پیشنهادهای mohsen khademi (٥٨٢)
سروته زده بریده از ( محیط/ بستر اجتماعی و . . . ) تجریدی انتزاعی
قی آور = emetic
ادعای برابری کردن حوض با دریا اگر پهلو زند خویش را از بیخ هستی بر کند مولانا
مکانمند، محدود به یک مکان/محل خاص
بیمار بدحال
درست کار نکردن سوء عملکرد داشتن
درست همانطور که
Epiphenomenon An epiphenomenon is a secondary phenomenon that occurs alongside a primary phenomenon. هم - آیند یا پی پدیدار : پدیدۀ ثانویه ای که ...
اولویت داشتن بر
خوارشمارنده مثال: یکی از فصل های کتاب نیچه ( و چنین گفت زرتشت ) این است: On the Despisers of the Body در باب خوارشمارندگان تن
1. چاره ای نداشتن که 2. توانستن که، شدن که، بد نبودن که Rents are so high these days, You might as well buy a house. این روزها اجاره ها خیلی بالا ...
( طب قدیم ) : سل ریوی
animal economy ( i. e. , physiology )
کنش تماسی
محدود به یک مکان محدود به یک محل محدود به یک قسمت محدود به یک بخش
ابزار یا ماده ای که برای تخریب بافت به دلایل پزشکی ( مثلاً برداشتن زگیل ) با سوزاندن آن با آهن داغ یا جریان الکتریکی یا سوزاننده یا انجماد آن استفاده ...
the belief that diseases spring from damage to solid parts of body. جامدباوری این باور که بیماری ها ناشی از آسیب به قسمت های جامد بدن هستند.
انفجار جمعیت جمعیت جهان از 1 میلیارد نفر در سال 1800 به 7. 9 میلیارد نفر در سال 2020 رسیده است.
به مفهومِ �ظرفیت طبیعی بدن برای درمان� ( body's natural capacity for healing ) است.
ممتد داری بُعد
دقت کنید که damn ( = بسیار، خیلی ) برای تأکید در جمله بکار می رود. مثال: I knew damn well what would happen. خیلی خوب میدونستم چی میشه. I'll damn ...
period of the year : season فصل It's unusually hot for this time of year. این فصل از سال به طور غیرمعمولی گرم است.
درّاک درک کننده واجد درک
معروف بودن بابتِ Rene Descartes is renowned for his contributions during the Scientific Revolution
soul - purification تهذیب نفس
تفکر عمودی
میمون بربری میمون عجمی یا ماکاک عجمی
فعالیت الهی فعلِ باری
بنیان گذار، مؤسِّس
مَلَأ ( در برابر: خلا vacuum )
واژه ای است بر گرفته از دو اصطلاح یونانی: pan: همه psyche : روح، روان pan ( "all, everything, whole" ) psyche ( "soul, mind" ) ism همه روان انگار ...
کوچکترین جزء طبیعی ( ارسطو )
مداخله گرایانه مداخله جویانه مثال: interventionistic medicine
معاینۀ بالینی در اینجا observation به معنی معاینه است.
فرد - محور
عهد باستان کلاسیک، یا عهد کلاسیک ( classical age ) دوره تاریخی که از آثار هومر، نویسنده یونانی باستان در قرن 8 قبل از میلاد تا افول امپراتوری روم در ...
the ancient Greek Goddess of cleanliness and good health ( اساطیر یونانی ) : الهۀ نظافت و سلامت
آرخئوس آرخئوس یا آرکئوس ( Archeus ) در کیمیای پاراسلسوسی ماده یا نیرویی حیاتی است که مسئول واکنش های شیمیایی و تداوم رشد و حیات همۀ موجودات زنده است ...
طراح مبدع سلسله جنبان contriver of the Universe سلسله جنبان جهان سازندۀ کیهان
بی اختیاری ادرار
تدبیر منزل تدبیر منزل، از اقسام حکمت عملی در فلسفه مشاء است. موضوع آن نحوه ی اداره منزل و مشارکت مرد با زن، فرزندان و خدمتکاران برای تنظیم امور منز ...
یکی از معانی economy به معنای ( organization ) است: ساختمان منطقی، سازمان مندی، ساختارمندی، سیستم، نظام عملکرد، کارکرد
ساختار حیوانی ساختارمندی حیوانی ساختار عملکردی حیوانی فیزیولوژیست ها در قرن هجدهم اغلب از عبارت �ساختار حیوانی� استفاده می کردند. این تعبیر به طرحی ...
اصول متعارفه ( axioms ) قضایایی هستند که اثبات ناپذیرند و ما باید بالضروره به آن ها باور داشته باشیم. لذا قول به صادق شمردن آنها، منوط به قضایای دیگر ...
not so … as نوعی ساختار مقایسه ای برای گفتن اینکه چیزی یا کسی کیفیت کمتری نسبت به شخص یا چیز دیگری دارد. My car is not so comfortable as yours. ...
خوارکننده، تحقیرکننده He was scornful of the women's movement. او جنبش زنان را تحقیر می کرد.
داغ ننگ
=be full of مملو از . . . بودن اشباع از غرق در . . . پُر از She was suffused with happiness. او غرق در شادی بود.
ذو ابعاد
علوم دقیقه منظور علوم تجربی ( مانند فیزیک، شیمی و نجوم , . . . ) است که پیش بینی ها و نظریه های آنها با اندازه گیری، آزمایش، مشاهده و استدلال منطقی ...