ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٩٢٤
تاریخ
١ ماه پیش
متن
There will always be some ambiguity about what actually happened.
دیدگاه
٤

همیشه راجع به آنچه واقعا اتفاق افتاده، ابهام وجود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Ambiguity arises when students' spoken English is very limited.
دیدگاه
٤

وقتی مهارت زبانی انگلیسی فراگیران بسیار محدود باشد، ابهام بوجود می آید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To remove any ambiguity we have to acquire more accurate information.
دیدگاه
٤

برای ابهام زدایی، باید اطلاعات دقیق تری بدست آوریم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's a work full of paradox and ambiguity.
دیدگاه
٤

این اثر پر است از تناقض و ابهام.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The course teaches students to avoid ambiguity and obscurity of expression.
دیدگاه
٤

این دوره به فراگیران می آموزد که از ابهام و مبهم سخن راندن بپرهیزند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There was an element of ambiguity in the president's reply.
دیدگاه
٤

در پاسخ رئیس جمهور، عناصری از ابهام وجود داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Don't touch ambiguity when you are in love.
دیدگاه
٣

اگر عاشقی، به ابهام دست نَیاز.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Incorrect choice of words leads to ambiguity for the reader.
دیدگاه
٣

گزینش نادرست واژگان، خواننده را دچار ابهام می نماید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Much British humour depends on ambiguity.
دیدگاه
٣

اغلب طنزهای بریتانیایی، متکی به ابهام هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
When keeping the ambiguity with you ,I fear I will fall in love with you, and I fear I will cry after your leaving.
دیدگاه
٣

در دل هراس دارم، مادامیکه باخود ابهام بهمراه داری، دل به تو بسپارم، و هراسم اینست که پس از رفتنت اشک بریزم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There is a degree of ambiguity in this statement.
دیدگاه
٠

در این ( جمله ) بیانیه تاحدی ابهام وجود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
HOOPOE INTERNATIONAL CO (PVT) LTD is an international purchaser from Sri Lanka, need to buy products of Clothing, Furniture, Home Appliances, Commodity, Toy etc. categories.
دیدگاه
٠

شرکت بین المللی "شانه بسر ( هوپویی ) " شرکت انحصاری خریدار سریلانکایی، نیازمند خرید پوشاک، لوازم منزل، اسباب بازی و سایر کالاهای طبقه بندی شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There the gods turned Procne a swallow, Philomela a nightingale and Tereus a hoopoe.
دیدگاه
٠

در آنجا خدایان پروکنی را به پرستو، فیلوملا را به بلبلی و تریوس را به شانه بسر تبدیل نمودند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If your dog seems to be sleeping in its den like a hoopoe it does not have to be as it appears.
دیدگاه
٠

اگر اینگونه بنظر می رسد که سگتان در لانه خود مثل یک شانه بسر خوابیده، لزوما آنگونه که بنظر می رسد نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
the stork, any kind of heron, the hoopoe and the bat.
دیدگاه
٠

لک لک، و هرنوع حواصیل ( مرغ ماهیخوار ) ، شانه سر و خغاش

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A general amnesty for political prisoners may be in the offing.
دیدگاه
٠

ممکن است برای زندنیان سیاسی ، عفو عمومی درراه باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There are no good scenarios in the offing. The markets are in turmoil.
دیدگاه
٠

هیچ سناریو خوبی درراه نیست. بازارها در آشفتگی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The smell of cooking told them there was a meal in the offing.
دیدگاه
٠

بوی آشپزی ( غذا ) می گفت که وعده غذایی خوبی درراه است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Husbands were home; family gatherings were in the offing.
دیدگاه
٠

شوهران در خانه بودند و دورهمی خانوادگی درراه .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Tighter airport security regulations could be in the offing.
دیدگاه
٠

احتمالا مقررات امنیتی شدیدتی درراه است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
With an election in the offing, the prime minister is keen to maintain his popularity.
دیدگاه
٠

نخست وزیر، نظر به انتخابات درراه ، مشتاق حفظ محبوبت خود بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Big changes were in the offing.
دیدگاه
٠

تغییراتی بزرگ در راه بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There's a pay rise in the offing, I hear.
دیدگاه
٠

شنیده ام که افزایش حقوق دراه است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He was flown out in a tiny Stork spotter plane to Rome.
دیدگاه
٠

اوا با یک هواپیمای جانمایی لک لک به رم پرواز کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Stork affects our quality of life, health and lives greatly.
دیدگاه
٠

لک لک ها بر کیفیت ، سلامت و زندگی ما اثر می گذارند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This household four-line poem named "stepping upon the stork tower" a masterpiece of renowned Tong Dynast poet WangZihuan has made the stork tower one of China four famous towers.
دیدگاه
٠

شعر خانگی چهارپاره به نام"گامی بر برج لک لک"شاهکارشاعر پرآوازه WangZihuanاز سلسله تانگ، برج لک لک را درچین به یکی از چهار برج مشهور بدل ساخت. ( چهارپ ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A large tropical American stork (Jabiru mycteria) having white plumage with a pink band at the neck and a naked head.
دیدگاه
٠

Jabiru mycteria ( لک لک بزرگ آمریکایی مناطق حاره است که پوشش پری با نواری صورتی در گردن و سری بدون پر دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The stork is starting to move.
دیدگاه
١

لک لک درحال شروع به حرکت است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Only I wish we have not got King Stork, instead of King Log, like the fabliau (fable) that the Clerk of Saint Lambert's used to read us out of Meister Aesop's book.
دیدگاه
١

فقط ایکاش بجای شاه لاگ ، شاه لک لک را نداشتیم ، مثل حکایت پیشکار " لمبرت قدیس" که روزی روزگاری از روی کتاب آقای اِزوپ برای ما میخواندند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A great shadow swooped in, the Stork bucked wildly and Farber cried out in alarm.
دیدگاه
١

سایه بزرگی افتاد، لک لکی وحشیانه به داخل پرید و Farber داد زد تا اخطار بدهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A marabou stork was poking about nearby in a pile of rubbish, and I gave it a wide berth.
دیدگاه
١

لک لک آفریقایی ( مارابو ) سرگرم نوک زدن به یک کپه آشغال بود و من از او فاصله گرفتم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A marabou stork was poking about nearby in a pile of rubbish, and I gave it a wide berth.
دیدگاه
١

یک لک لک آفریقایی سرگرم نوک زدن به یک کپه زباله بود و من از او فاصله گرفتم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Most confusingly named as it is a stork not an ibis.
دیدگاه
١

نام گیج کننده ای است چراکه او لک لک است و نه ایبیس ( لک لک گرمسیری ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If you can imagine a benevolent and myopic stork in goggles and woolly hat, then you've just about got the picture.
دیدگاه
٢

اگر می توانید یک لک لک خیرخواه را با چشمانی نزدیک بین وعینک ایمین و کلاه پشمی تصور کنید ، آنوقت است که تقریبا موضوع را گرفته اید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The white stork is one of the biggest land birds of the region.
دیدگاه
٧

لک لک سفید یکی از بزرگترین پرندگان خشکی، ناحیه است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A stork flew slowly past.
دیدگاه
٢

لک لک پروازکنان به آرامی گذشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He would let them pet the skunks and the raccoon and talk to the myna bird; and yet they never crossed the bridge without being invited.
دیدگاه
٠

به آنها اجازه داد تا راسوها ( گّند راسو ) و راکونها را نوازش کنند و با مرغ مینا حرف بزنند، بااینهمه هرگز بدون دعوت از پل رد نشدند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This myna is smart.
دیدگاه
١

مینا پرنده باهوشی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A pied myna is caught in a bird trap in the Barpeta district of the north-eastern state of Assam, in north-east India.
دیدگاه
٠

یک مینای ابلق درناحیه Barpeta شمال شرق ایالت آسام واقع در شرق هندوستان به دام افتاد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The number of UK Crested Myna why less and less, which is still a non - Solution of the mystery.
دیدگاه
٠

تعدا میناهای کاکل دار بریتانیا کمتر و کمتر می شود ، که هنوز جنبه حل نشده ماجراست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A myna fledgling and its nest, which has been knocked into the road during stormy weather in Bhubaneswar, India.
دیدگاه
٠

یک مینای جوان و لانه اش راکه درهوای توفانی Bhubaneswarهند درون جاده افتاده بود. . .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The new hundred phoenixes send myna princess to hold the post of the messenger who between the birds and the humanity associate.
دیدگاه
٠

صد ققنوس جدید، شاهزاده خانم مینا رابمنظور حفظ جایگاه پیامرسان بین پرندگان و انجمن انسانها گسیل داشتند ( فرستادند ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Crested Myna Why are there so organized, why they fly so smooth, they rely on to carry out the organization and the contact?
دیدگاه
٠

چرا مینای کاکلی اینقدر سازماندهی شده است ، چرا اینقدر ملایم پرواز میکند، آیا آنها بر سازمان و روش ارتباطی اتکا دارند؟

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Peacock prince and myna princess has felt embarrassed, who selects first?
دیدگاه
٠

شاهزاده طاووس و شاهزاده خانم مینا شرمسار شدند، چه کسی نخست بر می گزیند؟

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is public knowledge that myna can imitate human words. But how a myna "speaks"?
دیدگاه
٠

همه می دانند که مرغ مینا کلمات انسانی را تقلید می کند. ولی چگونه "حرف می زند"؟

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Xue E Feeding A Myna" is an outstanding epic in Yi language. "
دیدگاه
٠

" ژو ئی به مرغ مینا غذا می دهد" یک حماسه برجسته در زبان "یی" است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Breezes rustle the berry bushes. Myna birds call from tree tops to wild pigs below.
دیدگاه
٠

نسیم بوته های توت ( فرنگی ) را به خش خش می انداخت. مرغ میناها از نوک درخت، خوکهای وحشی آن پایین را صدا می زنند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
My myna bird can imitate what people say.
دیدگاه
١

مرغ مینا می تواند آنچه مردم می گویند را تقلید کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The people very much like the myna which is with good intention, because she has a body black feather, the people kindly are called her "black eyebrow coloring plume princess".
دیدگاه
٠

مردم ازروی حسن نیت مرغ مینا را دوست داشتند چراکه بدنش از پرهای مشکی پوشیده بود ، مردم با مهربانی اور "شاهزاده خانم اّبرو مشکی تِل سررنگی "صدا می زدند ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The people very much like the myna which is with good intention, because she has a body black feather, the people kindly are called her "black eyebrow coloring plume princess".
دیدگاه
٠

مردم مرغ مینا را از روی نیت خیر دوست دارند چراکه پرهای بدنش سیاه است ومردم با مهربانی اورا"شاهزاده خانم اّبروی سیاه تِل سررنگی "صدا می زدند.