نفوذ داشتن بر کسی، توی مشت داشتن شخصی، افسار کسی را در دست داشتن
he had the cops in his back pocket so we could not press charges.
دم دست داشتن، در خدمت داشتن ( معمولا بر اشیا اطلاق می شود )
دم دست داشتن، در خدمت داشتن ( معمولا بر اشیا اطلاق می شود )