پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٠٧١)
Peter was reluctant to speak about his uncle who had long since departed پیتر بی میل بود برای صحبت درباره عمویش که مدتها پیش رهسپار ( خانه ابدی ) شده ...
The messengers came to redeem nations from the sins پیامبران برای نجات ملت ها از گناهان آمدند. اینجا معنی کلمه نجات دادن میشه. I try to redeem the m ...
Thrifty اقتصادی
Go and bring رفتن و آوردن همچنین کلمه دیگری میشه گفت retrieve
Fetch رفتن و آوردن
سو استفاده misuse
اabandonment the only way to solve the problems. . . . . . my friend said دوستم گفت رها کردن تنها راه حل مشکلاته
My new Buick was sent to the factory because of steering defect. بیوک تازه من به دلیل نقص فرمان به کارخانه عودت داده شد
Launch a website راه اندازی یه وبسایت
My son was sent to compulsory military service this June پسرم همین ماه ژوئن به خدمت سربازی اجباری اعزام شد
Give up تسلیم شدن
Attempt تلاش و کوشش
Commit means appropriate اختصاص دادن Commit a crimeمرتکب جرمی شدن
Commit means appoint اختصاص دادن Commit a crime مرتکب جرمی شدن
Fulfilling needs برآورده کردن احتیاجات
Economical اقتصادی
Be able to purchase something توانایی خریدن چیزی
Continue doing sth ادامه دادن به انجام عملی
Demanded مطلوب خواسته شده
Desired subscriber is not reachable مشترک مورد نظر در دسترس نیست