bit on the side

پیشنهاد کاربران

رابطه جنسی ( معمولا خارج از عرف ) داشتن، معشوقه داشتن و خیانت کردن.
از فعالیتی، درآمد نامشروع درآوردن. کار غیرقانونی کردن.
چیزی که به عنوان یک فعالیت یا رابطه جانبی وجود دارد
به خصوص وقتی که این چیز در کنار یک چیز اصلی ( مثل شغل، رابطه، یا برنامه اصلی ) انجام می شود.
✅ "I’ve been doing some freelance writing as a bit on the side. "
...
[مشاهده متن کامل]

من یه کار کوچیک آزادانه دارم — فقط برای کمک به درآمد، نه اصلیه.
✅ "He earns extra money with a bit on the side — he tutors students after school. "
او یه کار دوم داره — بعد از مدرسه دانش آموزا رو آموزش می ده، فقط برای درآمد بیشتر.
✅ "She’s been seeing someone else — he’s just a bit on the side. "
داره با کسی دیگه دیدار می کنه — ولی اون فقط یه رابطه دست دومه، چیزی که وقتی نیاز بود، بیاد.
✅ "He’s not her boyfriend, just a bit on the side. "
دوست پسرش نیست، فقط یه چیزی که وقتی دوست اصلیش نبود، بیاد.
✅ "I play guitar in my free time — it’s just a bit on the side. "
گیتار می زنم وقتی فراغت دارم — ولی اصلاً کار اصلی نیست، فقط یه سرگرمی کوچیکه.
✅ "Painting is a bit on the side for her — she’s a full - time doctor. "
نقاشی برایش فقط یه کار دومه — اصلیش دکتریه.