پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
بالا رفتن No hand went up هیچ دستی بالا نرفت
در تب و تاب. . .
عوام فریبی
اغفال، فریب
تا ته چیزی را خوردن، به طور کامل خوردن
مرحله به مرحله
در دستور کار قرار داشتن
متوجه بودن
استدلال گر
تصویب شده، پذیرفته شده، موافقت شده
دست و پا بسته شده ( با طناب )
زندانی شده، حبس شده
هماهنگ با آن
روی دیگر سکه، روی دیگر قضیه ( مقابل reverse )
آسوده
دماغه، تنگه، شنل
شتابزدگی در دوران جوانی ( ناپختگی )
Persuade
مجبور شده
طعمه شده
صبر کردن تا وقتش برسه
سازمان دهنده رخت و لباس ( تئاتر و سینما و. . . )
بپا
پرخاش کردن، بهانه گیری کردن، لجبازی کردن
تلنبار شده
نام نمایش نامه نویس آلمانی
نام داستان نویس آلمانی
اهل کشور زئیر ، زئیری
نتایج، عواقب، مقامات دولتی بالا
آهنگساز بزرگ مجارستانی
خرابی به بار آوردن
اهل کارتاژ ( تونسی )
غیر منطقی
سرکرده، کله گنده
منتشر کردن ، بروز دادن
رک و صادق، بی شیله پیله
بی ثبات ، دمدمی
مولد
نام ایالت شمالی هلند
محاکمه شد
هیپنوتیزم کننده
لازم دارد، مورد نیاز است
باریکه ، پهنای ، پرتو، تیر ، تیغه ، لبخند پهن
مسلط، کنترل کننده ، صاحب اختیار، مختار، مهار کننده
ته کشیدن، رنگ و لعاب از دست دادن، نخ نما شدن ، باریک شدن
محتاط، صرفه جو ، کم ، قطره چکانی، مواظب
تأثیر گذار، خاص، معرکه
عجیب و غریب بودن
مسحور شده ، فریب خورده