پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (١,٦٥٢)

بازدید
١,٣٣٣
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لجبازی کردن ، بهانه آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقات کارشناسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن برای مسابقه ، رقابت و یا مبارزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دون پاشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبردار ایستادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گنجانده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوبت چیزی فرارسیدن ، ختم شدن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همراه با چالش ، مشکل دار ( صفت )

پیشنهاد
٠

آنها به دنبال چیزی رفته بودند آنها چیزی رو امتحان کرده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون شرمساری و پشیمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخش جداناپذیر چیزی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوار شدن ، بالا پریدن ( وسیله نقلیه و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخ و فلکی که با دست خود بچه ها چرخانده میشود و بچه ها بعد ازسرعت گرفتن آن سوارش میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاطی پاتی صحبت کردن ، از این شاخه به اون شاخه ، از این موضوع به اون موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق و سرحال بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت ، ساکت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همین طور هم باید باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرعت گرفته ، شتاب گرفته ، آماده ، روشن ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Aptitude Heavenly Hardy Advantage

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف A_ aptitude H_heavenly H_hardy A__ advantage لیاقت - بی نظیر - مقاوم و سرسخت - برتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My back is acting up کمرم دوباره گرفته عود کردن ، برگشت بیماری ، بازی در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واسه من سئواله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر شده ، مورد اهانت واقع شده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور آشفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرز تحقیرآمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم نورتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفیانه ، ناآشکار ، متضاد کلمه ی overtly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکنیکی که فرد خودشیفته برای انکار کاری که انجام داده و نهایتاً فرد قربانی را مقصر جلوه دادن، اعمال میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی شکست قاطعانه و همراه با تحقیر هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرابکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جار زدن ، خبر پراکنی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جارزدن ، حرفی را همه جاجار زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق عالم هپروت شدن ، تو لاک خود فرو رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

down by questioning زیر سؤال بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی مهم نیست بلکه. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I cook up a bunch of chicken on Sunday من یک مرغ درسته را روز یکشنبه می پزم درسته ، قلمبه ، خوشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم مستی که در bar دعوا راه میندازه ، گیلاس های مشروب رو می شکنه و صندلی ها رو به هم میزند و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم ایستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حذف کردن ، از قلم انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیشترین ، معمول ترین ، تکراری ترین ، بهترین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دریاچه ای در آمریکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گره خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتماعی، طرفدار اجتماع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گازدار کردن نوشابه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند در صنعت شکلات سازی که شکلات های مخصوص رژیمی و همچنین بادام زمینی و . . هم دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روی آوردن به . . .