پیشنهادهای مریم سالک زمانی (٥,٩٥٩)
پوست کسی را کندن - پیر کسی را در آوردن
به کسی انداختن - به کسی قالب کردن
سختی دیدن - دوره سختی را گذراندن
( در آمریکا ) داد و قال - جر و بحث
فکر می کند مرکز تمام عالم است
ضمانت کسی را کردن
مطلع و آگاه بودن از
مثل جن زده ها - مثل دیوانه ها
خل خل است - از بیخ خل است
بد موقع - بی موقع - نا بهنگام ( حرف، ضربه و غیره )
مو لای درزش هم نمیرود
مه آلود شدن - مه گرفتن
از دست دادن ( فرصت، مهمانی ، معامله و . . . )
خام شدم و ماشین خریدم
جانت بالا بیاید/ جانم را گرفتی، نتیجه را بگو
هرز رفتن - تلف شدن
کسی را گرفتار چیزی کردن
یک عالم ارزش داشتن
پول پارو کردن
مقدمه صغرا
حد کهین - حد اصغر
گزارش براساس آراء اقلیت
عملۀ قانون - ماموران پلیس
موشکافانه
دفتر صورتجلسات - دفتر خلاصه مذاکرات
توپ ( برای عزا و غیره )
درست بعد از
هر لحظه
اصلا - هیچ
همین که
آخرین مد - مد روز
دقیقا - درست
تصویر خوبی از خود به دست دادن
مایۀ نفرت همیشگی
اوقات تلخی کردن
کسی را لوس کردن
صبر ایوب
راه نابودی
مناسب تشخیص داده شدن - مورد تائید قرار گرفتن
اظهار عقیده کردن
از زندگی نصیبی نبرد
به منصه ظهور رساندن
به جاهای باریک کشیدن
کسی را تو مخمصه انداختن
بهتر دویدن
احساس غربت / تنهایی کردن ( محاوره ) فرهنگ هزاره
به لحاظ نظامی ضعیف تر بودن
غلط - غیر عادی
گذاشتن که کارها جریان عادی خود را طی کنند
( به طعنه ) غول سیاسی - غول اقتصادی