ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٩٤١
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
If for any reason it appears to the Registrar that a ship in respect of which an application for registration has been made may not be registrable.
دیدگاه
٢

اگر بهردلیل به ثبت کننده معلوم گردد که کشتی ای که بابت آن درخواست ثبت داده، امکان ثبت ندارد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Positive covenants Positive covenants don't run with the land; therefore they're not registrable.
دیدگاه
١

تعهدات مثبت ( یا میثاق مثبت یک قول قانونی است که به یک ملک گره خورده است و مالک ملک را ملزم به انجام اقدامات خاص یا حفظ شرایط خاصی در زمین خود می کند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Only remunerated directorships of local companies are registrable.
دیدگاه
١

صرفانام مدیران پاداش گرفته ( ترفیع گرفته ) شرکتهای محلی قابل ثبت هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
When you buy a dog represented as AKC registrable, you should receive an AKC Dog Registration Application form properly filled out by the seller.
دیدگاه
١

هنگامی که سگی دارای مدرکakgمی خرید ، فروشنده آن سگ باید فرم پرشده akgرا به شما رایه نماید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
١

تحت ماده395قانون 198شرکتها چنین اتهامی علیه عضو پایاپای قابل طرح نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She holds him in high regard.
دیدگاه
٥

برایش احترام بسیار زیادی قایل است

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I am a seed, a very inconspicuous jujube tree seeds.
دیدگاه
١٠

دانه ای هستم، از درخت عنابی کاملا معمولی

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She has no morals! She's really a whore!
دیدگاه
٣

او به اخلاقیات اعتقادی ندارد، یک فاحشه به تمام معناست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The skill of the Elves can reforge the sword of kings, but only you have the power to wield it.
دیدگاه
١

مهارت الف ها می تواند شمشیر پادشاهان را بازسازی کند ولی تنها تو قادر به مدیریت آن هستی

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The reforging interface on live is a boring brown and black box, with pulldown menus to help you choose the stats you want to reforge to.
دیدگاه
١

فصل مشترک بازسازی زندگی، جعبه ای سیاه و قهوه ای است با فهرست های کشویی که به شما کمک می کنند جنبه هایی که دوست ندارید را بازسازی کنید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
And that's why we demand the light of intellect, with which we learn, we recognize, we comprehend and reform the world, and we reforge ourselves whilst we rebuild the environment.
دیدگاه
٢

و ازاین روست که ما در طلب نور معرفتیم و با آن یاد میگیریم، تشخیص می دهیم، درک میکنیم و دنیا را تغییر می دهیم، و درحالیکه خودرا بازسازی میکنیم دنیای پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
And that's why we demand the light of intellect, with which we learn, we recognize, we comprehend and reform the world, and we reforge ourselves whilst we rebuild the environment.
دیدگاه
٢

و بهمین دلیل است که ما در طلب نور معرفتیم، تا با آن ما می آموزیم، می شناسیم، درک میکنیم و دنیارا تغییر میدهیم

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A soul reft of body.
دیدگاه
٢

روحی از بدن جداشده

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The rock was reft asunder.
دیدگاه
٢

صخره به دو نیمه شکافته شده ( دونیم شد )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
١

خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش را روی یک فورد مدلAبه چند آچار پیچ گوشتی و انبر دست تشبیه می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
٢

خود آقای reaves عملیات بهینه سازیش را روییک فورد مدل A

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
٢

خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش روی یک فوردمدل A

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mr Reaves claims the industry connections and combined experience give his funds an edge over rivals in picking turnaround candidates.
دیدگاه
٢

آقای reavesمدعیست ارتباطات صنعتی او و تجارب در هم آمیخته اش به سرمایه او نسبت به رقبایش در گزینش داوطلبان استحاله یافته برتری داده

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The defeated soldiers reaved the villagers of their flocks of sheep.
دیدگاه
١

سربازان شکست خورده در جنگ گله گوسفندان روستاییان را غارت کردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Compared to REIT in abroad, the development of finance in real estate is laggard in China and restricts the development of real estate industry. REFT comes out in the form of in trust in China.
دیدگاه
١

رشد بخش مالی در مستغلات چین در مقایسه با صندوقهای سرمایه گذاری املاک در خارج از کشور، عقب افتاده و توسعه صنعت املاک رامحدود نموده. reftدر چین به شکل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
At five, she was once blocked by several other children in the gutter, her snack and crystal hairpin being reft .
دیدگاه
١

یکبار در پنج سالگی چند بچه دیگر راه او را در جوی سد کردند و خوراکی ها و سنجاق سر کریستال اورا بزور گرفتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Proper arrangements have been made for the children who were reft of their parents.
دیدگاه
١

ترتیبات خاصی برای فرزندان جامانده از والدین در نظر گرفته شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
These raw materials were reforged into a new film of plastic.
دیدگاه
٢

مواد خام طی فرآیند ذوب تبدیل به لایه پلاستیکی نازکی شدند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Have you ever seen a whore and liar like CNN?
دیدگاه
١٠

تا حالا هرزه تر و دروغگوتر از سی ان ان دیدی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She is just a two - bit whore.
دیدگاه
٤

او فقط یک فاحشه دوزاری ( بی اهمیت ) است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Rot in hell, you maggoty whore"?"
دیدگاه
٢

در جهنم بپوس، ای فاحشه کرم گرفته ( کرم خورده )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
You are dressed up like a whore, it's terrible.
دیدگاه
٢

مثل فاحشه ها لباس پوشیدی، افتضاحه!

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Unlike whisk, whore has a reputable etymology, going all the way to Indo-European (among its cognates are Latin carus and Old Irish cara "friend"); Goths called a prostitute hors.
دیدگاه
٢

برخلاف واژه whisk, کلمه فاحشه دارای ریشه شناسی معتبرتریست، که تا زبان های هندواروپایی

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Unlike whisk, whore has a reputable etymology, going all the way to Indo-European (among its cognates are Latin carus and Old Irish cara "friend"); Goths called a prostitute hors.
دیدگاه
٢

برخلاف واژه whisk, کلمه فاحشه دارای ریشه شناسی معتبرتری است، که از زبان های هندواروپایی گرفته

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In Athens he lived by night, indulging in his two hobbies, whoring and eating.
دیدگاه
٣

در آتن، سرگرم دو تفریحش، زنبارگی و شکمچرانی، شب زنده داری می کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
People were back to their drinking, drugging and whoring.
دیدگاه
٤

مردم به میگساری، مصرف مواد و زنبارگی های خود باز گشتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Dumped poor Catherine and Mary in some deserted palace whilst he went whoring.
دیدگاه
٣

درحالیکه خودش دنبال زنبارگی بود، کاترین و مری بیچاره را در قصری متروک رها کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
People were back to their drinking, drugging and whoring.
دیدگاه
٤

مردم به میخوارگی، اعتیاد و خانم بازی خود بازگشتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She has no morals! She's really a whore!
دیدگاه
٢

او معتقد به اخلاقیات نیست، یک فاحشه به تمام معناست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Near-sightedness is a visual defect.
دیدگاه
٣

نزدیک بینی نوعی نقص دیداری است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He has an optical defect.
دیدگاه
١

او مشکل بینایی دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The defect in the drainage must be remedied.
دیدگاه
٥

باید مشکل زه کشی مرتفع ( رفع ) شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He strove manfully to overcome his speech defect.
دیدگاه
٥

او مردانه کوشید بر نقص گفتاری خود غلبه کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He tried to defect to the West last year.
دیدگاه
٥

او پارسال کوشید به غرب بگریزد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He has a congenital heart defect.
دیدگاه
٥

او دچار نارسایی قلبی مادرزادی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
This is a physical defect that cannot be cured.
دیدگاه
٥

این نوعی نقص جسمی است که قابل درمان شدن نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She suffers from a heart/sight/speech defect.
دیدگاه
٥

او دچار بیماری قلبی/بینایی/تکلمی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It's a character defect in her that she can't ever accept that she's in the wrong.
دیدگاه
٢

ایراد شخصیتی که در اوست اینست که هرگز قبول نمی کند در اشتباه است.