تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دستیار دوم، زیردست، کمک منشی، کمک دستیار

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکستن دل، فرو ریختن دل، به درد آمدن قلب I saw the man who was my first love and my heart sank.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

خانه دوم، وطن دوم ( هر آن اقامتگاه، خاک یا سکونتگاهی که زادگاه یا ژنتیکی خودت نباشد ) . He took Prague to settle down as his adopted home.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

هم بستر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

همه چیز بین watching over everything بینای بینایان مثال از کتاب: this evidence of a flaw in the omniveillant maternal loup.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

talk into one's hat حرف بیخود زدن، آسمان ریسمان بافتن، شر و ور گفتن، یاوه سر هم کردن. You have to know, everytime she talks about life experience s ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٩

نماد زیاد و فراوان، میشه سلیقه ای به انباشته، تپه یا حتا چمدان ( در این معنا که فلانی وقتی مساد یه چمدون غم و بدبختی میاره با خودش ) و گونی و هرچه بر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

yank someone's chain یا pull someone's chain سر به سر کسی گذاشتن مترادف با tease someone با اعصاب کسی بازی کردن روی سگ کسی را بالا آوردن انگولک کردن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن قصه سر هم کردن آسمان و زمین به هم بافتن whenever he's late, he spins some yarn about a crisis.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

جنبشی در لندن دهه ۶۰ که سبک پوشش، مد، تفکرات و رفتار مخصوص به خود را داشت. اشخاص پیرو این طرز تفکر سفیدپوست هایی با موهای کوتاه سربازطور یا تمام کچل ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

حال کسی را به هم زدن، دل را زیر و بالا کردن، حال را خراب کردن just the smell turns my stomach.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

آیین نامه پوششی ( اصولی که شخص را مقید می کند موقع ورورد به مکانی، ویژگی های پوششیِ مشخصی داشته باشد، مثل وجوب پوشیدن چادر برای ورود به زیارتگاه ها. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

اسلنگ توهین آمیز: کونی، مفعول، معادل fruit picker

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وظیفه نشناسی پنبه توی گوش کردن چشم ها رو روی واقعیت بستن سر رو زیر برف کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

خل و چل، خل وضع، مترادف با cuckoo

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

اسلنگ: بچه مثبت، پسر پیغمبر، مریم مقدس I have some relatations with my school girls; what? I'm no silver bullet!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

اسلنگ: آب نمک ( پسر یا دختری که با آنها رابطه نیم بند داریم ولی هیچوقت جدی نمی شود. ) پارتنرِ پارت تایم. اسلنگ: سوراخ مقعد وقتی برای مخفی کردن مواد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هول بودن آویزان بودن belive me! I didn't invite her, she just follow me around like a back pocket.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ داشتن بر کسی، توی مشت داشتن شخصی، افسار کسی را در دست داشتن he had the cops in his back pocket so we could not press charges. دم دست داشتن، در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با فعل hold sway به معنی خرِ کسی رفتن نفوذ داشتن چیزی یا کسی را در مشت داشتن قدرت داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خرِ تو گِل درمانده و گرفتار گوسفند قربونی هدف راحت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جمع کردن میز، تمیز کردن میز رستوران که معمولا به این شکل استفاده می شود bus the tables

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

معنای توهین آمیز و اسلنگ: مردِ خاله، بی خایه، . . . ونی، مفعول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

اسلنگ: مرد ناهمجنسگرایی که گاهی تفریحی با مردی همجنسگرا می خوابد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

فیلم های پورنی که از ۱۹۰۰ تا ۱۹۶۰ ( پس از آن ساخت و انتشار پورن در امریکا آزاد شد ) بطور مخفیانه و زیرزمینی در امریکا ساخته و منتشر می شد. stag در اص ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

شکرمالی کردن ( بار معنایی منفی ) معادل کلاغ را رنگ کردن و جای طوطی نمودن. اغراق و آب و تاب دادن بیخود. طفره رفتن. در لفافه پیچیدن. سطحی سازی و س ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

رابطه جنسی ( معمولا خارج از عرف ) داشتن، معشوقه داشتن و خیانت کردن. از فعالیتی، درآمد نامشروع درآوردن. کار غیرقانونی کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

زُحْم، سَهْک

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٣

عفن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

جامعه گریز ( این کلمه اول به معنی دوری از اجتماع و گوشه گزینیِ زاهدانه بوده است ولی به مرور در زبان انگلیسی معیار از بار معناییِ زاهدانه آن کم شده و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

آسیه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

توتو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تالیران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کسا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دلجو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پشت سر هم، پی درپی، رج به رج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در جدول: خزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگران

پیشنهاد
٦

گودرز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دج

پیشنهاد
٥

بوهم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاری خانه محل نگهداری گاری، کالسکه و یراق آلات مربوط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پاتاب ( معادل فارسی گتر )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

شیرآور ( نه شیرفروش ) اسلنگ: مرد زن باره، زن باز، زن بلندکن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

خرکی، سمبل وار، شتابزده، از روی بی فکری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دنائت نفس کوچکی بی اهمیتی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شل و ول هردمبیل تق و لق

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

حجم ماده غذایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی علاقه

١