تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

اوغور در ترکی به فال نیک ، شگون ، خیر ، یمین میگن و در لغت نامه های فارسی این کلمه همچنین ترکی هست . مثلا خیرلی اوغورلو اولسون یعنی با خیر و با میمن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اگه جعل نمیکنی باس در ترکی یعنی فشار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

باش در ترکی به معناس سر و رئیس هست چراکه یوزباشی یعنی فرمانده ۱۰۰ نفر ، معنی دیگر آن نفر هست چرا که کاچ باش سینیز یعنی چند سر و چند نفرید ، این کلمه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ایل. ( ترکی ، اِ ) بزبان ترکی به معنی دوست و موافق. ( برهان ) ( آنندراج ) . دوست. یار. همراه. ( فرهنگ فارسی معین ) . ا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

باتلاق کلمه ای ترکی به معنای مرداب و جاییست که اب جمع شود یعنی تالاب ، باتاق باتلاق از باتمق فرو رفتن هست، باتمق معنی گل الود شدن هم میدهد ، حال دوست ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاچ یعنی بدو ، فرار کن ، قاچار یعنی فراری ، قاچاق یعنی فراری داده شده ، قاچاقچی یعنی کسی که این کار رو انجام میده ، این کلمات در صحبت روزمره ترکا وجو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

باش در ترکی به معنای سر ، رئیس میباشد چرا که آشپز باشی به معنای سر آشپز هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

اطلاعات بیشتر واژه واژه چماق معادل ابجد 144 تعداد حروف 4 تلفظ čomāq نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [ترکی] ‹چوماق› مختصات ( چُ ) [ تر. ] آواشناسی ComA ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

آد ( اسم ) پسوند لی در ترکی یعنی داشتن نامدار در زبان ترکی که گویش روزمره مستعمل هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

اوج در ترکی معنی ۱. نوک ( مثلا ساچین اوجی یعنی نوک مو ) و گوشه ۲. کف دست در تلفظ آووج ۳. آوجی یعنی شکارچی ۴. اوجا یعنی مرتفع ۵. اوچ یعنی ۳ ۶. اوچ یعن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

در فارسی همه چیز از تاس حمام شروع شده یاش در ترکی یعنی عمر و سال یاش یعنی اشک و تیس یاش یعنی سبز و طروات برو تاس حمامتو بردار برو کلمات دیگه 🤣

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

یاش کلمه ترکی به معنای عمر ، سال ، خیس. اشک ، طراوت ، سبز این کلمه در تمام فرهنگ ها ترکی نوشته شده اگر توانایی خوندن داشتی میدی ، کسی که هوا و نفس عر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. قورت. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه. غورت. جرعه نوشیدنی. ۲. قورت. ( ترکی ، اِ ) با اشباع بمعنی کرم که آن را به عربی دودگویند. ( سنگلاخ ) . || گرگ. ذئ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

اینالّو ( یا: اینانلو ) طایفۀ ترک ایران، از طوایف بزرگ شاملو. از قرون ۹ و ۱۰ق در ایران سکونت دارند. این مردم تا قرن ۹ق در شام به سر می بردند و پس از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینالّو ( یا: اینانلو ) طایفۀ ترک ایران، از طوایف بزرگ شاملو. از قرون ۹ و ۱۰ق در ایران سکونت دارند. این مردم تا قرن ۹ق در شام به سر می بردند و پس از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. قورت. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه. ( سنگلاخ ) . غورت. جرعه نوشیدنی. ۲. قورت. ( ترکی ، اِ ) با اشباع بمعنی کرم که آن را به عربی دودگویند. ( سنگلاخ ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

چای کلمه چینی_ ختای ( شمال چین ) هست این کلمه مختص چین و ترک هست چراکه اولین چایی در ایران توسط مغول ها اورده شده و گویا چای ترکمنی ازبکی هم بعدش رو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

Elci در ترکی همریشه با elch ترکیه مغولی ، این کلمه در تمامی زبان های آلتایی تحت عنوان نماینده ، خواستگار ، فرستاده ، پیامبر معنی شده. در ترکی و آذربا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

الچی کلمه ترکی یعنی فرستاده ، و معنای مستعملش خواستگار هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوقلو. [ دُ ] ( ترکی ، ص مرکب ) ( مرکب از دوق = [ دوغ ، دغ ] از مصدر دقماق [ دغماق ] به معنی زادن و لو علامت نسبت در ترکی ) . دوقلی. دوغلو. توأم. تو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

الیش در ترکی چند معنی داره ، ۱، آلیشماق ( شعله ور شدن ) ۲. آلیش ( خرید ) این کلمه در پاسخ به خانوم زهره همون آلیش وریش ترکی یعنی خریدو و فروش هست من ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به بنده خدا آی ( ماه ) لین ( نمود هلالی ) این اسم ترکیست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

توماج کلمه ای ترکی به معنای چرم خوشبو هست مثل یاماج که یعنی سراشیبی کوه، مثل ارکین رود ازاد، این کلمه در تمامی منابع ترکی هست بنظرم کسی که فشار خورده ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایگین در ترکی یعنی ماه و خورشید البته یعنی ماه گرفتگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایگین کلمه ترکی به معنا مه خورشید یعنی ماه گرفتگی هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تیکان ، تکان ، دکن تلفظ های زبان های ترکی از اوئغوری و یاقوتی تا آذربایجانی و ترکیه ای معنای خار میدهد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلین در ترکی معنی سرنوشت میدهد اِلین یعنی برای طایفه = ین فارسی با ین ترکی تحت عنوان پسوند فرق داره ، الین یعنی ( برای ) طایفه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

. [ ی َ ق َ / ق ِ ] ( ترکی ، اِ ) گریبان. ( برهان ) . گریبان و یخه. ( ناظم الاطباء ) . گریبان. جیب. قبةالثوب. گریوان. ( یادداشت مؤلف ) : دستت بود به ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولی به تگرگ در زبان ترکی گفته میشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

دنیز اسمی ترکی به معنای بحر و دریاست . این کلمه در تمامی لهجه های زبان ترکی دیده میشود . در ترکی استانبولی و آذربایجانی و ترکمنی = deniz در اوزبکی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

آرال کلمه ترکی به معنای جزیره هست و همچنین نام دریاچه هست ، در اصل آرال از آیرال یعنی جدا شده و یا آرا به معنای میانه ال پسوند شده در ترکیست ، اما من ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اویار در ترکی امر هشداد دادن است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکان تفریحی تاریخی در تبریز در زمان اق قویونولو های ترکمان ساخته شده از گول ( دریاچه ) شاه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

ارگ یا ارک در ترکی معنی محل حکومت میدهد ( قلعه ) حال پانفارس ارک محل حکومت هست یا بورگ اروپایی یا ارتفاع ؟کدوم احمقی به قلعه میگه مرتفع ؟

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

یواش. [ ی َ ] ( ترکی ، ص ، ق ) آهسته و هموار. ( آنندراج ) . آهسته و به ملایمت و نرمی. ( ناظم الاطباء ) . نرم. خفی ( کار و رفتار و گفتار ) . مقابل قای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در زبان ترکی که روزمره تکلم میشه ارخا یعنی پشت و پشتیبان و عقب در استانبولی ارکا یعنی پشت و پشتیبان ار ( جوانمرد ، مرد ، زود ) دوغان ( متولد شده ، زا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان ترکی که روزمره تکلم میشه ارخا یعنی پشت و پشتیبان و عقب در استانبولی ارکا یعنی پشت و پشتیبان ار ( جوانمرد ، مرد ، زود ) دوغان ( متولد شده ، زا ...

پیشنهاد
٠

Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

قمچی. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) شلاغ. سوط. تازیانه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : قمچی نیاز بند و جفا را بهانه کن با عاشقان سخن بسر تازیانه کن. سیفی ( ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تومان. ( مغولی ، عدد، اِ ) ده هزار. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) . کلمه مغولی به معنی ده هزار است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

چاو ( پول ) . چاو، نام پول کاغذی است که در دوره ایلخان گیخاتوخان و به تقلید از حکومت قوبیلای قاآن در چین، در ایران نیز رواج یافت. در واقع این نخستین ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

دو تصویر در ادامه متنم بیاورم قوناق در زبان ترکی به معنای ، میهمان ، بازدید کردن ، اقامت کردن دارد ، این در حالیست که بخش بزرگی از جمعیت ۲ ملیون نفر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

قوناق در ترکی به معنای لقامت کردن ، بازدید کردن و میهمان هست .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

قوناق در ترکی به معنای لقامت کردن ، بازدید کردن و میهمان هست ، توضیح دهید چطور به اویغوری ، ازبکی ، ترکمنی ، قزاقی و قرقیزی رفته هست ؟ گرجستانی که نص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

قوناق کلمه ترکی به معنای میهمان هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

گوکتورکها یکی از اولین حکومت های تورکتبار بود که توانستند خون خواران چینی را به درک واصل کرده وحکومت بزرگی در چین و اسیایه میانه تشکیل دهند ، گوک یعن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

از کلمه مغولی ( تاتاری ) توستاکان وارد روسی و ترکی شده بصورت استیگان و سپس وارد روسی به صورت استکان شده کلمه دوست کام در هیچ متن فارسی یافت نشده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

از کلمه مغولی ( تاتاری ) توستاکان وارد روسی و ترکی شده بصورت استیگان و سپس وارد روسی به صورت استکان شده کلمه دوست کام در هیچ متن فارسی یافت نشده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

ازبک ها قومی ترکتبارند ازبک در ترکی یعنی خودمختار اویغور در ترکی یعنی خودکفا قزاق در ترکی یعنی کوچرو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کزاک یا قزاق در ترکی معنی ککچرو دارد اوزبک نیز در ترکی معنی خودمختار دارد اویغور در ترکی یعنی خودکفا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

شلوغ. [ ش ُ ] ( ترکی ، ص ، اِ ) جای انبوه از جمعیت. جای باجمعیت انبوه. اجتماع مردم. جایی که در آن جمعیت ازدحام کرده باشد: آب انبار شلوغ کوزه بسیار شک ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کولوم یا قلوم یعنی خدمتکار به ترکی از قل به معنای نیرو و بازو گرفته شده ، کوللانیم یا قوللانیم یعنی استفاده کنم ، قولی یعنی نیرومند ، قول یعنی زیر دس ...

پیشنهاد
٣

نادرشاه از ترک های ترکمان ایل افشار که تبار اینها قراختایلو از شمال چین بوده که با سلجوقیان وارد ایران شدند ●او همواره به ترکمان بودن خود میبالید ، ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

تات کلمه ترکی به معنای ایرانی ، بیگانه ، یکجانشین ( شهری یا روستایی ) هست ، مثلا تاتار قومی ترک هست اما بدان مردم بیگانه گویند، تات ( بیگانه ) ار ( م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

Denk یا دانگ یا دنگ کلمه ای ترکی به معنای معادل و مساوی و توازن هست از این رو وقتی گویند دنگی یعنی تساوی و توازن رعایت شود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

Denk یا دانگ یا دنگ کلمه ای ترکی به معنای معادل و مساوی و توازن هست از این رو وقتی گویند دنگی یعنی تساوی و توازن رعایت شود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

داغ در ترکی یعنی کوه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاسخ به بابک ( فرتاش ) ، اولا شما تبریزی نیستی ؛ ) دلایل؛ ۱. قاطیر یعنی در هم امیخته کرده ، از قاط ( مصدر امر قاطمق یعنی در هم امیز ، مخلوط کن ) دیر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

قومی از خاقانات ترک های اوغوز بعد از تقسیم هون ها که اولین شکست دهندگان امپراتوری روم بودند که مربوط به ۲۳۰۰ تا سال پیش هست، به دلیل مهاجرت انان در ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آمجیخ یعنی جایی که می مکی از اممک میاد دیلیخ یعنی جایی که زبون میزنی از دیل یعنی زبان میاد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه توشک یا دوشک کلمه ایست ترکی از دوشمک یعنی چیدن ، پهن کردن انقدر بی عقلی هنوز نفهمیدی مختصات [تر. ] یعنی این کلمه ترکیست. لابد لحاف عربی هم پارس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

چول. ( ترکی ، اِ ) چل ، بمعنی صحرا. ( یادداشت مؤلف ) . بیابان. ( جهانگیری ) . جای خالی از آدم را گویند. ( برهان ) . بیابان ریگ زار و جائی که آدمی در ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

اصلان دوز از اصلان به معنای شیر ترکی دوز به معنای وایستادن ، صبر کردن، استقامت کردن و ایستادن هست اصلاندوز یعنی استقامت شیر مثل اسم های پرتقالی و اس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

مغازه. [ م َزَ / زِ ] ( اِ ) مأخوذ از ترکی ، دکان بزرگ و ترکان این لفظ را از مگازن فرانسه گرفته و فرنگان از مخزن تازی اخذ کرده اند. ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

فنر در ترکی به معنای جوانه و سیم پیچ هست ببخشید پشمای شما احتمالا جعلی نیست ؟ بالار مطالعه کن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

صایین یا sayin در ترکی به معنای محترم هست.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاین sayin در ترکی به معنای محترم هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم اران در ترکی معنی جستجوگر میده ، آراماک یعنی جستوجو ، کامنت ها نشان دهنده نیازمند بودن یع عده به گلاده هست ، پانسگا واعا اسکلن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلام یک اسم مختص به یک زبان نمیتونه باشه آردا در فارسی معنای متفاوت تر از آردای ترکیست ، آردا در زبان تورکی معنی میانه رو ، فرمانروای عادل و کسی که م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولا اون جنگ کل ارتش عثمانی تاتار و ترک بودن ، ینی چریک یا یئنی چری ، به معنای چری یعنی سرباز ، و یئنی یعنی نو ، یعنی سرباز های پارتیزان تاتار و ترک ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه چاپیدن معادل ابجد 70 تعداد حروف 6 تلفظ čāpidan ترکیب ( مصدر متعدی ) [ترکی. فارسی] [عامیانه] مختصات ( دَ ) [ تُر - فا. ] ( مص م . ) منبع لغت ن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

چپاول. [ چ َ وُ ] ( ترکی ، اِ ) تاختن فوجی از لشکر جداشده ، بر سر مخالف از مسافت بعید. ( آنندراج ) . تاخت وتازگروهی از لشکر از مسافت دور بر سر گروه م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

یاشا یعنی زنده باد جاوید باد در زبان ترکی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به اندکی راهنمایی: چاووش یا چاوش برگرفته از واژه ترکی چاو و به معنی اعلان، خطاب، نقیب، پیش رو لشکر یا کاروان، نگهبان و مراقب سپاهیان، راهنما ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

قایق. [ ی ِ ] ( ترکی ، اِ ) کشتی. ( آنندراج ) . کرجی. بلم. ناوچه. زورق. قُفَّه. طراده. لتکا. قارب. ترکیبات : قایق ران. قایق رانی. قایقچی. از ریشه کای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

قایق. [ ی ِ ] ( ترکی ، اِ ) کشتی. ( آنندراج ) . کرجی. بلم. ناوچه. زورق. قُفَّه. طراده. لتکا. قارب. ترکیبات : قایق ران. قایق رانی. قایقچی. از ریشه کای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

تسمه. [ ت َ م ِ ] ( ترکی ، اِ ) چرم خام و دوال چرمی باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) . چرم خام و رشته های دراز چرم و دوال چرمی باشد. ( آنندراج ) . از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

تسمه. [ ت َ م ِ ] ( ترکی ، اِ ) چرم خام و دوال چرمی باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) . چرم خام و رشته های دراز چرم و دوال چرمی باشد. ( آنندراج ) . از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولا تاش یا داش در ترکی به معنی سنگ و هم و شریک هست ●دوما شما حتی معنی یولداش که از یول به معنای راه و شیوه تاش یا داش به معنا هم هست، به معنای هم ر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

بایرام از کلمه بایار مغولی و بایرماق ترکی با ریشه آلتایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترلان یا طرلان اسمی با ریشه ترکی به معنای شاهین و زیباروست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه آلاچیق معادل ابجد 145 تعداد حروف 6 تلفظ 'ālāčiq نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [ترکی] ‹آلاچق› [قدیمی] مختصات ( اِ. ) آواشناسی 'AlACiq الگوی تکی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

( آلاچیق ) آلاچیق. ( ترکی ، اِ ) آلاجق. کوخ. کوله. رجوع به آلاجق شود. الاچیق. [ اَ ] ( اِ ) در ترکی خانه ای است از نی و چوب. ( آنندراج ) . رجوع به آ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترخان یا طرخان اسم پادشاهان ترک بوده تارکان ، طخان ، تورخان = در ترکی معنای امیر و پادشاه هست چرا که در در کتیبه ی اورخون از پادشاه پادشاهان با ل ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

اشک کلمه ای ترکی به معنای خر است شکل صحیح آن اِشک هست ن ایشک ایشیک یعنی نور ، روشنایی در ترکی و نوشتن ایشک غلط هست.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

قورت . [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه . ( سنگلاخ ) . غورت . جرعه ٔ نوشیدنی . - قورت دادن ؛ فروبردن لقمه یا جرعه از گلو و با لفظ دادن استعمال میشود و با ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

قورت . [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه . ( سنگلاخ ) . غورت . جرعه ٔ نوشیدنی . - قورت دادن ؛ فروبردن لقمه یا جرعه از گلو و با لفظ دادن استعمال میشود و با ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سوغات . [ س َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) تحفه . هدیه . ( از آنندراج ) . تحفه . هدیه . ( مجموعه ٔ مترادفات ص 88 ) . ره آورد. ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث ) . ر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوغات. [ س َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) تحفه. هدیه. ( از آنندراج ) . تحفه. هدیه. ( مجموعه مترادفات ص 88 ) . ره آورد. ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث ) .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کاربر بالا جزیره کریمه جزیزه تاتار هستند که ترک تبارند در انجا طبیعی هست اسامی ترک باشن و همچنین ژاپنی که جزو زبان التایی هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

آرنا در ترکی _ ترکمنی معنی نهر داره یه اسم ترکمنی هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

• ( تلفظ: ātilā ) ( ترکی ) ( آت به معنی اسب یلا ( صفت ) ) ، به معنی چابک، شجاع، نامی، نامدار، ( در اعلام ) پادشاه هون ها - نام پادشاه قبیله هون که ام ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

bayramدر زبان ترکی از ریشة �بایراماق� bayırmaq یعنی جشن گرفتن است. �بای bay� یا صورت دیگر آن �بیگ bəy� در زبان ترکی به معنای ثروتمند، بزرگ، عظیم و ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتیلا آتیایلا یعنی پدر در زبان ترکی آت ایلا یعنی اسب سوار در زبان ترکی مجارستانی ها میتونید برید از مردم شناسی کشور خودشون سرچ کنید ترک های هون ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

داداش از قارداش و داغ تاش ترکی به معنای برادر بزرگ و این لفظ ترکیست داداش. ( اِ ) در زبان عامه برادر. ( ظاهراً ترکی است ) . خطابی که برادران و خواه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

چمباتمه. [ چ ُ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) در تداول تهرانیان ، به معنی نوعی و شکلی از نشستن است روی دو پا. و بیشتر با فعل زدن و نشستن ترکیب شود. چندک. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

یورتمه. [ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) نوعی از رفتار اسب ( ظاهراً از یورمق یا یورتمق ترکی به معنی اعیاء و خسته کردن ) . ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . یرتمه. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتراق. [ اُ ت ُ / اُ ] ( ترکی ، اِ ) توقف چندروزه در سفری بجائی. - اتراق کردن ؛ نشستن در منزلی چند روزی. موقتاً در منزلی اقامت گزیدن.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

اوتورماق یعنی نشستن اوتو یعنی بنشین اتراق یعنی بنشینیم صدرصد تورکیست چرا که کاربر بالا مختصات این کلمه [تر. ] دانسته هنوز نمیدونه این یعنی کلمه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

اوتورماق یعنی نشستن ترکی اوتراق یعنی بنشینیم این کلمه صد در صد ترکیست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

داور 😹😹😹 داور یچی دیگست داروغا یا داروغه عنوان ترکی مغولی برای رئیس پاسبان هاست داروغه ( در اصل داراعه چی، مأخوذ از مغولی ) سمت انتصابی مسئول ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

گزمه. [ گ َ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) شبگرد و پاسبان شب و عسس. ( ناظم الاطباء ) . گشتی. پلیس.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

آچمق در ترکی به معنای باز کردن آچ یعنی باز کن ماز پسوند منفی ساز ترکی یعنی نمیشود نمیکند ( آچمز ) آچمز. [ م َ] ( ترکی ، ص ) ( ظ. از ترکی ِ آچل ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

گویا برای برخی ها خیلی سخته فهمیدن اینکه اصلا sevda باشه یا soda اصلا به زبان فارسی ربطی نداره این کلمه در این معانی تورکیست Sevda از sev یعنی دوست ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

گویا برای برخی ها خیلی سخته فهمیدن اینکه اصلا sevda باشه یا soda اصلا به زبان فارسی ربطی نداره این کلمه در این معانی تورکیست Sevda از sev یعنی دوست ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١٢

کلمه الگو از الماق یعنی شدن هست Ulgu یعنی تصدیق ، مثال ، عین ، مثل آن ، از آن ، دقیقا این کلمه در ترکمنی معنی مثال در آذربایجانی معنای نمونه در ت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

ادامه مطلب با رفرنس دهخدا قلدر. [ ق ُ دُ ] ( ترکی ، ص ) خشن و تنومند. گردن کلفت. زورمند. قلچماق. رجوع به قلچماق شود. قول یا قل در ترکی ۱. بازو ۲. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

قول یا قل در ترکی ۱. بازو ۲. نیرو ۳. خدمت کار و خدمه ۴. دستیار متاسفانه خیلی ها معنیشو اشتباه نوشتن ( دور ) پسوند بودن در ترکی هست که بصورت تی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

قلچماق. [ ق ُ چ ُ ] ( ترکی ، ص مرکب ) مرد شهوت پرست و اوباش. ( آنندراج از سفرنامه شاه ایران ) . این کلمه مرکب از قل به معنی بازو و چماق است و به کسی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

آتابای یا آتابیگ با تلفظ اسیای میانه اتا بک یعنی پدر بزرگ در زبان ترکی در پاسخ به کاربر اخر ؟! شما اونجا بودی ؟ اسم دخترش بوغدا یعنی گندم به ترکی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

گرخیدن از گرخماق ترکی به معنی ترسیدن هست گر گرفتن یه حالت ادم احساس گرمی میکنه مثل یائسگی پس گرگرفتن در این معنی اصلا ربط نداره چرا که ترسیدن با آت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

چانتا یه چنته در اصل یک کیف دستی کوچک دست ساز زنان ترک قشقایی شیراز هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

یامان ( از ترکى، اِ ) در تداول، متضاد مامان: همه مامان دارند ما یامان داریم. ��درد یا ورم سختى که اگر اسب و قاطر و الاغ به آن دچار شوند، مى میرند. � ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

فقط اونی که گفته ترکیش میشه یمن خب بی عقل اشنباه خوندی اون یامان هست یامان هیچ ارتباطی به فارسی نداره یامان. ( ازترکی ، اِ ) لفظ ترکی است و در آن ز ...

پیشنهاد
٢

�دمار� ترکی به طور عام معنای رگ و رگه دارد. مثلاً به رگ و ریشه های گوشت و زردپی و رگ و عصب آمیخته با گوشت می گویند دمار. با این وصف، واقعی ترین دمارد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

دمار. [ دَ ] ( ترکی ، اِ ) چوبها که در میان برگ است : دمار تنباکو. دمار توتون ، و آن از �دمار� ترکی است که به معنی رگ و رگه می باشد. ( از یادداشت مؤ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

اوغور به صورت اغر غلط هست چرا که اصل کلمه از ترکی طبق گفته دهخداست و نوشتن اغر غلط هست این کلمه در دیوان لغات ترک و لغت نامه مغولی به معنای یمین بو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

ادامه مطلب در ترکی استانبولی هم بش bohce میگن بغچه. [ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکی ، اِ ) بوغچه. ( فرهنگ نظام ) . بقچه. جامه بند که معروف است این لفظ تر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

بغچه. [ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکی ، اِ ) بوغچه. ( فرهنگ نظام ) . بقچه. جامه بند که معروف است این لفظ ترکی است. ( غیاث ) ( ازآنندراج ) . بسته ای از جامه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سا ناز نیست سان آز هستل کمیاب و نادر در زبان شیرین تورکی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آلش. [ ل ِ ] ( ترکی ، اِمص ) تبدیل. تعویض. رجوع به دهخدا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه متنم آلش. [ ل ِ ] ( ترکی ، اِمص ) تبدیل. تعویض.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلش وریش یعنی ستد و داد آلیش یعنی گرفتن وریش یعنی دادن در تورکی به معنای داد و ستد و بازرگانی و مبادله هست آلش دگش یعنی مبادله و تعویض دگشمک ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلش دلش نیست اون آلش وریش ترکی هست یعنی دادو ستد البت در ترکی ستد و داد هست به خاطر گرامر آل یعنی گرفتن وریش یعنی دادن آلش دگش یا آلش دئیش یعنی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کوت ترکی شرقی کلمه گوتبه معنای باسن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

( آبجی ) آبجی. ( از ترکی ، اِ مرکب ) ( از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده باجی ، خواهر ) در تداول خانگی ، خواهر. آبجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

( آبجی ) آبجی. ( از ترکی ، اِ مرکب ) ( از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده باجی ، خواهر ) در تداول خانگی ، خواهر. آبجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه || ( ترکی ، اِ ) کلمه ترکی است بمعنی بزرگ و مجازاً رئیس و کدخدا وریش سفید. ( یادداشت مؤلف ) : ای بیوک ابه و کیخای ده دبه آوردم بیا روغن بده. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

بویوک یا بیوک به معنای بزرگ در ترکی اوبا یا اوبه میتونید رجوع کنید به اوبه به معنای خاندان در ترکی بیوک اوبه یعنی ریش سفید بزرگ خاندان به ترکی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقتی اونقدر عقل نداری که به قَمه میگی قممه من هیچی نمیگم متنو نگاه کن دلقک خودت نوشتی 》》》 مختصات [تر. ] یعنی تورکی 😹😹🤫 تو چطور اسکلی هستی هنوز ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

قازان یا تلفظ کازان در ترکی به معنی۱. پیروزی ۲. دیگ ۳. کندن ۴. روستا ۵ در کلمه قازانج به معنی دست اورد و موفقیت ، پیروزی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

قمه. [ ق َ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) نام سلاح است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . قسمی سلاح شبیه به شمشیر ولی کوتاهتر و پهن تر و بدون انحناء. - قمه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

ار در ترکی یعنی مردم و مخفف ارکک یعنی مرد آر در ترکی یعنی جوانمرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آلچین در ترکی اسم یک نوع مرغابی هست مثل سونا در اوزبکی هم هست اسم دختره ائل ایچین مخففشه یعنی برا طائفه ن چیدن و چیدمان بیشتر دقت کنید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آی در ترکی یعنی ماه و نماد درخشندگی معلوم هست که آینا ترکیست و از چه زبانی به زبانی دیگر رفته حال که آئینه هست ن آینه ابتدا طرز نوشتن یک کلمه را یاد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخنده و مبارک در زبان تورکی قوتلو یا کوتلو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ال چین مخفف ال ایچین هست یعنی برای طایفه چین فارسی اصلا اون معنی رو نداره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

باشی در ترکی یعنی سر، رئیس مثلا آشپز باشی یعنی سر آشپز یا قشون باشیکه میشه رئیس دسته یا یوز باش یعنی رئیس صد نفر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

کارکول در ترکی ترکیه یعنی پاسگاه و کلانتری قاراوول یا قارا قول یعنی یعنی دست پیش و این کلمه ریشه ترکی دارد مثل کشیک و جیلاو ترکی جغتایی که وارد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

از مصدر سورماق ترکی یعنی پرسو جو شدن و خبر دار شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

در ترکی سوراغ ، بمعنی تفحص و تفتیش باشد. || نشان و اثر و خبر. ( سنگلاخ ) . || مجازاً بمعنی تلاش و این لفظ ترکی است. ( غیاث ) .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

بیشتر واژه واژه قلق معادل ابجد 230 تعداد حروف 3 تلفظ qolloq ترکیب ( اسم ) [ترکی] [منسوخ] مختصات ( قُ لُ ) [ تر. ] ( اِ. ) منبع لغت نامه دهخدا نمای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

یک حساب سر انگشتی Horde از ordu یعنی لشکر و گروه ترکان و مغولان مثل آلتین اوردو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوزبک یا به ترکی غربی اوزبی یعنی خودسر خودمختار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

اوزبک در ترکی یعنی خودمختار خودسر