پیشنهاد‌های مریم سالک زمانی (٥,٩٥٩)

بازدید
٨,٠٧٩
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( کار ) تراشیدن - دست و پا کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی را حسابی کتک زدن - کسی را حسابی گوشمالی دادن - کسی را حسابی ادب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطع کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تنومند - قوی هیکل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند کردن - از جا کندن - بالاکشیدن - پرت کردن - انداختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خداداد - مغتنم - غیرمنتظره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه و کاشانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دین و میهن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر حال بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی علاقه مند بودن - در فکر چیزی بودن - سخت نگران چیزی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرفهای کسی را شنیدن - به کسی فرصت دفاع از خود دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود پیداکردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

امکان صحبت یافتن - فرصت دفاع از خود پیداکردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر کسی - در غیاب کسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خارج از صدا رس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلوی کسی - در حضور کسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در صدا رس

پیشنهاد
٠

To be talking about something that is unlikely to happen مثال ها: Oh, he's just whistling in the wind—he'll never run for office A: "If Dad thinks we ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To keep doing something despite its apparent pointlessness or futility مثال ها: There's no way he'll get his progressive agenda through—he's just be ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To keep doing something despite its apparent pointlessness or futility مثال ها: There's no way he'll get his progressive agenda through—he's just be ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To put oneself in harm's way ( to achieve something ) , especially at the risk of losing one's life. ( Sometimes used hyperbolically. )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خرد و خمیر - خرد و خاکشیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( هزاره ) 1. منحرف - گمراه - فاسد 2. ( امیال و غیره ) نامعقول؛ بیمارگونه

پیشنهاد
٠

رعایت بیش از حد مقررات - توجه بیش از حد به مقررات ( هزاره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آفتابه دزدی - دله دزدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی سریع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساسات کسی را جریحه دار کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوال موذیانه، شیطنت آمیز، معنی دار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جویایِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آس و پاس بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت داشتن - فرمان دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با صدایی لرزان خواندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتراق کردن

پیشنهاد
٠

بحر را در کوزه ریختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعوا راه انداختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنرپیشۀ درجه یک - برجسته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فضایل زیادی دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی محسوب شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

استحقاق . . . را یافتن - حق برخورداری از . . . را داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

لرزه بر اندام کسی افتادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلش فرو ریخت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمله مغول

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سواد زنان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپاه دانش

پیشنهاد
٠

لامپ های کم مصرف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جامعه دوستدار محیط زیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطع درختان - نابودکردن جنگل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نفت بدون سرب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

لایۀ روغنی نشتی از کشتی ها یا محفظه های حامل مواد نفتی و روغنی که سطح آب دریاها یا اقیانوس ها را می پوشاند و آلوده می کند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رئیس شهربانی