پیشنهادهای مریم سالک زمانی (٥,٩٥٤)
سرشار از حیات بودن
سگ بغلی
پهنۀ خلیج
ذراتی از ستارگان
انفجار بزرگ
با ارعاب چیزی را خواستن
خیلی کم
با ارعاب چیزی را خواستن
با یاد گذشته افتادن - به خاطرات گذشته فکرکردن
دستخوش تحول شدن - تغییریافتن
زیر سوال قرار داشتن
به چشم خوردن
همفکری - همدلی
تغییر کردن با - اثر پذیرفتن از - متاثرشدن از
درآمد خصوصی داشتن
امکانات مالی کم - درآمد کم
بهتر است وقت خود را صرف کاری/هدفی کنی
از هر راهی که شده - به هر قیمتی که شده
شته - شته مو
سوسک طلایی
سوسک طلایی
خشکی - سردی - بی اعتنایی - بی تفاوتی
اسباب شکایت - موجبات گله گزاری
دیگر حرفش را هم نزن
در وضعیت کنونی
امر عادی
حکم غارت - فرمان انتقام
واسطه ازدواج
طرفدار بازار مشترک
مخالف بازار مشترک
جان کسی در خطر بودن
تفکیک کردن - مشخص کردن - متمایز کردن - علامت زدن
ناخدا
تاثیر کمی بر چیزی داشتن
بودن در حاشیه
دور افتاده - پرت ( مجازی ) بی اهمیت - بی اعتبار - ناشناخته - گمنام
( مجازی ) شوهر خوار
اختیارات دولت قیم
نواحی تحت قیمومیت
هر کسی کار خودش بار خودش آتش به انبار خودش ( هزاره )
اهل معاشرت - چهره همه مجامع - ستاره همه مجالس
تک خال بازی - بازیکن نمونه - مرد میدان
از بچگی تا حالا - از طفولیت - از جوانی تا حالا
تبعیت کردن از - پیروی کردن از
به امور خانه رسیدن
( کار ) تراشیدن - دست و پا کردن
کسی را حسابی کتک زدن - کسی را حسابی گوشمالی دادن - کسی را حسابی ادب کردن
قطع کردن
تنومند - قوی هیکل
بلند کردن - از جا کندن - بالاکشیدن - پرت کردن - انداختن