ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٩٣١
تاریخ
١ ماه پیش
متن
He sat there with a look of content on his face.
دیدگاه
٣

با چهره ای رضایتمند آنجا نشست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She really wanted the ice cream, but she contented herself with low-fat yogurt.
دیدگاه
٣

واقعا ( دلش ) بستنی می خواست ولی خود را به ماست کم چرب راضی کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He was disappointed in his performance, but he contented himself by considering that no one else played any better.
دیدگاه
٣

از اجرای خود راضی نیود ولی از اینکه هیچ کس دیگری نیز از او بهتر اجرا نکرده خود را راضی کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The workers were no longer content to wait for the promised improvements.
دیدگاه
٣

کارگران دیگر به انتظار برای وعده های بهبودی رضایت نمی دادند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The child was content with his old teddy bear and wasn't interested in the new one.
دیدگاه
٣

کودک از خرس پارچه ای کهنه ( قدیمی ) اش راضی بود و به عروسک جدید علاقه ای نداشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She had her children and a job that interested her, and she was content.
دیدگاه
٣

فرزندان و شغلش را دوست داشت و راضی بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The content of fat in cream is high.
دیدگاه
٣

چربی خامه زیاد است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The content of this carton is one quart.
دیدگاه
٣

محتوای این کارتن ( ظرف ) یک ربعی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The content of his paper was impressive, but the form was terrible.
دیدگاه
٣

محتوای مقاله او تحسین برانگیز بود ولی شکل ظاهری ( فرمت کار ) افتضاح بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The names of the book's chapters are listed in the table of contents.
دیدگاه
٣

نام فصلهای کتاب در جدول مندرجات فهرست شده.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's a character defect in her that she can't ever accept that she's in the wrong.
دیدگاه
٠

ایراد شخصیتی او اینست که هرگز نمی تواند بپذیرد که اشتباه کرده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She suffers from a heart/sight/speech defect.
دیدگاه
٣

او دچار نقص قلبی/بینایی/تکلمی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
All R4aircraft have been grounded, after a defect in the engine cooling system was discovered.
دیدگاه
٠

تمامی هواپیماهای آر4 پس از کشف نقص سیستم خنک کننده موتور زمین گیر شدند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He was born with a hearing defect.
دیدگاه
٠

او با نقص ( مادرزادی ) شنوایی متولد شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The defect detracts greatly from the value of the vase.
دیدگاه
٠

این ایراد تا حد زیادی از ارزش گلدان می کاهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A defect was found in the water-cooling/electrical circuit.
دیدگاه
٠

در سیستم مدار الکتریکی / خنک کننده نقصی پیدا شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The fundamental defect of fathers is that they want their children to be a credit to them.
دیدگاه
٠

ایراد اساسی پدران اینست که می خواهند فرزندانشان اعتبارایشان شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The villain was caught because his plan had many defects.
دیدگاه
٠

شرور به این دلیل دستگیر شد که نقشه اش ایرادات زیادی داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
His theory of the formation of our world was filled with defects.
دیدگاه
٠

نظریه او در خصوص شکل گیری جهان ما پر از نقص بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
My Chevrolet was sent back to the factory because of a steering defect.
دیدگاه
٠

شورولت من بدلیل نقص سیستم فرمان به کارخانه عودت گردید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Seting this swith to ON produces a dynamic drum sound while increasing the perceived power of the sound.
دیدگاه
٢

با تنظیم سویچ روی حالت روشن، صدای درام پویا ایجاد می شود که باعث افزایش قدرت صدای دریافتی می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Each robot is equipped with a pressure detection swith . It will alarm automatically to avoid robot falling down when air pressure is insufficient.
دیدگاه
١

هر ربات، مجهز به یک دستگاه تشخیص فشارست که هرگاه فشارهوا کم شود برای جلوگیری از افتادن ربات بصورت خودکار هشدار میدهد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Btw, I had to swith browsers to even POST this comment.
دیدگاه
٣

من حتا مجبور شدم مرورگرها را تغییر دهم تا بتوانم این نظر را ارسال کنم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
دیدگاه
٠

دومین شغل برتر، مهندس نرم افزار و سپس تحلیلگر سیستم، زیست شناس و مورخ قرار دارند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
دیدگاه
٠

هیچ روش پذیرفته شده جهانی برای آمادگی شغلی بعنوان تحلیلگر سیستم وجود ندارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I am applying for the systems analyst position.
دیدگاه
٠

من درحال درخواست برای شغل تحلیلگر سامانه هستمم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Our definition of a systems analyst is necessarily broad.
دیدگاه
١

ناگزیر تعریف ما از یک تحلیلگر سامانه ها، گسترده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It cuts off communication between the systems analyst and the user.
دیدگاه
٣

این امر ارتباط بین تحلیلگر سامانه و کاربر را قطع می نماید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٣

تحلیلگر ارشد سامانه های محاسباتی، در کالج سلطنتی لندن

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Sunday night is an uneasy time for systems analyst Tom Santos.
دیدگاه
٣

یکشنبه شب، برای تام سانتوس، تحلیلگر سامانه، بازه زمانی ناآرامیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The systems analyst frequently acts as a consultant to a business.
دیدگاه
٣

اغلب تحلیلگر سامانه بعنوان مشاور کسب و کار عمل می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The three primary roles of the systems analyst are as consultant, supporting expert, and change agent.
دیدگاه
٣

سه نقش اولیه تحلیلگر سیستم، مشاوره، کارشناسی پشتیبان، و عامل تغییر هستند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
When the system is implemented, the systems analyst may be happy with the system.
دیدگاه
٣

تحلیلگر سیستم زمانی می تواند از سامانه راضی باشد که سیستم درحال کار باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Terry's tactic was to use the systems analyst for a peer pressure over the programmer.
دیدگاه
٣

روش "تری" اینست که از تحلیلگر سامانه بعنوان فشار قرینه ( همزمان ) بر برنامه نویس استفاده می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
دیدگاه
٣

او تحلیلگر سامانه هاست و در حال حاضر شغلش حسابی آزارش می دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Stan, a computer systems analyst, approaches pie in a thoughtful, systematic way.
دیدگاه
٣

آستن، تحلیلگر سامانه های رایانه ای، بارویکردی اندیشمندانه به سیستم پای نزدیک شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٣

سامانه محاسباتی با کارآیی بالا

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The virtual study community makes full use of modern Internet, breaks the limit of time and space, and makes the opening study reification .
دیدگاه
٢

جامعه مطالعاتی انتزاعی استفاده گسترده ای از اینترنت دارد، محدودیتهای زمان و مکان را می شکند و به بررسی اولیه عینیت می بخشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
According to marx, treating labor as a commodity exemplified the reification of the individual.
دیدگاه
١

به نظر مارکس، نگاه به نیروی کار بعنوان یک کالا باعث شی انگاری فرد می گردد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She only replied with a smile.
دیدگاه
١

او تنها با لبخندی پاسخ داد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She replied in but a feeble voice.
دیدگاه
١

او پاسخی جز یک صدای ضعیف نداد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The experiment proved that the recoil force of the electromagnetic riveter has reduced greatly.
دیدگاه
١

آزمایش نشان داد نیروی لگد دستگاه پرچ الکترومگنتیکی بسیار کاهش یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The experiment indicated that the new electromagnetic riveter recoil's force remarkably reduces and the output rivet force also has obviously increased.
دیدگاه
٠

آزمایش نشان دادکه نیروی لگد دستگاه پرچ الکترومگنتیک به شکل مشهودی کاهش یافته و نیروی خروجی دستگاه کاملا افزایش یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The riveter riveted the metal sheets to the ship's bottom.
دیدگاه
٠

دستگاه پرچ ورقه های فلزی را به کف کشتی پرچ نمود ( با دستگاه پرچ، ورقه های فلزی را به کف کشتی پرچ نمودند. )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Love the moment. Flowers grow out of dark moments. Therefore, each moment is vital. It affects the whole. Life is a succession of such moments and to live each, is to succeed. Corita Kent
دیدگاه
٣

لحظه را دوست بدار. گیاهان در لحظه های تریکی قد می کشند. پس هر لحظه ای ضروریست. کل امر را مورد تاثیر قرار می دهد. زندگی توالی این لحظه هاست و موفقیت ز ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Many children stammer but grow out of it.
دیدگاه
٥

بسیاری از کودکان دچار لکنت می شوندولی آن را پشت سر می گذارند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Most children who stammer grow out of it.
دیدگاه
٢

بیشتر کودکانی که لکنت دارند رشد می کنند و از این مرحله بیرون می آیند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He'll soon grow out of wetting the bed.
دیدگاه
٥

او بزودی آنقدر بزرگ می شود که رختخوابش را خیس نکند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Flowers grow out of dark moments. Corita Kent
دیدگاه
٥

گیاهان در لحظه های تاریکی قد می کشند. کنت کوریتا

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Consummate assessment methods, establish multiple evaluation system and radicate the main body of the system.
دیدگاه
٢

روشهای تمام عیار ارزیابی ، سیستم های ارزیابی های چندگانه ای را در بدنه سیستم پایه گذاری نموده و در آن ریشه دوانیده است.