پاسخهای محمدشفیعی
به جمعی داد خلعتها و فرمود که باتشریف تشریف آورد زود پی تعظیم تشریف از زمین خاست بدن از خلعت شاهانه آراست ✏ وحشی بافقی
تشریف اولی خلعت و لباس است تشریف دوم یعنی با افتخار بیاییدتشریف سوم هم با تعظیم اومده یعنی به حاکم یا مسوول اونجا کرنش کنید
دو سر هرگز نگنجد در کلاهی دو شه را جا نباشد تختگاهی ✏ وحشی بافقی
دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد
بسا شاهان که دور از کسوت هوش زمانه خرقهشان افکنده بر دوش بسا درویش را کز هوشمندی سریر جاه بخشد سربلندی ✏ وحشی بافقی
گزینه سوم...........
به زنجیر جنون چون گشت پا بست سری بر زانوی اندوه بنشست چو آیین جنونش برد از کار به زنجیر از جنون آمد به گفتار که ای چون زلف خوبان دلارا اسیر حلقههایت اهل سودا بسی منت بگردن از تو دارم که یادم میده ...
تصحیح میشود جواب زنجیر است
-"او همسرِ پیشین من است" اگر کسی این را بگوید،آیا به این معناست که او اکنون همسر دیگری و "تازه ای" دارد،یا تنها می توان گفت که "او دیگر همسرِ گوینده نیست" ؟
با احترام به نظر دوستان فکرکنم هر دو معنی را بشه از جمله گرفت بشرطی که ببینیم تکیه یا همون استرس روی کلمه همسر باشه یا روی پیشین فکر کنید و هردو حالت را متصور بشوید شاید درست باشه اشاید هم خیر
What change since am herدرجواب این جمله چی بنویسیم
جواب بده I feel much happier and relaxed when you are around وقت وقتی دور و برمی خوشحال ترم و آسوده تر
چه خوش گفت آن سخن پرداز کامل که چیزی کز نظرشد رفت از دل ✏ وحشی بافقی
از دل برود هر آن چه( که) از دیده برفت
ز سر سازم به راه مدعا پای به جان خدمت کنم خدمت بفرمای ✏ وحشی بافقی
با جان ودل در خدمت تان هستم
ز یکجا آب چون نبود مسافر شود یکسان بخاک تیره آخر ✏ وحشی بافقی
احتمالا این باشه آب که یکجا بماند می گندد آب راکد میگندد
مثل باشد درین دیرینه مسکن جهان گشتن به از آفاق خوردن ✏ وحشی بافقی
مثلی داریم محلی میگه دنیا گشتنی بهتر از دنیا خوردنی باشد یعنی گشتن در دنیا بهتر از خوردن اطعمه دنیا باشد