پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
پوشش گل غنچه گل ز گلبام شبابهٔ زند باف دریده صبا شعر گل تا به ناف ✏ �نظامی�
نوعی نی موسیقی ز گلبام شبابهٔ زند باف دریده صبا شعر گل تا به ناف ✏ �نظامی�
می پیمودند طی می کردند به صید افکنی می نبشتند راه که هم صید خوش بود و هم صیدگاه ✏ �نظامی�
شکار کردن به نخچیر رفتن به صید افکنی می نبشتند راه که هم صید خوش بود و هم صیدگاه ✏ �نظامی�
کینه توز کینه کش کینه ای چنین فتنه ای را که شد گرم کین اگر خرده بینی بخردی مبین ✏ �نظامی�
فرماندهی جلوداری ریاست خیل به معنی گله اسب است و سرخیلی به معنی رئیس به سرخیلی فتنه بربست موی سوی تاجگاه تو آورد روی ✏ �نظامی�
نوعی پیکان تیر که بسیار پهن است و شبیه به بیلچه می باشد همان بیل زن مرد آلت شناس کند بیلکش را به بیلی قیاس ✏ �نظامی�
حمله ور شدن مهاجم چابکی کردن هجوم آوردن گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک ✏ نظامی چو بر گردن دشمن آمد کمند شتابنده شد خسرو دیو بند ...
دیو آسیب رسانی کنایه از: دشمنی سرسخت دشمنی قوی گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک ✏ �نظامی�
آسیب رساننده اذیت کننده آزار رساننده گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک ✏ نظامی
آزار و اذیتی مزاحمتی چنان داشتم ملک را پیش و پس که آزارشی نامد از کس به کس ✏ �نظامی�
نایب وکیل جانشین مباشر که تا شاه برحل و عقدی که داشت نیابت کن خویشتن را گماشت ✏ �نظامی�
چست و چالاک رفتن سریع السیر رفتن تندروی کردن که چون خسرو از تخت کیخسروی سوی لشگر آمد به چابک روی ✏ نظامی به چابک روی پیکرش دیوزاد به گردندگی کُنی ...
پر آشوب پر از شر و شور گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک ✏ نظامی شه از خواب سربرزد آشوبناک دل پاک را کرد از اندیشه پاک ✏ �نظامی�
شهر استخر که بر آستان بوسی بارگاه ز تخت سطخرآمدم نزد شاه ✏ �نظامی�
کنایه از تاریخ دان مورخ تاریخ نگار پیر گزارندهٔ تختهٔ سالخورد چنان درکشد نقش را لاجورد ✏ �نظامی�
خانه آتشین زندگی سخت و پر از تعب کنایه از دنیا جهنم ازین آتشین خانه سخت جوش کسی جان برد کو بود سخت کوش ✏ �نظامی�
دستگاه مال و منال حکومت بدان دستگه دست شه بوسه داد به نوبتگه خویشتن رفت شاد ✏ نظامی گر این دستگه را به دست آوریم براقلیم عالم شکست آوریم ✏ �نظامی�
چاق ران چاق و گرد صد اشتر قوی پشت و مالیده ران عرق کرده در زیر بار گران ✏ �نظامی�
مالیده شده روکش شده چرب شده اندود شده با دهن ( روغن ) پوشیده شده یکی نصفی لعل مدهون به زر به از نار دانه چو یک نارتر ✏ نظامی از افکندنیهای دیبا ه ...
مشت ومال دهنده ماساژ دهنده کیسه کش تنی کانهمه مالش و تاب یافت به مالشگر آسایش و خواب یافت ✏ �نظامی�
تافتن گرم کردن گرم شدن فعالیت نمودن رنج کشیدن برآسوده از آن تفتن و تافتن هراس دز و رنج ره یافتن ✏ �نظامی�
می تابید فروزنده چاهی درو دید ژرف که می تافت زان چاه نوری شگرف ✏ �نظامی�
رازهای مخفی رازهای سری سبب جستن پردگیهای راز کند کار جویندگان را دراز ✏ نظامی
مخفی سری رازآلود مستور مخفی سؤالش کرد کان پرده پی چیست در آن پرده نشسته پردگی کیست ✏ جامی سبب جستن پردگیهای راز کند کار جویندگان را دراز ✏ نظامی
اسطرلاب سطرلاب دوری که فرزانه ساخت برآیین آن جام شاهانه ساخت ✏ �نظامی�
استاد دانا به شاه و به فرزانهٔ اوستاد عددهای خط را گرفتند یاد ✏ �نظامی�
نبندد بسته نکند مسدود ننماید فلک تا بود نقش بند زمی مبنداد بر تو در خرمی ✏ �نظامی�
یکی از پادشاهان دوده شروانشاهان اگر شد سهی سرو شاه اخستان تو سرسبز بادی دراین گلستان ✏ �نظامی�
عیاشان خوشگذران ها تو شادی کن ار شاد خواران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند ✏ نظامی ز سرسبزی او جهان شاد خوار جهان را ز چندین ملک یادگار ✏ �نظا ...
خوشگذران ها عیاشان تو شادی کن ار شاد خواران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند ✏ نظامی ز سرسبزی او جهان شاد خوار جهان را ز چندین ملک یادگار ✏ �نظام ...
افسونگران دلربایان عشوه گران منه دل برین دل فریبان به مهر که با مهربانان نسازد سپهر ✏ �نظامی�
جاه و جلال چو آن کوکب از برج خود شد روان توئی کوکبه دار آن خسروان ✏ �نظامی�
پایگاه جایگاه مقام بارگاه شها شهریارا جهان داورا فلک پایگه مشتری پیکرا ✏ �نظامی�
در گویش شوشتری به معنی: پر و متراکم کردن لبریز نمودن فشرده کردن
کنایه از فرار کردن ترک کردن مهاجرت نمودن کفل گرد کردند گوران دشت مگر شیر از این گورگه در گذشت ✏ �نظامی�
محل گورخر کفل گرد کردند گوران دشت مگر شیر از این گورگه در گذشت ✏ �نظامی�
نگهبانان دژ مراقبین دژ عروسان ِ دز شربت آمیختند در آن شربت از لب شکر ریختند ✏ �نظامی�
هم پایه هم اندازه همراه هم شأن هم رتبه دزی دید با آسمان هم نورد نبرده کسی نام او در نبرد ✏ �نظامی�
تخت گاه پایتخت مقر حکمرانی سوی تخت خانه زمین در نَبَشت به بالا شدن ز آسمان برگذشت ✏ �نظامی�
مهارت چابکی گشاده دستی کمر بندد و چرب دستی کند به صد مهر مهمان پرستی کند ✏ �نظامی�
دژ دار نگهبان دژ فرمانده دژ فرستاد پنهان به دزدار خویش که پیش آورد برگ از اندازه بیش ✏ �نظامی�
بی جان غیر جاندار غیر زنده وز آن جام نا جانور بشنوم درودی کزین جانور بر شوم ✏ �نظامی�
پادشاه بر تخت پادشاه بنام سریر سریری ملک پاسخش داد باز که ای ختم شاهان گردن فراز ✏ �نظامی�
پالتو پوست پالتو خز وشق نیفه هایی چو برگ بهار بنفشه بر او ریخته صد هزار ✏ نظامی وشق نیفه های شبستان فروز چو خال شب افتاده بر روی روز ✏ �نظامی�
نوعی حیوان که پوست و خزی گرانبها دارد سمور سیه روبه سرخ تیغ همان قاقم و قندز بی دریغ ✏ نظامی ز قاقم نه چندان فرو بسته بند که تقدیر آن کرد شاید که ...
کنایه از پادشاه کسی که تکیه بر سریر قدرت نموده صاحب سریر و تخت و بارگاه سریری خبر یافت کان تاجدار برآن تختگه کرد خواهد گذار ✏ �نظامی� سریری ز گفت ...
تخت گاه پایتخت پادشاهی فرمانروایی سریری خبر یافت کان تاجدار برآن تختگه کرد خواهد گذار ✏ �نظامی�
کنایه از بر پشت ستور خرامیدن حیوانات راه پیمودن با اسب و حیوانات بارکش زمین خسته کرد از خرام ستور گران کوه را در سرافکند شور ✏ �نظامی�
کوه بزرگ کوه سترگ کوه بلند زمین خسته کرد از خرام ستور گران کوه را در سرافکند شور ✏ �نظامی�