تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ به فردی که یکشنبه ها در کلیسا به کودکان امور مذهبی را آموزش می دهد sunday school teacher گفته می شود. Ex. The little girl replied: " My Sunday sc ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق قواعد طبیعی Ex. The teacher said it was physically impossible for a whale to swallow a human. معلم گفت طبق قواعد طبیعی غیر ممکن است که یک وال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور مختصر Ex. In a grade school lesson, a teacher was explaining a little bit about whales. معلمی هنگام تدریس در یک مدرسه ابتدایی به طور مختصر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Expelled from somewhere از جایی رانده شدن Ex. Adam and Eve would rather have stayed in the Garden of Eden than been expelled from it. آدم و حوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باغ بهشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افکار سطحی Ex. He was mouthing big words to hide shallow thoughts. برای نهان سازی افکار سطحی خود، کلمات قلمبه سلمبه بر دهان می راند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم خوب Ex. Mark is really a nice person. You must meet him. مارک واقعا آدم خوبی است. باید او را ببینید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهل مرکب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجبار خودجوش اجبار خودخواسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

☆ sth cross one's mind چیزی به ذهن کسی خطور کردن Ex. What was the first thing that crossed your mind when you won the prize? وقتی جایزه رو بردی اولی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با عشق وعلاقه Ex. the dog came up and nosed her affectionately. سگ جلو آمد و با عشق و علاقه او را بو کشید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکسیژن کمکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به دام انداختن Ex. A storm stranded many climbers near the summit and killed eight people. طوفان کوهنوردان زیادی را در نزدیکی قله به دام انداخت و ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاه برای روان شدن ترجمه باید "در نزدیکی ِ . . . " ترجمه کنید. A storm stranded many climbers near the summit and killed eight people. طوفان کوهنور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. May 10, 1996 was the deadliest day in Everest history. دهم ماه می سال ۱۹۹۶ مرگبارترین روز در تاریخ اورست بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم اکنون Ex. A lot of houses are being built in New York at the moment. هم اکنون خانه های زیادی در حال ساخته شدن در نیویورک هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به . . . رسیدن Ex. When two people cooperate with each other, they come up with better ideas. وقتی دونفر با هم همکاری می کنند، به ایده های بهتری می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆ Cooperate with each other Ex. When two people cooperate with each other, they come up with better ideas. وقتی دونفر با هم همکاری می کنند، به اید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نباید فراموش کنیم که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be all the same شبیه هم بودن Ex. Sharks are not all the same. همه کوسه ها شبیه هم نیستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ex. Our team tried hard, but lost the game. تیم ما سخت تلاش کرد، اما بازی را باخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوقات خوشی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسبله ماهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام متیو ( Matthew ) به صورت خودمانی: متی ( Matty )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظام تجارت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نجات ِ . . . Ex. Saving nature نجات طبیعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از یه جایی به بعد After a while, you don't even bother to be upset! از یه جایی به بعد حتی حوصله ی ناراحت شدنم نداری!

پیشنهاد
٠

کسی را با چیزی مواجه کردن Streets that follow like a tedious argument Of insidious intent To lead you to an overwhelming question . . . خیابان های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

توان کاه Streets that follow like a tedious argument Of insidious intent To lead you to an overwhelming question . . . خیابان هایی که ادامه می یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی این کلمه می تواند " تخت عمل/تخت معاینه در مطب [یا به اختصار تخت مطب] " باشد. Ex. A patient etherized upon a table بیماری بیهوش بر تخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گسترده شدن When the evening is spread out against the sky اینک که شب گسترده می شود بر آسمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرح یک ادعا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر طبقات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوی فرآیندی مدل پروسه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوی تطبیقی مدل مقایسه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوهای نظری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه ریزی هیجانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدوده ی . . . Ex. Determine the scope of your project! محدوده ی پروژه خود را تعیین نمایید!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرفه ی مترجمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناحیه روستا نشین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوفرهنگی Ex. Frontier areas are usually bicultural. نواحی مرزی معمولا دو فرهنگی هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیاده سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات رفتاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطالعات کارگاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آموزش و تربیت مترجم شفاهی *** تربیت مترجم کتبی translator training

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات جامعه شناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات زبانشناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات رفتاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات شناختی