تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ دقت شود که pal با یک کاما از کلمه ی قبل و بعد از خودش جدا می شود و می تواند به معنی" رفیق" هم باشد. Ex. Hey, pal, who you talking to back there? ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلوی کسی را گرفتن Ex. I just tried to stop you! من فقط سعی کردم جلوی تو رو بگیرم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[عامیانه] چی می گی؟!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوب زدیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا روشن بود که . . . مثل روز روشن بود که . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حیرت زده Ex. John was sitting there, his mouth open in shock جان حیرت زده و با دهانی باز آنجا نشسته بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[مربوط به دادگاه] در جایگاه شهود نشستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این ترکیب گاه به صورت کامل نوشته می شود: All eyes focus on someone/something همه ی چشم ها/نگاه ها به کسی/چیزی دوخته شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ همان جمله ی معروفی که در دادگاه ها شنیده می شود: نظم دادگاه را رعایت کنید!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وارد شدن Ex. The next witness was walking through the courtroom door. شاهد بعدی داشت از در دادگاه وارد می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرف جایی به راه افتادن Ex. He headed for the road. مرد به طرف جاده به راه افتاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو امن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جهنم به درک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر لحظه تاخیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبوس در میانِ . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قطعات درهم شکسته ی هواپیما یا . . . در تصادف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حسابی از [ خوراک، غذا و . . . ] خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوش خوردن با بقیه ی افراد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیگه بسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخ

پیشنهاد
٠

انگل جامعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بد نیست که . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد طول نمی کشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگاه خود را پایین انداختن و به چیزی خیره شدن Ex. The two policemen gazed down at him دو پلیس نگاه هایشان را به پایین انداختند و به مرد خیره شدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار کسی به یکباره عوض شدن Ex. Invitations mailed. But he's acting strange. کارت دعوت ها همه فرستاده شدند. اما ناگهان رفتار مرد عوض می شود .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تب و تاب ازدواج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محتضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزهای آخر حیات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ازدواج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ازدواج

پیشنهاد
٠

به ذهنیت کسی پی بردن

پیشنهاد
٠

به قلب کسی راه یافتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بر لب نشستن Ex. A bitter smile emerged لبخندی تلخ بر لبانش نشست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبلا اینطور نبود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با چهره ای در هم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لبخندزنان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ابله

پیشنهاد
٠

با کسی جدل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرقِ خون Ex. The body in the pool of blood جسد غرق خون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کف اتاق افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق در خون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با دیدن چیزی چهره در هم کشیدن Ex. The detective grimaced at the ghastly sight of the young girl, bloody beneath the full moon کارآگاه پلیس با دیدن ظ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اختیار پرسیدن Ex. Why were your other relationships so short?She wondered aloud as they walked همانطور که قدم می زدند زن بی اختیار پرسید: چرا هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجذوب Ex. He was gorgeous. She was thrilled, but puzzled مرد جذاب بود. زن مجذوب اما سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Ex. When she leapt to rescue me, and remembered she couldn't swim, I got out وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حالت فعلی می تواند به معنی غرق شدن هم باشد Ex. She saw me, floating face down, like a giant fly marooned in Jell_O زن مرا دید، شناور با چهره ای د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با گام های متزلزل حرکت کردن Ex. She stumbled out زن با گام های متزلزل بیرون دوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متورم Ex. You'll find my bloated body in the pool سرانجام جسد متورم مرا در استخر پیدا می کنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از پارچه پوشیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوندگان Ex. His world is joggers, changing seasons, passing cars, Rita's ghost دنیای او از دوندگان، تغییر فصل ها، عبور اتومبیل ها و روح ریتا ساخته شد ...