پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
پرنده شکاری شکاری یکی مرغ، شوریده سر ز خواب شب فتنه شوریده تر ✏ �نظامی�
سرنشینش سوارش راکبش رونده یکی تخت شاهنشهی نشینندش از پویه بی آگهی ✏ �نظامی�
رقاصان همان پای کوبان کشمیر زاد معلق زن از رقص چون دیو باد ✏ �نظامی�
نوازنده چنگ زن نوازنده ساز بریشم نوازان سغدی سرود به گردون برآورده آواز رود ✏ �نظامی�
شهره گان آدم های سرشناس افراد معروف بزرگان شهر مشاهیر شه ترک با شهرگان دیار به خواهشگری شد بر شهریار ✏ نظامی
بزمی شاهانه جشنی درخور پادشاهان چنان از می و میوهٔ خوشگوار برآراست مهمانیی شاهوار ✏ �نظامی�
شاهانه همانند سلاطین مانند فرمانروایان ملوکانه مهمانی یی سازدش جهان در سم مرکب اندازدش ✏ �نظامی�
ابریشم چینی پارچه چینی پارچه نفیس سخن را گزارشگر نقشبند چنین نقش بر زد به چینی پرند ✏ �نظامی�
هنگامی میشود زمانی می آید وقتی میشود چنان نیز یکسر مپرداز گنج گه آیی ز بیهوده خواری به رنج ✏ �نظامی�
اسراف تبذیر زیاده روی در خرج و مخارج چنان نیز یکسر مپرداز گنج گه آیی ز بیهوده خواری به رنج ✏ �نظامی�
خساست نمودن در خوراک گرسنگی جوع درِ خرج بر خود چنان در مبند که گردی ز ناخوردگی دردمند ✏ �نظامی�
کنایه از عمر طولانی عمر زیاد داشته باشی به پیری برسی مخور جمله ، ترسم که دیر ایستی به پیرانه سر بَد بوَد نیستی ✏ �نظامی�
کناره رود کناره دریا بر آن فرضه جایی دل افروز دید نشستن بر آن جای فیروز دید ✏ �نظامی�
در نوردید راهی شد روان شد حرکت کرد شهنشه چو بنوشت لختی زمین اشارت چنین شد به خاقان چین ✏ �نظامی�
علم پرچم لوا رایت نشان بیرق هزار و چهل سنجق پهلوی روان در پی رایت خسروی ✏ �نظامی�
مادر زاد سه خصلت در او مادر آورد هست که آنرا چهارم نیاید به دست ✏ �نظامی�
به نوعی شاهین و باز هم آمده است طغان شاه مرغان و طغرل به نام به سلطانی اندر چو طغرل تمام ✏ �نظامی�
کنایه از خون به جگر کردن جگر آوری کردن کنایه از تهور و بی باکی نمودن جگر سای سیمرغ در تاختن شکارش همه کرگدن ساختن ✏ �نظامی�
عقابین ِ پولاد در چنگ او عقابان سیه جامه ز آهنگ او بسی خون گرو کرده در گردنش عقابین چنگ عقاب افکنش ✏ �نظامی�
سبقت گرفته پیشی گرفته سبق برده از آهوان در شتاب به گرمی چو آتش به نرمی چو آب ✏ نظامی ز شیران سبق برده شروه به نام به هنگام جنگ آزمایی تمام ✏ �نظ ...
قوی بنیه استوار محکم سخت چهل پیل با تخت و برگستوان بلند و قوی مغز و سخت استخوان ✏ �نظامی�
شکار کلنگ ( نوعی پرنده ) یکی کاروان جمله شاهین و باز به چرز و کلنگ افگنی تیز تاز ✏ �نظامی�
ب تری با رطوبت با تری شبیه مایع شبیه آب ز بلور تابنده چون آفتاب یکی دست مجلس بتری چو آب ✏ �نظامی�
به اندازه خود به اندازه خویش در خورد خویش بقدر خویش به اندازه ای کن بر انداز خویش که باشد میانه نه اندک نه بیش ✏ �نظامی�
ایستادن بودن باقی ماندن دیرپا بودن زنده بودن مخور جمله ، ترسم که دیر ایستی به پیرانه سر بَد بوَد نیستی ✏ �نظامی�
نوعی پرنده که شکارش می کنند یکی کاروان جمله شاهین و باز به چرز و کلنگ افگنی تیز تاز ✏ �نظامی�
پادشاه حاکم سلطان در گنج بگشاد چیپال چین بپرداخت از گنج قارون زمین ✏ �نظامی�
مانند فرخار مانند بتخانه شبیه بتکده دران آرزوگاه فرخار دیس نکرد آرزو با معامل مکیس ✏ �نظامی�
محل برآوردن آرزوها محل راز و نیاز دران آرزوگاه فرخار دیس نکرد آرزو با معامل مکیس ✏ �نظامی�
شهره گان آدم های سرشناس افراد معروف بزرگان شهر مشاهیر شه ترک با شهرگان دیار به خواهشگری شد بر شهریار ✏ �نظامی�
خوش رویی خوشرفتاری نیکو رفتاری روی باز شاد و خندان چو بنمود شاه از سر نیکوی بدان تنگ چشمان فراخ ابروی ✏ �نظامی�
روی باز چهره شاد خوشرویی خوش دلی چو بنمود شاه از سر نیکوی بدان تنگ چشمان فراخ ابروی ✏ �نظامی�
نوکری بندگی چاکری خدمت گزاری کمر بست خاقان به فرمانبری به گوش اندرون حلقهٔ چاکری ✏ �نظامی�
ریسمان بند پابند دردسر بدو گفت روزی که دارم بسیچ گرم پیش نارد فلک پای پیچ ✏ �نظامی�
شادی بخش فرح بخش شادی آور آرامش بخش جهاندار با شاه چین چند روز به رخشنده می بود رامش فروز ✏ �نظامی�
صیقلی صیقل داده صاف کرده به صورتگری بود رومی به پای مصقل همی کرد چینی سرای ✏ نظامی
نقاش رسام صورت گر نقشبند که چون کرده اند این دو صورت نگار دو ارتنگ را بر یکی سان گزار ✏ نظامی
نظاره کننده تماشگر بیننده ناظر عجب ماند ازان کار نظارگی به عبرت فرو ماند یکبارگی ✏ نظامی
تفاخر افتخار فخر فروشی ز رومی و چینی دران داوری خلافی برآمد به فخر آوری ✏ نظامی
حریف بازی حریف قمار یکی گفت نشنیدی ای نقش بین !؟ که افسانه شد در جهان نقش چین ✏ نظامی
زبان آور سخنگو خطیب یکی گفت بر پایهٔ دسترس زبان وَرتر از تازیان نیست کس ✏ نظامی
نوعی سلاح مرا زیت و زنبوره در کیش هست چو زنبور هم نوش و هم نیش هست ✏ نظامی
لباسی محکم که در زیر زره بر تن کنند سکندر چو آواز چینی شنید قبای کژآگن به چین درکشید ✏ نظامی
دستمزد حق القدم اجرت بدو گفت شش ساله دخل دیار به پامزد تو دادم ای هوشیار ✏ نظامی
دشمنی ستیز خصومت گری برگرفتم ز راه بدین اعتماد آمدم نزد شاه ✏ نظامی
عهد شکنی پیمان شکنی بدعهدی بدین بارگه زان گرفتم پناه که بی زینهاری ندیدم ز شاه ✏ �نظامی�
1_خارج خواندن خارج از ریتم موسیقی خواندن خارج از قاعده و قانون بودن 2_ناسازگار بدسرشت بدطینت نوای جهان خارج آهنگی است خلل در بریشم نه در چنگی است ...
جای زخم محل زخم اثر زخم درستی بود زخم ها را ز خون ولی زخم گه موی نارد برون ✏ نظامی
گزند رساندن به دولت آسیب زننده به حکومت پذیره شو ارنی سپهر بلند به دولت گزایان درآرد گزند ✏ نظامی
پذیره شو ارنی سپهر بلند به دولت گزایان درآرد گزند ✏ �نظامی�