تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

به معنی شهرستان است . نمونه �ازکشتی ها باژ می گرفتند واز شارسان ها ساو� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

باج وخراج ومالیات . نمونه �ازکشتی ها باژ می گرفتند واز شارسان ها ساو� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

به معنی شنیدن است نمونه �چه هوده از اندرزی که با گوش پذیرش نیوشیده نیاید؟� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

به معنی سود وفایده نمونه �چه هوده از اندرزی که با گوش پذیرش نیوشیده نیاید؟� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

zir jelekaakii: درگویش گوغر برابر دزدکایی وپنهانی است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

sholu eki: در گویش گوغر به معنای زیرجلکایی وپنهانی ومحرمانه وآرامکویی است .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

peteng: درگویش گوغر کیسه مانندی راگویندکه درآن چیزهای مختلفی برای نگهداری می ریزند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

potoru: درگویش گوغر برابر مقدار بسیار اندک است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

pam shodan:درگویش گوغر برابر ریخته شدن مایعات از درون ظرف است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٤

pelekidan؛درگویش گوغر به معنی پرسه زدن وگشت زدن در همان اطراف است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

laas: درگویش گوغر صفت سگ ماده ای است که با سگ های نر می پلکد ونرها را دور خودش جمع می کند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

lum:درگویش گوغر صفت سگ ماده ای است که خواهان جفت گیری استوسگ های نر دور و برش می گردند و لاس می زنند .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

neyg: درگویش گوغر برابر ساز نی است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

ver ver kardan:درگویش گوغر به معنای تند تند حرف زدن وگاه وراجی کردن است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

ver veru: درگویش گوغر فرفرو یا فرفره وچرخک است .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

ver ver:درگویش گوغر برابر تند تندوباشتاب است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

var koftan: درگویش گوغر برابر کوبیدن وکوفتن خوردن واصابت کردن به چیزی ست.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

varde:درگویش گوغر به معنای دنبال وتعقیب است وگاه بصورتvar redeتلفظ می شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

horme chaar: درگویش گوغرزمین ومکانی را گویند که آب بطور کامل آن رافرا گرفته وزمین چمنی اش طوری نرم است که انسان و. . . درآن فرو می رود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

xol madang: ابله صفت . شخصی که کم دارد وشیرین می زند نمونه :� بیا پسرک خل مدنگی که همواره پشت مادرش تر است !� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج ۶ص۲۳۸۵ ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٦

vaamonne:درگویش گوغر این واژه را باخشم برابربا به جای مانده به کارمی برند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٦

var jekidan: درگویش گوغر برابرناگهان به هوا پریدن است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٨

chil vil: درگویش گوغربه معنای نامفهوم وتند تند حرف زدن وسروصدا کردن است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٦

tolupak:درگویش گوغر نیمه خشک کرده میوه زردآلورا گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

tonidan: درگویش گوغر با ضم ت به معنای بافتن ودارکردن فرش است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

برابر مناسبی برای قاتل عربی است نمونه:خالد بن سعد بر کشنده برادرش تاخت واورا با شمشیر فروکوفت ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج ۶ص۲۳۷۶ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٦

laxti:درتاریخ کامل به عنوان قید زمان به معنی مدت زمان کمی به کار رفته است نمونه:پرچم را گرفت لختی پیکار آزمود. ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ص۲۳۷۶ )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٤

نمونه از تاریخ کامل:آن یکی این را در آگوش گرفت ( تاریخ کامل ج۶ص#۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

azdiyaan:نمونه از تاریخ کامل:آزدیانی که با وی بودند، گِردش را گرفتند ( تاریخ کامل ج ۶ص۲۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٧

مترادف سودمند ومثمرثمر است جزء اول کلمه را درکلمه بیهوده می توان دید

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٧

go maxor: درگویش گوغر بیشتر همرا با خط کاربرد دارد نمونه را گویند � یه خط گه مخور ی ازش گرفت �یعنی به هیچ وجه دست به آن کار نمی زند یا توبه کارش کرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢٠

gaazer: درگویش گوغر بز سفیدرنگ را گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٤

درگویش گوغر به تکه پارچه به درد نخور گویند وبه شخصی که به دیگران مثل کنه می چسبد وگیر سه پیچ می دهند نیز مجاز لته گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٤

Zartaraq: درگویش گوغر بسیار ترسیدن ووحشت زده شدن راگویند . زهره ترک

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٨

pasqule:درگویش گوغر همراه با پناه می آید بصورت پناه پسقوله به معنای پناهگاه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣١

daraak boraak: درگویش گوغر به شخص کاراوباهوش گویند که عرضه انجام هرکاری را دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٧

chelekondan: درگویش گوغر بیرون ریختن وخالی کردن آب گودال یا استخر با کاسه یا ظرفی دیگر را گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٦

godusak: درگویش گوغر به شپش ریز ونوزاد شپش گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٢

kate:درگویش گوغر به معنای بزرگ وگنده است وگاه منظور خوراک کته پلو است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢١

shallaa: درگویش گوغر به معنای شایدو ان شاءالله است

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٣

yay zedene:درگویش گوغر برابر با پیاپی وهمواره است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٨

fere: درگویش گوغر برابر با چیره . مسلط است

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٦

ferraaki: در گویش گوغر پرنده تازه به پرواز درآمده. ا گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٤

sag chil: درگویش گوغر به توده ای از سنگ های بی کاربردی که از زمین زراعتی گردآوری کرده وگوشه ای روی هم تلمبار می کنند سنگ چیل یا سنچیل گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٢

sarre: درگویش گوغر آواز خر را گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢١

deyaavh:درگویش گوغر مترادف تکیه گاه است. . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢١

raas ritu: :درگویش گوغر شخصی را گویند که سیری ندارد ودم به دم احساس گرسنگی می کند .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٨

digberu: درگویش گوغر قابلمه گونه ای را گویند که دهانه ای تنگ دا ردودرش مانند دیگ وکماجدان چفت نمی شود وبرای جوشاندن دوغ وشیر به کار می رود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٢

ju kot kon: درگویش گوغرجانوری سوسک مانند را گویند که معمولا در جوی آب پیدایش می شود و آبراه هایی در جوو . دیوارها یش می کٓند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٩

jushu : درگویش گوغر شخصی راگویند که بی درنگ خشمگین شود.