ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٩٤٠
تاریخ
١ ماه پیش
متن
I have no root, or say, I can radicate everywhere.
دیدگاه
١

من ریشه ای ندارم، یا باید گفت، هرجایی میتوانم ریشه بدوانم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If they're infected, they should be treated to avoid reinfection.
دیدگاه
٢

اگر آلوده اند باید درمان شوند تاعفونت مجدد صورت نپذیرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I find efficacy diminishes when my egg counts decline, like this man in the study, and reinfection provides relief.
دیدگاه
١

با کاهش تعداد تخم ها، متوجه شدم اثربخشی نیز، همانندتاثیر درمورد فرد تحت درمان، کاهش می یابد و عفونت مجدد باعث بهبودی می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
More than 95% of cases are self-limited with clearance of virus and immunity to reinfection.
دیدگاه
٢

در بیش ار95%مواردبا پاکسازی ویروس و ایمنی نسبت به عفونت مجدد خود بخود محدود می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Diarrhoea occurs coincident with emergence about a week after primary infection and up to one year after reinfection.
دیدگاه
١

پس از عفونت مجدد، ابتلا به اسهال با احتمال بروز اورژانسی حدود یک هفته تا بیش از یک سال پس از عفونت اولیه وجود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Aim To study the regulation of reinfection with Schistosomia japonicum in population after chemotherapy.
دیدگاه
١

هدف بررسیمهار ( کنترل ) ایجاد مجدد عفونت به کمک شیستوزوما زاپونیکوم ( نوعی انگل ) در جمعیت پس از یک کموتراپیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Please have a routine for not getting reinfection.
دیدگاه
١

لطفا بمنظور عدم بروز عفونت دوباره، روال معمول را داشته باشید ( ادامه دهید ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is unlikely therefore that reinfection will occur after successful eradication.
دیدگاه
٢

بنابراین بسیار بعید است که پس از ریشه کنی موفق ( عامل ) ، عفونت مجددی رخ دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A strong immunity to reinfection develops after one year.
دیدگاه
١

. پس از یکسال ( درمان ) ایمنی قدرتمندی نسبت به عفونت مجدد ایجاد می شود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The mechanism of noise production by riveter is analysed and the mechanical model of vibration isolation system is founded.
دیدگاه
١

مکانیسم تولید صدای مزاحم دستگاه پرچ بررسی شده و الگوی ( مدل ) مکانیکی عایق لرزه ( لرزه گیر ) پایه ریزی شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The problems of existing electromagnetic riveter discharge coil are pointed out.
دیدگاه
١

مشکلات موجود در زمینه سیم پیچ تخلیه الکترومگنتیک دستگاه خاطر نشان ( اعلام ) شده.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Feminism and the feminist movement comes from these opportunities – it's Rosie the Riveter who inspired the opportunities that came to postwar women.
دیدگاه
١

فمینیسم و جنبش های فمینیستی از این فرصت ها سرچشمه گرفته، این "رزی" کارگر دستگاه گرچ بود که الهام فرصتهایی شد که نصیب زنان پساجنگی شد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Experiments show that the vibration and noise level of new riveter are decreased obviously.
دیدگاه
١

آزمایش های جدید نشان می دهند که سطح لرزش و صدای پرچ کن جدید به شکل مشهودی کاهش یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective To understand the reinfection status of Ascaris lumbricoides after different mass chemotherapy measures were implemented in heavily endemic areas with A.
دیدگاه
٢

اهداف درک وضعیت عفونت مجدد آسکاریس لومبرکویدز پس از انجام اقدامات مختلف شیمی درمانی گسترده، در مناطق کاملا بومی با درجه پیاده سازی شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The dynamics both reinfection and infection rates of Ascaris lumbricoides was observed among 581 school children.
دیدگاه
٢

درصد پویای هم عفونت و هم عفونت مجدد آسکاریس لومبریکدوییسذدر میان 581کودک مدرسه ای مشاهده ( بررسی ) شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be tested and treated too.
دیدگاه
٢

بمنظور جلوگیری از بروز مجدد عفونت، همه شرکای جنسی باید مورد آزمایش و درمان قرار گیرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The reification of the first type can be proved by evidences, but only by legal interpretation or value supplement, can we reify the second.
دیدگاه
٢

عینیت یابی نوع اول را می توان با ارائه ادله به اثبات رساند ولی تنها با تفاسیر قانونی یا ارزشمند می توان نوع دوم را اثبات کرد. ی

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The debate this week was a rematch of last year's.
دیدگاه
٢

رویارویی این هفته، برگشت مسابقه سال گذشته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the rematch the Japanese won by two miles. So the American company fired the rower.
دیدگاه
٢

در دور برگشت ژاپنی ها با اختلاف دو مایل پیروز شدند و از این رو شرکت آمریکایی پاروزن را اخراج کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The Valencia rematch is being held on the 25th anniversary of that match, which ended in a draw because officials feared for the health of both competitors.
دیدگاه
٢

بیست و پنجمین سالگرد ویدا برگشت والنسیاآن مسابقه که بدلیل هراس مقامات از وضعیت سلامت دورقیب مساوی اعلام شد در جریان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
٢

بازی برگشت فینال میان دوتیم لیکرز و نیکرباکرز که همگان چشم انتظارش بودند بدلیل حذف تیم نیویورک در جام برگشتی شرق عملی نشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
١

بازی برگشت مورد انتظار nba بین دوتیم لیمرز و نیکرباکرز

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

شاید در بازی برگشت تیم پکر چیزی فراتر از یک شوق برای ایفای نقشی بزرگتر است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I hope to have my rematch someday.
دیدگاه
١

امیدوارم روزی بازی برگشت را تجربه کنم ( داشته باشم )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

شاید در بازی برگشت تیم پکر ز متوجه شود، کوین ویلیامز چیزی بیشتر از برای ایفای نقش بیشتر بشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
دیدگاه
١

رویارویی آیکمن و ترنرپس از چندین سال و پراز ضربات مغزی بسیار دیرهنگام خواهد بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We await the rematch with interest.
دیدگاه
١

با اشتیاق چشم انتظار بازی برگشت هستیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
دیدگاه
٢

تیم واریز پنج شنبه در شارلوت، جایی که با هورنتس رویارو می شوند، در یک مسابقه دوستانه شرکت می نمایند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
دیدگاه
١

ولی در استرادی، در دور برگشت جام فینالیستهای فصل گذشته، گفته های آقای وگ اثبات شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
دیدگاه
١

مصافی دوباره با نایجل بن بهمین زودیها در تقویم مسابقات داخلی ثبت نخواهد شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Both teams are preparing for the rematch.
دیدگاه
١

هر وتیم درحال آماده سازی مصافی دوباره هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Stanford will face UCLA in a rematch.
دیدگاه
٢

استنفورد با ucla مصافی دوباره خواهد دشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

داف گفت که درخواست برگزاری مجدد مسابقه را داده.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He did not even have the courtesy to reply to my fax.
دیدگاه
١

حتا اینقدر ادب نداشت که به فکس من پاسخ دهد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I have just received his reply.
دیدگاه
١

همین الان پاسخش را دریافت کردم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A lot of people replied to our advertisement.
دیدگاه
١

افراد زیادی به آگهی تبلیغاتی ما پاسخ دادند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She replied in but a feeble voice.
دیدگاه
١

او پاسخی مگر باصدایی ضعیف نداد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In business, a prompt reply is imperative.
دیدگاه
١

در امر تجارت، پاسخ فوری یک ضرورت است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He replied to that charge scornfully.
دیدگاه
١

او با تمسخر به آن اتهام پاسخ گفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The pupils replied in one voice.
دیدگاه
١

دانش آموزان باهم ( یکصدا ) جواب دادند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He did not reply to her question right away.
دیدگاه
١

او آنا به سووالش ( سووال آن خانم ) جواب نداد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
'I don't think so!' she replied tartly.
دیدگاه
١

با تندی جواب داد"من اینجوری فکر نمیکنم".

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
My reply may not have been polite, but he asked for it.
دیدگاه
١

شاید پاسخ من مودبانه نبود، ولی خودش اینطور خواست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The graph will rescale to show the region you selected.
دیدگاه
٢

نمودار برای نشان دادن ناحیه ای که انتخاب کرده اید مقیاس دهی مجدد می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Bicubic rescale algorithm shrinks video to small screen size in best possible quality.
دیدگاه
١

الگوریتم های بازمقیاس دومکعبی ( بایکیوبیک ) ئیدیو را با بهترین کیفیت ممکن به صفحه سایز کوچک تبدیل می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The resize filters rescale the input video frames to an arbitrary new resolution, using different sampling algorithms.
دیدگاه
١

فیلترهای اندازه گیری مجدد با بکاگیری الگوریتم های نمونه ای متفاوت ، داده ها ی فریم های ویدیو را تا حد یک وضوح قراردادی جدید مقیاس دهی دوباره میکند .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Before invoking this method, you have to rescale the color values into that range.
دیدگاه
١

پیش از بکارگیری این روش، باید مقادیر رنگ را در آن طیف قرار دهید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
So, if you want a unit vector that goes in the same direction, 1 all you have to do is rescale it, so, at its length becomes one.
دیدگاه
١

پس اگر می خواهید برداری داشته باشید که درهمان جهت قرار گیرد، تمام کاری باید بکنید اینست که به آن مقیاس مجدد بدهید به گونه ایکه طول آن به یک برسد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Desperate for a better future if she can find a way to rescale her past.
دیدگاه
٣

چون نمیدانست که آیا می تواند گذشته اش رابازتعریف کند از آینده اش نیز ناامید بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Shareholdings held by a Member's spouse and infant children are not registrable.
دیدگاه
٣

سهامدار بودن همسر یا فرزندان نوزاد اعضا قابل ثبت نیست.