ترجمههای حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)
طی دوران طلاقش، بدنبال حمایت دوستانش می گشت.
در دوران دانشکده، بر پشتیبانی والدینش اتکا داشت.
دخترش بعداز عمل جراحیش، پشتیبان او بود.
حمایت کارگران به او در پیروزی در انتخابات کمک نمود.
این بالش را برای تکیه گاه پشتم خریدم.
این تیرها، تکیه گاه خوبی برای سقف هستند.
فرمانداراز نماینده لیبرال ها برای احراز ریاست جمهوری حمایت کرد.
باید با برخی حقایق از استدلال خود پشتیبانی کنید.
شهادت شاهد، داستان متهم را تایید می کرد.
در آن شغل، آنقدری که بتواند از پس مخارج خود بر بیآید، پول در نمی آورد.
والدین بسیار به جهت حمایت از خانواده هایشان کوشیدند.
کولریج هم بر جهان طبیعی و هم به روح بشری پافشاری می نمود.
کولریج از خلاقیت شاعرانه خودبرای رسیدن اهدافش، پرسش گری، کاووش و ادای توضیحات سود می برد
پس می توانیم اظهارات کج خلاقانه اورا در خصوص مرتد بودن کولریج جدی نگیریم.
کولریج بیشتر از توهمات ترسناک خود پریشان است.
اگرچه که از نظر خود کولریج هم عزیمت اجباری او از اوتری چیزی مانند خیانت بود.
دیوید کولریج اعلام نمود که تا پایان سال از سمت ریاست لویدز بازنشسته خواهد شد.
کولریج تنها پس از بازگشت از شرو بری و رهایی نهایی از نگرانی های آنی مالی بود که امیدهای مبهم را به اهدافی روشن تر بدل نمود.
کولریج روش کاملا ساده ولی در واقع بسیار هوشمندانه در سرایش شعر سپید بسط داد.
کولریج مجبور شد سی سال آینده را صرف حملاتی به خردگرایی بنماید.
کولریج در بسیاری جهات، از زمانه خود جلوتر بود.
کولریج در کودکی، عادات همه چی خوانی را پرورش داد.
او در اشعار خود علاقه نسبی را به کولریج نشان داد.
"کولریج" در درک خود از ناخودآگاهی بسیار اززمانه خود جلوتر بود.
کاملا مطمئنم که از کم به شما خرسند خواهد شد.
کاملا درست است که او قابل اطمینان نیست.
نامه کاملا بوضوح حاکی از نگرانیش بخاطر او بود.
کاملا از صدماتی که اعمال اوببار آورده، آگاهیم.
کاملا درست است که مردم از روی لهجه شان قضاوت می شوند.
خوب میدانم که ممکن است نقشه ها درست پیش نروند.
"مارک" از موافقت بااو بسیار خوشحال بود.
بسیار از کمک به ما خرسند بودند. از دیدارش در عید بسیار خوشحال بودم.
انکار مسوولیت برایشان بسیار آسان است.
خانم"کارترایت" گفت از اهدا جوایز بسیار خرسند خواهد شد. .
فاصله بین فقیر و غنی درحال گسترش است.
پلیس در عذر ( عدم حضورش در صحنه جرم ) خللی یافت.
مهاجران از شکاف بین کوهستان گذر کردند.
احساس کرد که طی تابستان، بین او و دوستش فاصله بیشتری ایجاد شده.
از آن سوی اتاق، با شک به من می نگریست.
معمولا گوش دادن به توصیه های پزشکتان مفید است.
ابهام قابل توجهی در مفهوم این بخش از توافق وجود دارد.
در آنچه او گفت، مقداری ابهام وجود داشت.