منبل احتیال پاتابه عطن تتماج
اگر غفلت و تقصیری در راه آید فرصت.... گردد .
کمپیر قنق لهف یقظه وخم
در جاهای مناسب...... که از طلای خالص و ضخیم بود گذلشته بودند. سفرنامه شاردن
از آهو همان کش سپید است موی چنین بود بخش تو ای نامجوی ✏ «فردوسی»
استغفرالله گویان...... بنزول قضا و بلا تسلیم شد. کتاب حاجی بابای اصفهانی نوشته جیمیزموریه
عنید مرجوم وشات غوایت استفتاح
از آن آتش برآمد دودت اکنون پشیمانی ندارد سودت اکنون ✏ «نظامی»
یکی داستان گویم ار بشنوید همان بر که کارید خود بدروید ✏ «فردوسی»
ز بادام تَر، آب گل برانگیخت گلابی بر گُلِ بادام میریخت خمسه نظامی