تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٦

نمونه از تاریخ کامل:آن یکی این را در آگوش گرفت ( تاریخ کامل ج۶ص#۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٧

azdiyaan:نمونه از تاریخ کامل:آزدیانی که با وی بودند، گِردش را گرفتند ( تاریخ کامل ج ۶ص۲۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

مترادف سودمند ومثمرثمر است جزء اول کلمه را درکلمه بیهوده می توان دید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

go maxor: درگویش گوغر بیشتر همرا با خط کاربرد دارد نمونه را گویند � یه خط گه مخور ی ازش گرفت �یعنی به هیچ وجه دست به آن کار نمی زند یا توبه کارش کرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

gaazer: درگویش گوغر بز سفیدرنگ را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

درگویش گوغر به تکه پارچه به درد نخور گویند وبه شخصی که به دیگران مثل کنه می چسبد وگیر سه پیچ می دهند نیز مجاز لته گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

Zartaraq: درگویش گوغر بسیار ترسیدن ووحشت زده شدن راگویند . زهره ترک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

pasqule:درگویش گوغر همراه با پناه می آید بصورت پناه پسقوله به معنای پناهگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

daraak boraak: درگویش گوغر به شخص کاراوباهوش گویند که عرضه انجام هرکاری را دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

chelekondan: درگویش گوغر بیرون ریختن وخالی کردن آب گودال یا استخر با کاسه یا ظرفی دیگر را گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

godusak: درگویش گوغر به شپش ریز ونوزاد شپش گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

kate:درگویش گوغر به معنای بزرگ وگنده است وگاه منظور خوراک کته پلو است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

shallaa: درگویش گوغر به معنای شایدو ان شاءالله است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

yay zedene:درگویش گوغر برابر با پیاپی وهمواره است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

fere: درگویش گوغر برابر با چیره . مسلط است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

ferraaki: در گویش گوغر پرنده تازه به پرواز درآمده. ا گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

sag chil: درگویش گوغر به توده ای از سنگ های بی کاربردی که از زمین زراعتی گردآوری کرده وگوشه ای روی هم تلمبار می کنند سنگ چیل یا سنچیل گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

sarre: درگویش گوغر آواز خر را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

deyaavh:درگویش گوغر مترادف تکیه گاه است. . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

raas ritu: :درگویش گوغر شخصی را گویند که سیری ندارد ودم به دم احساس گرسنگی می کند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

digberu: درگویش گوغر قابلمه گونه ای را گویند که دهانه ای تنگ دا ردودرش مانند دیگ وکماجدان چفت نمی شود وبرای جوشاندن دوغ وشیر به کار می رود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

ju kot kon: درگویش گوغرجانوری سوسک مانند را گویند که معمولا در جوی آب پیدایش می شود و آبراه هایی در جوو . دیوارها یش می کٓند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

jushu : درگویش گوغر شخصی راگویند که بی درنگ خشمگین شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

kur geran: درگویش گوغر ناهمگون جوزگرن است به معنای گرهی که اگر باز شودبه سختی باز می شود .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

jewz geran: درگویش گوغر دربرابر کورگرن به کار می رود به معنای گرهی که به راحتی باز می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

jeng jengu:درگویش گوغر به دومعنی کاربرد دارد۱. جغجغه وسیله سرگرمی نوزاد۲. گیاهی خودرو ی بیابانی که هنگام رسیدن میوه بی استفاده اش با تکان دادنش صدایی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

ewghin: درگویش گوغربه معنای پستا ونوبت است نمونه را گویند � آسیا به اوغین �.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

yalixe : درگویش گوغر به معنای نحیف وبی برگ وبار را گویند بیشتر درمورد درخت کوچک وبوته ها به کار می رود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

yalu: درگویش گوغر به معنای فقط یک لباس پوشیده است درواقع همان یک لا است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

yegon: ۷[یگان ]درگویش گوغر به معنای یکجا ویک کاسه است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

yuf: درگویش گوغر به معنی کاملا بی شعور وهیچی نفهم کاربرد دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

velew: درگویش گوغر مترادف بی سروپا وبیکارهرزه گرد است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

ivaraa. درگویش گوغر به معنای این طرفا به کار می رود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

var ham gashtan: درگویش گوغر به معنای شتاب کردن وخودرا جمع وجور کردن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

paakal: درگویش گوغر حیوان ماده ( گاو وخر و. . . . ) آماده آمیزش است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

kal: درگویش گوغر به معانی زیر به کار می رود ۱ـگودال کوچک۲ـبز کوهی نر ۳ - شخص بی مو وکچل۴ـبزوقوچ بی شاخ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

haar hur: درگویش گوغر به معنی خیلی گرسنه است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

vargom: درگویش گوغر به معنای خوش دست وخوش قلق است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

var qolopide: درگویش گوغر به معنای برجسته وقلمبه شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

درگویش گوغر یعنی زیربارنرو وگران سر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

درگویش گوغر نیز نالی به معنای تشک ( دشک ) است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

eshlon: درگویش گوغر گیاهی را گویند که برای شستشوی لباس ها . مردگان کاربرد داشته معروف است می گویند �کیسه اشلون رو پوزت�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

maqqaash: درگویش گوغر به موچین یاهمان انبرک موکن زیر ابرو گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

moshanne:: درگویش گوغر به معنای خرده گیر ومنتقدومخالف است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

shaaleki: درگویش گوغر فرشی راگویند که از پارچه دورریختنی بافته شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

shaafk: درگویش گوغر به معنای مخرج ومقعد است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

shaaxe eshkan: درگویش گوغر به معنای پرثمر وبیش از حد میوه دار است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

shaaghole: درگویش گوغر مترادف آرواره است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

sik siku:درگویش گوغر مترادف سکسکه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

درگویش گوغر هم به ساقه خشک شده گندم وجو گفته می شود