تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نی قلیون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ دقت شود که حرف اضافه ی این کالوکیشن "on" است و به همراه این حرف اضافه به صورت زیر ترجمه می شود: در مورد چیزی نظر دادن Ex. I would like to make a c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[به قول] عمل کردن Ex. Don't make a promise that you cannot keep قولی ندهید که نمی توانید به آن عمل کنید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاتل سنگ دل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همدست بودن خصوصا در ساختار be in with someone Ex. You are also in with them توهم همدست آنها هستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با قیافه ای کریه Ex. a withered old female pauper, hideously ugly پیرزنی فقیر با صورتی پر چین و چروک و قیافه ای کریه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

! Happy studying این اصطلاح می تواند در پایان مقدمه ی یک کتاب آورده شده باشد و به این صورت ترجمه شود: مطالعه ی لذت بخشی داشته باشید! از مطالعه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادگاه طلاق

پیشنهاد
١

بخش زیادی از چیزی A good proportion of of my library بخش زیادی از کتابخانه ی من

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[دادگاه] اعضای هیئت منصفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره ی نویسندگی

پیشنهاد
٠

جای تاسف است که . . . مایه تاسف است که . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوزه تحقیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واقعا افتضاح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزاد منشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

و البته ( برای تاکید آورده می شود ) [خصوصا در متون مذهبی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اداره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوارک جان پناه دیوارهای دور بام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروه سنی / محدوده ی سنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دائمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلایل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرتاسر جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کوشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظام آموزشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

To foster. . . موجب ِ . . . شدن Ex. To foster political unification موجب یکپارچگی سیاسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

* به شکل کامل تر ". . . a cluster of" نوشته می شود و" تعدادی. . . " ترجمه می شود: Ex. A cluster of states تعدادی کشور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چادرنشینان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطابق با سلیقه خودتان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در برابر چیزی مقاومت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به خود آمدن Ex. 20 minutes later you come round بیست دقیقه بعد به خود می آیید.

پیشنهاد
١

چیزی را عملی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( قید ) با شک و تردید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مزارع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنردرمانی ( Art therapy ) از دیدگاه فیلیپ ویلیامز: انجام فعالیت های خلاق با استفاده از مواد و روش های ( هنری - دیداری - شنیداری ) را هنردرمانی گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انرژی درمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهانِ بصری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیره و روشن

پیشنهاد
٠

در جایی کار کردن . Ex. Robin is still on the staff of his hospital رابین هنوز در بیمارستان کار می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی زود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اغلب برای شمارش کتاب به کار می رود: A high volume of books تعداد زیادی کتاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برای اشیاء می تواند به معنی "جاگیر" باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چنین می نما ید که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسانه های نوین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادات خرید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( دانشگاه/مدرسه و . . . ) نمره الف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با کسی بدرفتاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای سال های متمادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرد خیر انسان نیکوکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو ساختار insist on sth و insist upon sth موازی هستند و هر دو می توانند به این صورت ترجمه شوند: ☆ دقت شود که sth می تواند یک گروه اسمی یا اسم مصدر ...