پیشنهادهای دکتر فربد مفاخری (٥٨٣)
تجربیات زیسته تجربه هایی که محصول زندگی واقعی افراد هستند، ، ، تجربه هایی که افراد با گوشت و خونشون اونها رو لمس کردن، ، ، یعنی اینها تجربه هایی نیست ...
این عبارت خیلی در پژوهشها به کار میره: Inclusion criteria معیارهای ورود
تسریع کننده تسهیل کننده کاتالیزور
نگرش طرز برخورد مَنِش
در بافتهای زیادی به معنای "کندوکاو" و " ته و توی یه چیزی رو درآوردن"
بزرگواران Cure یعنی " شفا دادن" و مربوط میشه به اینکه، فرد دیگه اون شرایط بیماری رو تجربه نکنه اما Treatment یعنی " درمان کردن" مربوط میشه به یک پیشر ...
سد هیجانی، ، فروبستگی هیجانی مثل سد آبی که جلوی آب رو میگیره و آب پشت اون جمع میشه، ، ، در اینجا هم سدی جلوی بروز هیجان رو گرفته و هیجانات پشتِ آن ا ...
پیچیده و سخت فهم، ، غامض
خود خوارنگری
نمونه های بالینی موارد بالینی
گاهی این معنا رو داره: محسوس و نامحسوس
کمال
قصد متضاد تابع آن درمانگر از بیمار میخواهد که علائمی که دارد را عمداً تشدید کند، ، ، نتیجه جالب است: کاهش و محو این علائم رخ میدهد
فردیت زدایی
All epoques همه ی دوران، ، همه ی اعصار
Inception to present day از آغاز تا به امروز
سرسختی ( در معنی مثبت ) To our clients, from whom we learn courage, resilience, and bloody mindedness برای مراجعانمان که از آنها شجاعت، تاب آوری و ...
ترجمه رسوب درست نیست، ، ، به فرایندی گفته میشه که چیزی بتدریج ته نشین میشه اما چیزی نیست که مثل رسوب بچسبه حتی در مورد افکاری که طی سالیان سال بتدریج ...
جسمیت بخشی مثلا در اتاق درمان وقتی مراجع یک هیجانی رو تجربه میکنه میتونیم این هیجان رو جسمیت ببخشیم و به مراجع بگیم این هیجان رو الان کجای بدنت داری ...
قابلیتهای بالقوه
اضطراب غریبگی
علائم نباتی ( مثل خواب و اشتها )
برای رقص هم این واژه بکار میره به معنای؛ تکون بده
عدم، ، غیبت دقت بفرمایید که کلمه ی اَبسنس ( عدم ) در فلسفه، در مقابل کلمه ی اگزیستنس ( وجود ) قرار میگیره
دغدغه های وجودی نگرانیهای وجودی
به عنوان . . . . . . . یاد میشود
درمانجو
درمانجو
همانطور که مشهود است توسطِ
ممکن است نوید بخش باشد
از نظرِ از لحاظِ
درگیری مکرر
یادیار