قایم کردن


معنی انگلیسی:
conceal, hide, stash, to hide, to secure, to make fast

لغت نامه دهخدا

قایم کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان کردن : قایم نکنی ،پنهان نکنی. ( آنندراج ). قایم شده در اطاق یعنی در کمره پنهان گشت. ( آنندراج ). || محکم کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - نصب کردن بپا داشتن افراشتن ۲ - محکم کردن ۳ - پنهان ماندن .

پیشنهاد کاربران

نهان بند کردن
پنهان بند کردن
نهان بستن
دربسته کردن
اینکه چیزی را قایم می کنند بدین چم که آن را مخفی می کنند و برای ساختن برابر پارسی تر از آن می توان به این نکته بسنده کرد که قایم کردن گونه ای از مخفی کردن شدیدتر و جدی تر است از همین رو برای بالا بردن درجه و شدت بایستی از کارواژ ( فعل ) بستن بهره جست. چه به دیسه نام افزوده به کارواژ کردن چه به شیوه سرراست با خود کارواژ بستن!
...
[مشاهده متن کامل]

در گویش گوغر نیز به معنای پنهان کردن است.
قائم شدن یعنی پنهان شدن کسی و قائم کردن یعنی پنهان کردن کسی یا چیزی
( ( مردم دزد را وقتی که داشت قالپاق دومی را از چرخ باز می کرد گرفتند. قالپاق اولی را زیر بغلش قایم کرده بود ) ) ( صادق چوبک ، دزد قالپاق )