تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متون مذهبی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متون تخصصی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متون حقوقی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متون جهانگردی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادبیات کودکان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نثر داستانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انواع ترجمه

پیشنهاد
٠

ارزیابی کیفیت ترجمه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ With commentary همراه با تفسیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترجمه نشده Ex. Non_ translated texts متون ترجمه نشده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Comparison A and B تطبیق A با B

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقدام به انجام کاری نمودن Ex. A map for researchers setting out to explore یک نقشه برای پژوهشگرانی که اقدام به کاوش نموده اند

پیشنهاد
٠

حوزه های تحقیقاتی ترجمه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوادث غیرمترقبه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخفیف نقدی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به موجب ِ . . . Ex. Persuant to Article 11 به موجب ماده ۱۱

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجرای آزمون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فنا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزادانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دلزده کردن بیزار کردن مایوس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆Knowing sth شناخت ِ . . . Ex. Knowing Islam شناخت اسلام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیر و جوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای مدت کوتاهی Ex I'd wanna hold you just for a while! میخوام که برای مدت کوتاهی بغلت کنم! 🖋 معنای" مدت کوتاه" از تاثیر just در جمله حاصل شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را بغل کردن کسی را در آغوش کشیدن Ex I'd wanna hold you just for a while! میخوام که برای مدت کوتاهی بغلت کنم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایده ابتدایی ایده اولیه Ex. She had an initial idea for the design. او یک ایده ی ابتدایی برای طراحی داشت. Ex. From the initial idea to plan از ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرحله ی طرح ریزی

پیشنهاد
٠

آزمون ورودی دانشگاه که در ایران به کنکور موسوم است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[متون رسمی] فساد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

☆ Give someone false hope به کسی امید واهی دادن Ex. She gave me false hope for months and then married someone else. ماه ها بهم امید واهی داد اما ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زنده ها Ex. Pay attention to alive people, the dead are fine. . . ! هوای زنده ها رو داشته باشید، مرده ها حالشون خوبه. . . !

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز خود را دادن از همه چیز خود گذشتن همه چیز خود را فدا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممکن است. . . Ex. Arguing with children can be risky! ممکن است بحث و جدل با بچه ها خطرناک باشد! Ex. Only a special group of sharks can be dangero ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بحث و جدل با . . . Ex. Arguing with children can be risky! ممکن است بحث و جدل با بچه ها خطرناک باشد!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆But this is reality! اما واقعیته اما واقعیت داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتنش سخته

پیشنهاد
٠

مسیر زندگی خود را عوض کردن Ex. If you aren't excited about waking up every morning, then you need to shift the direction of your life. اگه از اینک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر قول خود زدن Ex. You went back on your word. . . زدی زیر قولت. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همینجوری که هستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس مهم و با ارزش بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس عادت The Little Prince: They say that some loves are not love, they are madness. Fox: A love without madnesss is not love; It's just a feeling ...

پیشنهاد
١

لذت ببر که دنیا دو روزه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی بافت جمله معنا و بار منفی دارد، می توانید به این صورت ترجمه کنید👇 از دست ِ . . . Ex. My heart turned to ashes because of the people! از دست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

☆Turn to ashes خاکستر شدن تبدیل به خاکستر شدن Ex. My heart turned to ashes because of the people! از دست آدما قلبم خاکستر شده!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرهم Ex. Time had no cure for pain! زمان، مرهمی برای دردها نداشت!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترجمه غیر رسمی - - - > خر شانس Ex. Money is for lucky people! پول مال آدمای خرشانسه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا آخر عمر I remember one day I thought I would have you for the rest of my life یادمه یه روز فکر میکردم تا اخرِ عمر دارمت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Defeat sth/sb حریف چیزی یا کسی شدن Ex. Shadows can't defeat the sun! سایه ها حریف آفتاب نمی شوند!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال در بافت ادبی👇 𝗬𝗢𝗨'𝗥𝗘 𝗖𝗢𝗡𝗡𝗘𝗖𝗧𝗘𝗗 𝗧𝗢 𝗠𝗘 تو وصله ی جون منی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از پس چیزی بر آمدن Ex. I can't tolerate your absence. . . ! از پس نبودنت بر نمیام. . . !