پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (٩٦٣)
( در مناطق اسپانیایی زبان ) ملک بزرگ یا کشتزار همراه با خانه ای مسکونی
زمین ضمیمه شده به یک مِلک اربابی؛ تصاحب اموال غیرمنقول
نامرتب نابسامان
خوابیدن go to bed
درنگ کردن
مرتبط با
گویا
بیش از حد
فراتر رفتن
زیاده نمایی کردن
فوق العاده
عیب گرفتن اشکال کردن
نقد؛ انتقاد؛ ارزیابی؛ سنجش؛ نقد کردن؛ انتقاد کردن؛ ارزیابی کردن؛ سنجیدن
مطالعه و طبقه بندی صداهای گفتاری
روشی برای آموزش خواندن به افراد با مرتبط کردن صداها با حروف در یک نظام نوشتاری الفبایی
تظاهر کردن
گویا انگار به نظر
متفاوت از بقیۀ یک گروه یا مجموعه متمایز از بقیۀ یک گروه یا مجموعه
دور ( چیزی ) خط کشیدن
آبراهۀ باریک
مدفن
نهایتا
دائم التغییر
دائم التغییر
موخَّر به تاخیر افتاده
پرمشقت نیازمند تلاش و وقت قابل توجه
عبارت وصفی
حواست باشد حواستان باشد
قَمَری
محدود
سر و سامان به ذهنم بدم و در نتیجه ش: تصمیممو بگیرم
قشون کشی؛ صف آرایی ( نظامی ) ؛ آرایش نظامی
صف آرایی کردن؛ آرایش نظامی گرفتن؛ قشون کشی کردن
خوک خصوصا خوک کم سن
to enjoy yourself: خوش بودن حال کردن کیف کردن
افراط گرا
صحیح
خلاصه کردن
ساختار مطلق
غیر رسمی یا ادبی
مدت طولانی
نامیده شده
بی خبر؛ ناآگاه غیرتازه هوای سرد؛ محیط سرد؛ دمای پایین
اسم صدای سگ پارس نیست. تمام.
سختکوشی؛ پشتکار
برنامۀ کاربردی؛ نرم افزار
( منطق ) چیزی که به طور ضمنی یا تلویحا بیان شده
باجگیری کردن