که در شام ساخته می شده است. سفیدی، شفافی و ملایمی از ویژگی های آن است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ دفتری: کاغذی نامرغوب و کم بها که برای نوشتن دفترهای حساب و کتابچه های سیاق به کار می برده اند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

کاغذ خانبالغ: نوعی از کاغذ را می گویند که در میان کاتبان مرسوم بوده و در خانبالغ ( پکن، چین ) درست شده است. این کاغذ در ایران و دیگر کشورهای اسلامی ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ ختائی: کاغذی ضخیم و درخشان بوده که در نواحی ختا عمل می آمده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کاغذ پوستی: در دوران نسخه نویسی، برای کتابت مُصحَف ( قرآن ) و گاهی برای نوشته های هنری از پوست حیوانات استفاده می کرده اند، به این صورت که آن را نازک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ خراسانی: کاغذهایی که در خراسان تولید می شده و از انواع آن می توان به کاغذ سلیمانی، نوحی، فرعونی، طلحی، جعفری و طاهری اشاره کرد که اسامی آنها نشا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کاغذ سمرقندی: برای نخستین بار در نیمه نخست سده دوم هجری، نوعی کاغذ توسط اسیران چینی در سمرقند عرضه می شود که در اندک زمان در مراکز علمی - سیاسی جهان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکتَتَل pa - kətəl: [اصطلاح صنایع دستی]پدال های زیر پای بافنده.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کتلkətəl : [اصطلاح صنایع دستی] صندلی چوبی است که بافنده بر روی آن می نشیند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نورد ( نُرد ) nurd : [اصطلاح صنایع دستی] چوب های ضخیمی است که روی دو تیر چهارگوش به نام تیر پاچال tirə - pačal نصب است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تانِ کار :tan - ə - kar[اصطلاح صنایع دستی] انتهای کار را گویند و منظور تارهایی است که بازنموده دور میخ ها پیچیده اند و می خواهند روی کار سوار نمایند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس چونگام pəsčungam: [اصطلاح صنایع دستی] میخ های عقبِ کار را می گویند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رجه rajə: [اصطلاح صنایع دستی] اصطلاحا به چوب هایی گفته می شود که بین تارها قرار می دهند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش چونگام piščungam: [اصطلاح صنایع دستی]میخ های جلوِ کار را گویند.

پیشنهاد
٠

ابریشم تاب زن :abrišəm - tabzən[اصطلاح صنایع دستی] دستگاهی است که سرتار ابریشم روی دوک را روی این دستگاه می گذارند و با چرخاندن چرخ، تار ابریشم به دو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چونگام čungam: [اصطلاح صنایع دستی] به دو میخ اطلاق می شود که در گوشه ی حیاط خانه زمین فرو می برند تا نخ های چاشو را به آن وصل نمایند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیر بزارشته qir - bəzarəštə: [اصطلاح صنایع دستی]تسمه ای قیر اندود که کلاف را به وسیله ی آن به ماکو متصل می نمایند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پاچالpačal : [اصطلاح صنایع دستی] دستگاهی مخصوص بافتن پارچه که از جنس چوب تهیه می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

گوده gudə: [اصطلاح صنایع دستی] به گلوله ی نخ "گوده" می گویند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هالارگن halargən: [اصطلاح صنایع دستی] دو قطعه چوب است که به وسیله ی نخی به هم متصل شده اند و نخ ها را به صورت گلوله ی نخ درمی آورند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بن پاش bunpaš و سرپاش sərpaš: [اصطلاح صنایع دستی]به دو سر دوک می گویند و تار ابریشم و پنبه را به آنها می بندند تا رها نشود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَچکاوزن ( اشکاوزن ) ačkavəzən: [اصطلاح صنایع دستی] دستگاهی است که به کمک آن نخ های ریسیده شده را به صورت کلافه درمی آورند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دس دسمال des - dessmal: [اصطلاح صنایع دستی]دستمال کوچکی برای پاک کردن آب بینی، اشک چشم و. . . به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کجِ برشته kəj - e - bərəštə: [اصطلاح صنایع دستی] پیله ی ابریشمی با دوک دستی ریسیده شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خُانه وَت چاشو :xanə - vat - čašow [اصطلاح صنایع دستی]چادری که در خانه می بافند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دس پاکن des – pakun: [اصطلاح صنایع دستی] دستمال های کوچک برای پاک کردن لوازم خانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

چاشو وئوجی čašow - vouji: [اصطلاح صنایع دستی] چادر شب بافی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

چاشوčašow : [اصطلاح صنایع دستی] پارچه ای شطرنجی، دستباف، رنگی و طرح دار که روی رختخواب تا شده می انداختند و یا دورکمر می بستند که به "چادر شب" نیز مع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

قاپوت qaput: [اصطلاح صنایع دستی] پارچه ی پشمی کلفت برای پالتو

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پشم لَپه pešmə - lapə: [اصطلاح صنایع دستی] به توپ پشمی دست سازی می گفتند که برای بچه ها از نخ پشم تهیه می کردند. در قدیم به جهت نبود توپ های پلاستیکی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسّی چرخی dassi - čarxi: [اصطلاح صنایع دستی] بازی مخصوصی است با توپ پشمی یا ماهوتی که به این بازی "تاب بول زنئی"tab - bul - zəney یا "تاب گل زنئی" یا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشمه کیسه pəšmə - kisə: [اصطلاح صنایع دستی] کیسه ی زبر پشمی که به آن "جان شور کیسه" jan - šor - kisə نیز می گفتند که به هنگام استحمام برای شست وشوی ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پشمه خیک pešmə - xik: [اصطلاح صنایع دستی] کیسه ای پشمی که در آن روغن و کره و پنیر می ریختند. گویش لاهیجانی است و گالشی ها آن را جَلد jald می نامیدند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

یاپونچی yapunči: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی شنلِ پشمی بلند که آن را در زمستان روی دوش می اندازند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پوسسین کولا pussin - kula: [اصطلاح صنایع دستی] کلاه پشمی کوه نشینان از پوست بره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

کش پیراهنkaš – pir ahan : [اصطلاح صنایع دستی] پیراهن پشمی، دستباف، سفید و نقش آن اغلب لوزی، گل حصیری، بوته و. . . است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دس جوروف das - juruf : [اصطلاح صنایع دستی] جوراب و دستکش پشمی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

شال چوخا šal - čuxa: [اصطلاح صنایع دستی] همان چوخا است؛ نوعی کت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پشمه شلوارpəšmə - šalvar : [اصطلاح صنایع دستی] شلوار پشمی دم پا که برای سالخوردگان لوله ای و برای جوانان دگمه ای دوخته می شد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پشمه چوقهpəšmə - čuqə یا چوخاčuxa : [اصطلاح صنایع دستی] نوعی کت پشمی برای مردان