پیشنهاد
٠

با کسی جدل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرقِ خون Ex. The body in the pool of blood جسد غرق خون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کف اتاق افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق در خون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با دیدن چیزی چهره در هم کشیدن Ex. The detective grimaced at the ghastly sight of the young girl, bloody beneath the full moon کارآگاه پلیس با دیدن ظ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اختیار پرسیدن Ex. Why were your other relationships so short?She wondered aloud as they walked همانطور که قدم می زدند زن بی اختیار پرسید: چرا هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجذوب Ex. He was gorgeous. She was thrilled, but puzzled مرد جذاب بود. زن مجذوب اما سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Ex. When she leapt to rescue me, and remembered she couldn't swim, I got out وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حالت فعلی می تواند به معنی غرق شدن هم باشد Ex. She saw me, floating face down, like a giant fly marooned in Jell_O زن مرا دید، شناور با چهره ای د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با گام های متزلزل حرکت کردن Ex. She stumbled out زن با گام های متزلزل بیرون دوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متورم Ex. You'll find my bloated body in the pool سرانجام جسد متورم مرا در استخر پیدا می کنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از پارچه پوشیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوندگان Ex. His world is joggers, changing seasons, passing cars, Rita's ghost دنیای او از دوندگان، تغییر فصل ها، عبور اتومبیل ها و روح ریتا ساخته شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صورتحساب ها را پرداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خواستن Ex. He doesn't care to leave the room نمی خواهد از اتاق بیرون برود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده کردن Ex. He doesn't care to leave the room, or know who furnishes meals نمی خواهد از اتاق بیرون برود، یا بداند چه کسی غذا را آماده می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فجیع Ex. Brutal murder قتل فجیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنارِ . . . Ex. Since Rita's brutal murder, Carter sits at the window کارتر از زمان قتل فجیع ریتا کنار پنجره می نشیند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبز _ آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به حالت اول برگشتن Ex. Muscles rippled under the blue_ green scales as the dragon stretched, then relaxed وقتی بدن اژدها کش می آمد، عضلات در زیر فل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبخند بر لب Ex. She turned to the groom with a smile and repeated the words, I do زن لبخند بر لب رو به داماد کرد و این کلمات را تکرار کنان گفت: قبول ...

پیشنهاد
٠

به ذهن کسی راه پیدا کردن Ex. Wild thoughts of flight flashed through her mind درباره ی فرار، افکار دیوانه واری به ذهنش راه پیدا کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قدرت تسلط Ex. Control of her own destiny قدرت تسلط بر سرنوشتش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" از دست رفتن" یا " از دست دادن" Ex. Her freedom would be gone forever, control of her own destiny gone آزادی اش تا ابد از دست می رفت و قدرت تسلط بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای بسته شدن Ex. She could almost hear the prison door clanging shut زن حتی صدای بسته شدن درهای زندان را هم می توانست بشنود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از میانِ . . . Ex. Five years ago she plucked a dandelion and bindweed blossom from the grass زن، پنج سال پیش، از میان سبزه ها گل های شکفته ی قاصدک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"گل باز شده" یا به صورت ادبی تر " گل شکفته" Ex. Five years ago she plucked a dandelion and bindweed blossom from the grass زن، پنج سال پیش، از میان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محوطه ی خانه ی متحرک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به گذشته برگشتن ( Ex You can never go back. ( Jay Bonestell هرگز نمی توانید به گذشته برگردید ( جی بونستل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضربه چاقو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

☆ گاه به همراه chemistry بکار می رود و اصطلاح زیر را می سازد: Their chemistry clicked آنها مجذوب یکدیگر شدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کنار هم گذشتن Ex. The two passed in midair این دو در میان آسمان و زمین از کنار هم گذشتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مفهوم " دور بودن" ممکن است به این صورت ترجمه شود: آن طرف تر Ex. A few yards away چند متر آن طرف تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سر ناامیدی Ex. In despair, he flung himself of the Golden Gate Bridge مرد از سر نا امیدی خود را از بالای پل گلدن گیت به پایین پرت کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

می تواند به عنوان فعل عبارتی تفکیک پذیر در ساختار زیر به کار برود: Fling sth off place چیزی را از بالای مکانی به پایین پرت کردن Ex. In despair, he ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاه می تواند به معنی" ترک کردن کسی" باشد. Ex. His love had gone عشق مرد ترکش کرده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی بعد از "look " صفت قرار گرفته باشد، ممکن است به این صورت ترجمه شود: قیافه/ چهره ای . . . . . پیدا کردن Ex. You're gonna look unforgettable قیاف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشتن توی چیزی مثلا گشتن توی کیف و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاه دزد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای رادیو و. . . را بلندتر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد گفته ها، ناله ها، صداها و . . . بهتر است" نشنیده گرفتن" ترجمه شود. Ex. He ignored her screams for help مرد فریادهای زن را که کمک می خواست نش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندان Ex. His sentence? Behind the irons محکومیت او؟ زندان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در سختی در رنج و عذاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت هیجان زده Ex. Chip was teed off چیپ سخت هیجان زده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فریاد زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شدت گرفتن Ex. Pandemonium erupted سروصدا شدت گرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون ِ هیچ . . . Ex. Incredible! No witnesses! No clues! Who did it?� فوق العاده است. بدون هیچ شاهدی! بدون هیچ سرنخی! چه کسی این کار را کرده؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نشانه ی تأکید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب Ex. It's just that I believe you're finally stumped فقط فکر می کنم عاقبت مغلوب شده ای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ دقت شود که بعد از این ساختار، فعل دوم به صورت مصدر با to می آید. You don't have the guts to pull the trigger جرأت نداری ماشه را بکشی