٠ رأی
تیک ١ پاسخ
١٦٥ بازدید

اصطلاح فارسی معادل  "Examples are better than 1000 words"

٢ سال پیش
١ رأی

شنیدن کی بود مانند دیدن

٢ سال پیش
٠ رأی
تیک ١ پاسخ
١٦٢ بازدید

تعریف  "work life balance "

٢ سال پیش
١ رأی

برقراری تعادل بین کار و زندگی

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٢٠ بازدید

معنی جمله ی محاوره ای  "Better safe than sorry." چیه ؟

٣,٦٣٦
٢ سال پیش
٠ رأی

پیشگیری بهتر از درمان

٢ سال پیش
٠ رأی
٤ پاسخ
٣٥٠ بازدید

در جمله  the man gave her a superior smile  چه معنی ای برای superior smile میشه در نظر گرفت؟ 

٢ سال پیش
٣ رأی

"لبخند متکبرانه" 

٢ سال پیش
٠ رأی
١ پاسخ
٢١٨ بازدید

insertion Point 

٢ سال پیش
٠ رأی

"محل درج": نشون میده که کاراکتر یا کلمه‌ی بعدی کجا تایپ میشه. اکثراً بهش میگن "نشانگر" .

٢ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
١٩١ بازدید

معادل   mantle و slip over به ترتیب در عبارت in early Rome, the mantle of utilitarianism slipped comfortably over the educational process  وظیفه و بیان کردن میشه؟ یعنی کل جمله میشه در رم باستان، مکتب اصالت سودمندی به راحتی وظیفه اش را در  بیان فرایند آموزشی ایفا کرد.

٢ سال پیش
٠ رأی

"در زمان رم باستان، جبهه‌ی مطلوبیت‌گرایی آرام‌آرام و به راحتی جای خود را در سیستم آموزشی باز کرد"

٢ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
٣٢٠ بازدید

توی متنی به این ترکیب برخوردم: good-son good-sister اما هیچگدوم واقعا خواهر یا پسر همدیکه نبودن. اینو چجوری میشه معنی کرد؟ مثلا یه راهب به رئیسش که یه خانمه میگه my good-sister

٢ سال پیش
١ رأی

Good sister همون معنی خواهر رو میده (حالا یا رابطه‌ی خواهر و برادری وجود داره یا نداره) و برا نشون دادن یه رابطه‌ی قوی و حمایتی استفاده میشه؛ یعنی طرف مقابلمون یه فرد همدل و حمایتگره؛ مثلاً وقتی ۲تا م ...

٢ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٢٩٦ بازدید

دنبال یه معادل قشنگ برای این عبارت میگردم که این بازی با کلمات رو (حداقل تا حدی) منعکس کنه: Even a freerider required a horse to ride

٢ سال پیش
٤ رأی

"حتی یه مفت‌خورم، خوردنش به خوراکی بقیه وابسته‌س"

٢ سال پیش
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٥٣ بازدید

این جمله ی شرطی رو حل میکنید لطفا . If she ____(not work) harder, she ____(not get) promoted.

٢ سال پیش
٤ رأی

1. Doesn't work 2. Will not get

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٩٩ بازدید

معادل فارسی اصطلاح انگلیسی  "Curiosity killed the cat."

٣,٦٣٦
٢ سال پیش
١ رأی

۱. "یه نفر خیلی سوال میکرد، سرشو به باد داد" ۲. "خیلی سوال میپرسی" ۳. "فضولی نکن"

٢ سال پیش