تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با بهینه سازی مصرف انرژی ( گرما/سرما ) Ex. Double _ pane energy efficient windows پنجره های دو جداره با بهینه سازی مصرف انرژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه خود را گرفتن و رفتن Ex. The riders of the hunt silently rode on. سواران شکار بی سروصدا راهشان را گرفتند و رفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبقه اعیان Ex. The nobility of England طبقه اعیان انگلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Ex. This was some kind of joke! یه جورایی مسخره بود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Breez through the questions سوالها را به سرعت و به راحتی جواب دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Misundertand someone حرف کسی را اشتباه متوجه شدن صحبت های کسی را درست متوجه نشدن Ex. The boy had misunderstood the doctor. پسر حرف دکتر را اشتبا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رنگ از رخ /رخسار کسی پریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ Combat the illness مقابله با بیماری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ Wipe down the table میز را تمیز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در روزگاری که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سویِ . . . عرضه شدن Ex. The purpose of most advertisements is to persuade a particular audience to buy the products or service offered by the adv ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امید به زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هنگام تولد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Blowing soap bubbles درست کردن حباب های صابون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست کردن [ حباب ] Ex. By blowing soap bubbles از طریق درست کردن حباب های صابون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حباب های صابون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد دیگری هم Ex. Newton made many other discoveries. نیوتن اکتشافات زیاد دیگری هم انجام داد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موضوع یا کار مورد علاقه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار زیاد Ex. There are a great many books available. کتاب های بسیار زیادی در دسترس است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار زیاد Ex. There are a great many books available. کتاب های بسیار زیادی در دسترس است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آینده Ex. Books in the future کتاب های آینده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رابط الکتریکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بافت های نرم مثل پوست و رگ های خونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

که در حال مرگ است/بود Ex. The doctors can't help the dying child. پزشکان قادر نیستند به کودکی که در حال مرگ است کمک کنند. Ex. She felt pity for t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر از کشمکش Ex. A young white man stopped to help an older African_American woman, generally unheard of in those conflict_filled 1960s. مرد جوان س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. A young white man stopped to help an older African_American woman, generally unheard of in those conflict_filled 1960s. مرد جوان سفید پوستی توق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلویزیون رنگی کنسولی یا کنسول دار [ البته در ایران به تلویزیون رنگی مبله موسوم است. ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ Deliver sth to someone's home/house چیزی را درب منزل به کسی تحویل دادن Ex. To his surprise, a giant color TV was delivered to his home. در کمال ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ A knock came on someone's door درب خانه کسی کوبیده شدن Ex. Seven days went by and a knock came on the man's door. بعد از گذشت هفت روز، درب خانه م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Take someone to safety کسی را به جای امن بردن کسی را به منطقه ای امن منتقل کردن Ex. The man took her to safety. مرد او را به جای امنی برد .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Unselfishly serving others بدون چشم داشت به دیگران کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be in a big hurry خیلی عجله داشتن Ex. She seemed to be in a big hurry, but wrote down his address and thanked him. به نظر می رسید خانم خیلی عجله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا خیس شده Ex. Soaking wet, she decided to flag down the next car. زن در حالیکه کاملا خیس شده بود، تصمیم گرفت با دست به ماشین بعدی علامت بدهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. Soaking wet, she decided to flag down the next car. زن در حالیکه کاملا خیس شده بود، تصمیم گرفت با دست به ماشین بعدی علامت بدهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با نا امیدی Ex. Her car had broken down and she desperately needed a ride. ماشینش خراب شده بود و با نا امیدی منتظر یک وسیله نقلیه بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ Endure something در مقابل یا جلوی چیزی طاقت آوردن Ex. She was trying to endure a lashing rain storm. زن سعی می کرد تا در مقابل شلاق های بی امان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( فقط ) با یک دست به وسیله ی یک دست یک دستی Ex. Blood blister happens when you undo a mic stand one handed. Always use two hands. وقتی پایه ی میکر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف: mic stand

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاول خونی در اثر کشیده شدن پوست و پاره شدن عروق زیر پوست و تجمع خون به وجود می آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می تواند اشاره داشته باشد به italian retro calendar که مردم ایتالیا آن را IRC می نامند. البته به این نوع تقویم خاص که به طرز جالبی به کمک سه حلقه ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکسی کانتین یا اکسی کدون یک داروی ضددرد قوی اپیوئیدی است که برای کاهش دردهای متوسط تا شدید پس از جراحی و جراحت های شدید بکار می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو رگه آفریقایی آمریکایی Ex. An older African American woman پیرزن دورگه آفریقایی آمریکایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ دقت شود که یک صفت تفضیلی لزوما در همه ی مواقع ترجمه تفضیلی ندارد و می توان صفت مورد نظر را مثل یک صفت ساده ترجمه کرد. به مثال زیر توجه کنید که به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با طعنه گفتن Ex. Not at all daunted, the girl quipped :" Ok then you ask him. " دختر بدون هیچ ترس و واهمه ای با طعنه گفت: " ایرادی ندارد در اینصورت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرادی ندارد در اینصورت. . . Ex. Ok then you ask him! ایرادی ندارد در اینصورت شما از او بپرسید!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ اگر قبل از صفت مفعولی آمده باشد، می توانید صفت مفعولی را به اسم تبدیل کرده و به این صورت ترجمه کنید: بدون هیچ . . . Ex. Not at all daunted, the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دخترک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با عصبانیت فریاد زدن Ex. The teacher spouted: "What if Jonah went to hell?" معلم با عصبانیت فریاد زد:" اگر یونس پیغمبر در دوزخ بود چه؟"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با صدای بلند گفتن Ex. A bit perturbed by this, the teacher proclaimed: " that is a story from the bible, it is not factual. " معلم که کمی با این حرف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ It is not factual واقعیت ندارد