ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٩١٧
تاریخ
١ ماه پیش
متن
There is an added incentive for you to buy from our catalogue-a free gift with every purchase.
دیدگاه
١

برای شما که از کاتالوگ ما خرید میکنید، پاداش مضاعفی وجود دارد، یک هدیه با هرخرید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Bonus payments provide an incentive to work harder.
دیدگاه
١

پاداش ها، برای کار بیشتر انگیزه فراهم می نمایند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There will be a major incentive among TV channels to keep standards up.
دیدگاه
١

انگیزه زیادی میان کانالهای تلویزیونی برای حفظ استانداردها وجود خواهد داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She had the added incentive of being within reach of the world record.
دیدگاه
١

او انگیزه مضاعفی برای دستیابی به رکورد جهانی داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The emphasis is on the carrot of incentive rather than the stick of taxes.
دیدگاه
٢

تاکید بیشتر بر هویج تشویق است تا، چوب مالیات

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A little bonus will give the employees an incentive to work harder.
دیدگاه
٣

یک پاداش کوچک به کارمندان انگیزه می دهد تا بیشتر کار کنند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The company operates a share incentive scheme for its workers.
دیدگاه
٥

شرکت برای کارگرانش یک طرح سهام تشویقی اعمال می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Neither side would have an incentive to start a war. Ergo, peace would reign.
دیدگاه
٥

هیچ طرف[مخاصمه] انگیزه ای برای شروع جنگ ندارد. ازاین رو صلح حکمفرما خواهد بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
As an added incentive, there's a bottle of champagne for the best team.
دیدگاه
١

بعنوان انگیزه مضاعف، برای بهترین تیم یک بطری شامپاین نیز هست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The most direct financial incentive to prevent rubbish is to charge people by the amount of rubbish they put out.
دیدگاه
٥

سرراست ترین انگیزه مالی برای جلوگیری از زباله، اینست که از افراد هزینه [دفع] زباله ای که بیرون می ریزندرا بگیریم. ،

تاریخ
١ ماه پیش
متن
an unattractive habit of interrupting
دیدگاه
٣

عادت نه چندان جذاب پریدن وسط حرف کسی

تاریخ
١ ماه پیش
متن
an unattractive shade of green
دیدگاه
٣

سایه سبز نه چندان جذاب

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Basic computer code consists of sequences of ones and zeros.
دیدگاه
٠

همه کدهای کامپیوتری شامل توالی یک ها و صفرهاست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The difficult part is learning the new computer codes after that it's all downhill.
دیدگاه
٠

بخش سختش ، یادگیری کد ( رمزینه ) های کامپیوتریه، دیگه بقیه ش سرازیریه ( کار آسون میشه )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Other record companies offered long, fattening lunches in over-priced restaurants as part of the deal-making process.
دیدگاه
٠

دیگر شرکتهای ظبط رستورانهایی را با منوی طولانی و غذاهای چاق کننده بعنوان بخشی از فرآیند توافق ساز پیشنهاد دادند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Besides fattening the wallets of local merchants, the negotiators challenged each other to solve disputes on agriculture and textiles.
دیدگاه
١

مذاکره کنندگان علاوه بر پر و پیمان کردن کیف پولهای خود، یکدیگر را برای حل و فصل اختلافات کشاورزی و نساجی به چالش کشیدند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Revenge is sweet and not fattening. Alfred Hitchcock
دیدگاه
٣

انتقام شیرین است و نه چاق کننده. آلفرد هیچکاک

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The weight-conscious so often choose the most fattening dishes on the menu, in the mistaken idea that they were being virtuous.
دیدگاه
٢

علیرغم این نظر که افرادآگاه از چاقی خود مبرا ( ی از خوردن غذاهای چاق کننده هستند ) ، این افراد اغلب چاق کننده ترین غذاها را انتخاب میکنند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Fats are the most fattening foods of all.
دیدگاه
٣

چربی چاق کننده ترین مواد غذاییست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Pasta is not as fattening as people think it is.
دیدگاه
٥

پاستا آنقدرها که مردم فکر می کنند چاق کننده نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Some foods are more fattening than others.
دیدگاه
٣

بعضی غذاها چاق کننده تر ( از سایر غذاها ) هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The doctor has advised him to keep off fattening food.
دیدگاه
٥

دکتر به او توصیه کرد که از غذاهای چاق کننده بپرهیزد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We substitute margarine for cream because cream is fattening.
دیدگاه
٥

ما کره نباتی را جایگزین خامه کردیم ، چون خامه چاق کننده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Fame portends trouble for men just as fattening does for pigs.
دیدگاه
٥

شهرت برای مردان دردسر به دنبال می آورد همانگونه که پروار شدن برای خوکها!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We're fattening the livestock up for slaughter.
دیدگاه
٥

داریم احشام را برای کشتار پروار می کنیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
You need fattening up a bit.
دیدگاه
٥

باید یک کم چاق ( تر ) بشی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
دیدگاه
٥

سالهاست که مدیران بواسطه تلاشهای کارگران پروار شده اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Anne had a sharp tongue on her and had made enemies at court.
دیدگاه
٠

آنه زبان تندی دارد و در دربار ( یا دادگاه، بسته به متن ) برای خود دشمن ساخته است!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
No one can bear his sharp tongue.
دیدگاه
٠

هیچکس قادر به تحمل زبان تند او نیست

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This woman has a sharp tongue.
دیدگاه
٠

این زن زبون تندی داره!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Emma has a sharp tongue .
دیدگاه
٠

اِما زبون تند وتیزی داره!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Gina's sharp tongue will get her into trouble one day.
دیدگاه
٠

بالاخره یه روزی زبون تند جینا کار دستش میده ( تو دردسر میندازش ) !

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I dislike the man; he has such a sharp tongue.
دیدگاه
٠

ازش خوشم نمیآد، زبون تندی داره

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Jane has rather a sharp tongue, I'm afraid.
دیدگاه
٠

شرمنده ام، جِین زبون نسبتا تندی داره!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He concocted the most amazing dish from all sorts of unlikely ingredients.
دیدگاه
٠

او شگفت انگیزترین غذای من درآوردی را با همه نوع مواد ( ترکیبات ) غیرمحتمل درست کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing how much computers have come down in price over the past few years.
دیدگاه
٠

شگفت انگیز است که در این چند سال چقدر قیمت رایانه ها کاهش یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing how quickly people adapt.
دیدگاه
١

شگفت انگیزاست که مردم چقدر زود خودرا تطبیق می دهند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The human body has an amazing capacity to repair itself.
دیدگاه
٣

بدن انسان ظرفیت شگفت انگیزی برای بازسازی خود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He's an amazing player to watch.
دیدگاه
٣

تماشای بازی این بازیکن شگفت انگیز است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing that a stranger suddenly become your world.
دیدگاه
٣

بسیار شگفت انگیز است که چگونه یک غریبه ناگهان تبدیل به دنیای شما می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's not about making the amazing saves. It's the little things and small things that made great gatekeepers great.
دیدگاه
٣

موضوع اصلا سیوهای ( سیو:گرفتن توپ در دروازه ) شگفت انگیز نیست. کارهای کوچک، چیزهای کم اهمیت است که دروازه بانهای بزرگ را ، بزرگ ساخته.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The amazing thing is, he really believes he'll get away with it.
دیدگاه
٣

شگفت انگیز است که او واقعا باور دارد می تواند از این مساله فرار کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing what we can re-member with a little prompting.
دیدگاه
٣

شگفت انگیز است که با یک اشاره کوچک چه چیزهایی را که بیآد نمی آوریم!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing how closely Brian and Steve resemble each other.
دیدگاه
٣

چقدر شگفت انگیزاست که برایان و استیوتا این اندازه به یکدیگر شباهت دارند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing what people will do to get out of paying taxes.
دیدگاه
٣

شگفت انگیز است که این مردم برای دررفتن از پرداخت مالیات چکارها که نمیکنند؟!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Modern technology is amazing, isn't it?
دیدگاه
٣

فناوریهای نوین خیلی شگفت انگیزهستند، مگر نه ( اینطور نیست ) ؟

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The little chairs are not made to support the weight of an adult.
دیدگاه
٠

صندلیهای کوچک برای تحمل وزن یک بزرگسال ساخته نشده اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
These picture hangers can support thirty pounds.
دیدگاه
٠

این آویزه های عکس می توانند 30پوند ( حدود13. 5کیلوگرم ) را تحمل نمایند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
But analysts think some changes particularly involving Texas trackage rights may be in the offing.
دیدگاه
٠

اما تحلیلگران بر این باورند که ممکن است برخی تغییرات بویژه در خصوص راه آهن تگزاس در راه باشد.