پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٢٦
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

استوار سرسخت متین چنان زورمندند و افشرده گام که یک تن بود لشگری را تمام ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوست زمخت و سخت پوست چغر ز سختی که بد خلقت خام او سفن بسته کیمخت اندام او ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لحاف فرش گستردنی روانداز لحیفی برافکنده بر پشت بور درآمد به زین آن تن پیل زور ✏ نظامی پذیره شده شورش جنگ را لحیفی برافکنده شبرنگ را ✏ نظامی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هندی اهل هند منسوب به هند چو ماسورهٔ هندباری به رنگ میان آکنیده به تیر خدنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه سیاه لباس تیره کنایه از شب سیاه چو شب در سر آورد کحلی پرند سر مه در آمد به مشگین کمند ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاح بازی جنگاوری بکاربردن سلاح به گرد دوالی درآمد دلیر دوالک همی باخت با جنگ شیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خزیدن پوئیدن سفته کردن کاویدن پخش شدن چو افتاد دشمن در آن پای لغز به سم سمندش بسنبید مغز ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسب اصیل اسب زرد و بور جرم نامی از کوه ِ یکران چو کوه درآمد کزو عالم آمد ستوه ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگجویی مبارزه طلبی رزمجویی ز شیران سبق برده شروه به نام به هنگام جنگ آزمایی تمام ✏ �نظامی�

پیشنهاد
١

افتخار کردن سرافرازی نمودن چو فرق سر خصم در خون کشید ازان سرکشی سر به گردون کشید ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

تند و تیز قوی بنیه پهلوان مبارز ز گردان ارمن یکی تند سیر به کشتن قوی دل به مردی دلیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی اقبال بدشانس بی عاقبت بدبخت چو دانست الانی که در راه او فرو ماند بی بخت بدخواه او ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - عریان عور برهنه 2_اندکی بخشی قسمتی مقداری 3_بیحال سست شل و ول 4_سلاح بزرگ گرز بزرگ حربه جنگی درآمد برآورده لَختی به دوش که از دیدنش مغز را رفت ه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوبیدن سر کوبیدن مغز متلاشی کردن سر و مغز دگر خواست با او همان رفت نیز بجز مغز کوبی ندانست چیز ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

برکشیدن ز رومی یکی پیل کوپال گیر برآهخته شمشیر و بر بسته تیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برآهیختن برکشیدن ز رومی یکی پیل کوپال گیر برآهخته شمشیر و بر بسته تیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مایل بودن متمایل شدن بسوی کسی یا چیزی رفتن گراینده شد هر دو لشگر به خون علم بر کشیدند چون بیستون ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زره جوشن حریر تنش در قژاکند زرد کلاهی ز پولاد چون لاجورد ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماز ظهر ز پیشین گهان تا نمازی دگر به میدان نشد رزمسازی دگر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

زره پوشیده جوشن پوشیده ز قلب ملک پیش آن تند مار برون رفت جوشنوری نیزه وار ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناقوس ها زنگها شیپورها دراهای روسی درآمد به جوش چو هندوی بیمار برزد خروش ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از شراب سیمگون جیوه گداخته بیا ساقی آن زیبق تافته به شنگرف کاری عمل یافته ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشمنان خصمان بر اعدای دولت شبیخون کنیم به نوک سنان خاره را خون کنیم ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

افراد ناتوان افراد کم بنیه کم توان کاهل تنبل بدان سست پایان پیچیده دست سکندر چه لشگر تواند شکست ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگاه بارگاه آستانه در درو درگه از گوهر و گنج پر به جای سنان و زره لعل و در ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکباره یکدفعه یکسره بی درنگ ناگاه چو ما حمله سازیم یکره ز جای به یک حملهٔ ما ندارند پای ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاجداری شاهی فرمانروایی حکومت جهان را بگیریم و شاهی کنیم همه ساله صاحب کلاهی کنیم ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از : سختی کشیدن خون دل خوردن جنگاوری کردن جگر خوردن آیین روسان بود می و نقل کار عروسان بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگجویی ستیزه جویی مبارزه طلبی جنگاوری همه کارشان شرب و مالشگری نگشته شبی گرد چالشگری ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

1_مالش دادن ماساژ دادن 2_ارتباط با زنان ملاعبه گری با بانوان همه کارشان شرب و مالشگری نگشته شبی گرد چالشگری ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کجا پای دارند با روسیان چنین نازنینان و ناموسیان ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساکنین خزر اقوام خزر ز برطاس و آلان و خزران گروه برانگیخت سیلی چو دریا و کوه ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادشاه روس حاکم روس کمند افکنانی که چون تند شیر درارند سرهای پیلان به زیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیر شرزه شیر درنده شیر خونخوار کمند افکنانی که چون تند شیر درارند سرهای پیلان به زیر ✏ نظامی ز زینش درآورد چون تند شیر ز تارک بیفتاد ترکش به زیر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مردم آزاری قتل و غارت مردم کشی دلیران شمشیر زن بی شمار به مردم گزائی چو پیچنده مار ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جای فراخی مکان وسیعی دشت پهناوری فراخی گهی بود نزدیک آب فرود آمد آنجابه هنگام خواب ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیران دلیران چو منزل در آمد به بدخواه تنگ هژبران به کین تیز آرند چنگ ✏ نظامی

پیشنهاد
٠

پیکر را ساخت مجسمه را درست کرد تندیس را تمام نمود مجسمه را بر پا داشت چو پیکر برانگیخت پیکر نمای شه از پیش پیکر تهی کرد جای ✏ �نظامی�

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجسمه ساز سازنده تندیس چو پیکر برانگیخت پیکر نمای شه از پیش پیکر تهی کرد جای ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبیه پرستنده مانند ستایشگر ز ره گر پیاده رسد گر سوار پرستش کنندش پرستنده وار ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پای کار بودن پایمردی کردن ایستادگی نمودن به پامردی این طلسم بلند بر آن روی ها بسته شد روی بند ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزان باغداران جالیزبانان کشت و کار داران گله داران رمه داران چو آن دشتبانان شوریده راه شنیدند یک یک سخن های شاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاعده رویه روال روش چو شه دید خوبان آن راه را نه خوب آمد آن قاعدت شاه را ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

آرام و قرار نداشت بدان تا کند عالم از روس پاک قرارش نمی بود در آب و خاک ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نبود بدان تا کند عالم از روس پاک قرارش نمی بود در آب و خاک ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارشگر بیان کننده مفسر توضیح دهنده نقال نقل کننده گزارش کن ِ فرش ِ این سبز باغ چنین برفروزد چراغ از چراغ ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جهان دنیا سمت و جهت دو پروانه بینم در این طرفگاه یکی رو سپید ست و دیگر سیاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنایه از زیاده خواهی است افرادیکه در آب برداشتن از چاه بر دیگران پیشی می گیرند طمع کرده و راه دریا پیش گرفته اند به دربند آن ناحیت راه یافت به فراط ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش صفت خیرخواه خوش نیت پاک سرشت پاک طینت درآمد بر ِ شاه ِ نیکی سِگال بنالید مانند کوس از دوال ✏ �نظامی�

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

نانخورها کسی که در طلب نان و رزق و روزی است رزق و روزی کند تازه نانبارهٔ هر کسی در آن باده سازد نوازش بسی ✏ �نظامی�