پیشنهادهای م ج نقوی (٦٧٩)
korushe kot: درگویش گوغر ابزار کوبیدن وخردکردن کروشه ها گویند.
koft:درگویش گوغر به دومعنا کاربرد دارد نخست به معنای گونه ( چهره ) معنی دوم :واحد شمارش نوشیدن آب ، قُلُپ
qaayemeku: درگویش گوغر به معنای پنهانی ست.
در گویش گوغر به معنای پنهان کاری به کار می رود.
در گویش گوغر نیز به معنای پنهان کردن است.
kal kardan: درگویش گوغر به معنای دفن کردن وپنهان کردن چیزی زیر خاک است.
gew be gew: پیوند یک خواهر برادر با خواهر وبرادر دیگری .
lax:درگویش به معنای وسط ولا وبین به کار می رود ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
laxshidanدرگویش گوغر نیز به معنای لغزیدن وسرخوردن به کار می رود
loch: درگویش گوغر یعنی فلج که معمولا بصورت لک ولچ به کار می رود
hele xan: درگویش گوغر دختری راگویند که حجب وحیا کافی نداشته وپیش نامحرم بخندد جزء دوم واژه مخفف خند از مصدر خندیدن است وجزء اول هم به معنای بیهوده وه ...
hodok xordan: درگویش گوغر به معنای جاخوردن وناگهان شگفت زده شدن
vaadere:درگویش به ناآشنا وغریبه گویند.
vaazaade:درگویش گوغر مترادف نوه است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .
verammaalu:درگویش گوغر به معنای درهم ریز ونامشخص است.
kelaxne: درگویش گوغر به معنای فرسوده وخراب وازکارافتاده است.
kol daadan:درگویش گوغر غلطاندن چیزی را گویند.
kornaatu: درگویش گوغر به برآمدگی سفت زیر گلو گویند.
kerre: درگویش گوغر به حاشیه وگوشه چیزی گچیند
keri kardan : درگویش گوغر هم به معنای ارزش داشتن است.
qeynus: درگویش گوغر به سخنان مفت و بیهوده وسردردآور گویند.
baadrizi: درگویش گوغر به میوه ای گویند که خودبخود یا در اثر وزش باد از شاخه جدا شده به زمین می افتد.
borzi: درگویش گوغر مترادف بلندی وارتفاع است .
tevaar: درگویش گوغر مترادف صدا است
tevesht::درگویش گوغر به دانه های سرخرنگی گویند که معمولا پس از تب شدید در سر وصورت وبدن بیمار پدیدار می شود.
churew: درگویش گوغر مترادف بی سروپا و ولو است.
deraxt kot kon:درگویش گوغر مترادف پرنده دارکوب است.
dereki: درگویش گوغر به شخصی گویند که در خانه نمی ماند ویکسره دوست دارد درگشت باشد
mork:در گویش گوغر به جوانه وشاخه نورسته گویند
maf: درگویش گوغر فرد گیچ ومنگ را گویند
naaze:درگویش گوغرمترادف ناخن در ادبیات رسمی است
mufeku: درگویش گوغر به نوعی بیماری اطلاق می شود که شخص علاوه بر سرماخوردگی معمول دچار تب ولرز واحساس درد در همه اعضا می شود
hur maahur goftan: درگویش گوغر به معنای سخنان بیهوده وبی ربط به زبان آوردن
var gel geftan: درگویش گوغر آرزوی مرگ کسی را کردن.
har havasi: درگویش به معنای تا جائی که بشود یا تا بتوان به کار می رود.
gor: درگویش گوغر نیمی از روز را گویند
goj :درگویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک درز است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
gottu ( gotu ) :درگویش گوغر حشره ای راگویند که شبیه سرگین گردان ) گاه قلون ( است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
kallepedomak: درگویش گوغر همان بیماری اوریون را گویند.
zarduki :درگویش گوغر بیماری یرقان را گویند.
zagh nebud : درگویش گوغر وقتی می خواهند خوراک تلخ وناگواری را یادآوری کنند به صورت اعتراض ونفرین می گویند زغنبود که احتمالا خوراکی تلخ وکشنده بوده.
peyvaal :درگویش گوغر مدفوع حیواناتی چون گاو وخر را گویند.
taatonaa :درگویش گوغر مترادف حتی است.
pisheki :درگویش گوغر بچه پیش از قباله را گویندکه نطفه اش قبل از عقد شرعی بسته شده .
keymaagh:درگویش گوغر مترادف سرشیر است .
kevor chak :درگویش گوغر شوره پوست سر را گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .
konelu :درگویش گوغر هیزم های کوچک وتپال را گویند احتمالا اصلش کنده وو باشد.
kelilu :در گویش گوغر دسته چرخ نخ ریس را گویندکه کنایه از شخص لاغراندام است. . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
sisku:درگویش گوغر به کرمی گویند که باعث خارش نشیمنگاه شود.
، sum: درگویش گوغر باد خیلی سرد یا سرمای طاقت فرسا راگویند.