پیشنهادهای جدیری (٤٧٨)
دلیک یارقان، با تلفظ درستش دالیک ( دال=شاخه، دالیک= درختانی با شاخه زیاد ) می باشد دالیک یار قان ( قان = باغ ) ) ، قانالیق= باغ انگور ) قان مثل ورزق ...
در زبان فارسی حرف قاف نیست. هر کلمه ایی قاف دارد. یا تورکی است. یا عربی دوقلو ( دوغلو، زایمان همزمان ( تورکی است. ) @
عنقا؟؟ یا اون قا؟؟ اونقا تورکی است. و عربی نیست. پس نباید با عین نوشته شود.
فکر می کنم. نام فامیلی عمو پورنگ قره ضیایی الدین است. بعدا کرده اند. فر ضیایی
آشتیان ( آش تیان ) باشتیان ( باش تیان ) داشتیان ( داش تیان ) . . نه تاس قالدی نه تیان ( ضرب الامثل معروف تورکی ) . . . تیان دیگ بزرگ آش است. که در کل ...
روستای ریگان در کرمان، هنوز برای این روستا ، معنایی ننوشته اند. شاید ریگان رئیس جمهوری سابق امریکا، مالک این روستاست😁 ریگان ( ایری گان ) گان مثل هرم ...
دوققوزونجو درس تورک دیلینی عرب الیفباسیندا یازاندا تشدید ( � ّ ) علامتی قویولمور یعنی ایکی سس سیز ، سس ( حرف ) ایکیسیده یازیلیر عینی لاتین الیفباس ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
سقلمه: چون این کلمه قاف دارد. قاف در فارسی وجود ندارد. آخر سقلمه ، مه دارد. مثل سورتمه، سورمه، دلمه . گزمه. و. . . . . . و تورکی است. بنابراین سقلم ...
ازجلو ( ازج لو ) = ازج لو علامت لو. و. لی . علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل قره قویونلو، آغ قویونلو، آیدینلو، اینانلو، آجرلو، رجب لو، زعفرانلو ...
الدوروم از فعل اولدورماق ( کشتن ) بولدورم از فعل بولماق ( تکه تکه کردن ) الدورم بولدورم ( می کشم و تکه تکه ات می کنم.
یه مه می سن غاز آتی نی، بیل مه می سن لذتی نی چون در زبان فارسی غین و قاف نیست. غاز با تلفظ قاز یک کلمه تورکی است.
کانسیلر ( کان سیلر ) =پاک کننده رنگ سیلر ( پاک می کند ) سیلر از فعل سیل ماق ( پاک کردن )
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
ریواس درر تورکی آذربایجان اوش قون ، و در بعضی جاها بنام قوش قونماز نامیده می شود.
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
کهلیک اوتی ، گیاهی خوشبو که برگهای خشک شده اش را در دوغ می ریزیم. کهلیک= کبک اوت= اوت علف و گیاه
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
سلام . بویمادرن، بوی مادرن، بوی مادران، بو مادران. . . و سپس ساختن داستان خیالی، غافل از آنکه تمام گلها بوی مادر می دهد.
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
غمزه ( عشوه و ناز ) غمزه لی ( کسی که دارای غمزه و عشوه هست ) بجای غمزه لی نباید بنویسیم غمزعلی
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
گیلاندوز ( گی لان دوز ) گی مثل گیسو، گیسوم، گیاه لان، مثل مارآلان ، ساوالان، میلان، جیلان دوز ( حرف راست، زمین های هموار ) مثل باراندوز، اصلاندوز، گو ...
مارآلان ( مار آلان ) = مار، هامار= هموار آلان= مکان===== مارآلان= زمین های هموار و صاف، مکان صاف و هموار مثل دشت تبریز گیلان ( گی لان ) ، سهلان، ایسف ...
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
کرمان وسیله نخ ریسی است . که در تورکی به آن جهره می گوییم. کرمان و جهره دو نام تورکی هستند. برای اینکه پشم را به نخ تبدیل کنیم. کرمان چیزی مثل میوه د ...
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...