پیشنهادهای mehran nasiri (١٥٧)
اوغور در ترکی به فال نیک ، شگون ، خیر ، یمین میگن و در لغت نامه های فارسی این کلمه همچنین ترکی هست . مثلا خیرلی اوغورلو اولسون یعنی با خیر و با میمن ...
اگه جعل نمیکنی باس در ترکی یعنی فشار
باش در ترکی به معناس سر و رئیس هست چراکه یوزباشی یعنی فرمانده ۱۰۰ نفر ، معنی دیگر آن نفر هست چرا که کاچ باش سینیز یعنی چند سر و چند نفرید ، این کلمه ...
ایل. ( ترکی ، اِ ) بزبان ترکی به معنی دوست و موافق. ( برهان ) ( آنندراج ) . دوست. یار. همراه. ( فرهنگ فارسی معین ) . ا
باتلاق کلمه ای ترکی به معنای مرداب و جاییست که اب جمع شود یعنی تالاب ، باتاق باتلاق از باتمق فرو رفتن هست، باتمق معنی گل الود شدن هم میدهد ، حال دوست ...
قاچ یعنی بدو ، فرار کن ، قاچار یعنی فراری ، قاچاق یعنی فراری داده شده ، قاچاقچی یعنی کسی که این کار رو انجام میده ، این کلمات در صحبت روزمره ترکا وجو ...
باش در ترکی به معنای سر ، رئیس میباشد چرا که آشپز باشی به معنای سر آشپز هست
اطلاعات بیشتر واژه واژه چماق معادل ابجد 144 تعداد حروف 4 تلفظ čomāq نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [ترکی] ‹چوماق› مختصات ( چُ ) [ تر. ] آواشناسی ComA ...
آد ( اسم ) پسوند لی در ترکی یعنی داشتن نامدار در زبان ترکی که گویش روزمره مستعمل هست
اوج در ترکی معنی ۱. نوک ( مثلا ساچین اوجی یعنی نوک مو ) و گوشه ۲. کف دست در تلفظ آووج ۳. آوجی یعنی شکارچی ۴. اوجا یعنی مرتفع ۵. اوچ یعنی ۳ ۶. اوچ یعن ...
در فارسی همه چیز از تاس حمام شروع شده یاش در ترکی یعنی عمر و سال یاش یعنی اشک و تیس یاش یعنی سبز و طروات برو تاس حمامتو بردار برو کلمات دیگه 🤣
یاش کلمه ترکی به معنای عمر ، سال ، خیس. اشک ، طراوت ، سبز این کلمه در تمام فرهنگ ها ترکی نوشته شده اگر توانایی خوندن داشتی میدی ، کسی که هوا و نفس عر ...
۱. قورت. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه. غورت. جرعه نوشیدنی. ۲. قورت. ( ترکی ، اِ ) با اشباع بمعنی کرم که آن را به عربی دودگویند. ( سنگلاخ ) . || گرگ. ذئ ...
اینالّو ( یا: اینانلو ) طایفۀ ترک ایران، از طوایف بزرگ شاملو. از قرون ۹ و ۱۰ق در ایران سکونت دارند. این مردم تا قرن ۹ق در شام به سر می بردند و پس از ...
اینالّو ( یا: اینانلو ) طایفۀ ترک ایران، از طوایف بزرگ شاملو. از قرون ۹ و ۱۰ق در ایران سکونت دارند. این مردم تا قرن ۹ق در شام به سر می بردند و پس از ...
۱. قورت. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه. ( سنگلاخ ) . غورت. جرعه نوشیدنی. ۲. قورت. ( ترکی ، اِ ) با اشباع بمعنی کرم که آن را به عربی دودگویند. ( سنگلاخ ) ...
چای کلمه چینی_ ختای ( شمال چین ) هست این کلمه مختص چین و ترک هست چراکه اولین چایی در ایران توسط مغول ها اورده شده و گویا چای ترکمنی ازبکی هم بعدش رو ...
Elci در ترکی همریشه با elch ترکیه مغولی ، این کلمه در تمامی زبان های آلتایی تحت عنوان نماینده ، خواستگار ، فرستاده ، پیامبر معنی شده. در ترکی و آذربا ...
الچی کلمه ترکی یعنی فرستاده ، و معنای مستعملش خواستگار هست
دوقلو. [ دُ ] ( ترکی ، ص مرکب ) ( مرکب از دوق = [ دوغ ، دغ ] از مصدر دقماق [ دغماق ] به معنی زادن و لو علامت نسبت در ترکی ) . دوقلی. دوغلو. توأم. تو ...
الیش در ترکی چند معنی داره ، ۱، آلیشماق ( شعله ور شدن ) ۲. آلیش ( خرید ) این کلمه در پاسخ به خانوم زهره همون آلیش وریش ترکی یعنی خریدو و فروش هست من ...
در پاسخ به بنده خدا آی ( ماه ) لین ( نمود هلالی ) این اسم ترکیست
توماج کلمه ای ترکی به معنای چرم خوشبو هست مثل یاماج که یعنی سراشیبی کوه، مثل ارکین رود ازاد، این کلمه در تمامی منابع ترکی هست بنظرم کسی که فشار خورده ...
ایگین در ترکی یعنی ماه و خورشید البته یعنی ماه گرفتگی
ایگین کلمه ترکی به معنا مه خورشید یعنی ماه گرفتگی هست
تیکان ، تکان ، دکن تلفظ های زبان های ترکی از اوئغوری و یاقوتی تا آذربایجانی و ترکیه ای معنای خار میدهد
آلین در ترکی معنی سرنوشت میدهد اِلین یعنی برای طایفه = ین فارسی با ین ترکی تحت عنوان پسوند فرق داره ، الین یعنی ( برای ) طایفه
. [ ی َ ق َ / ق ِ ] ( ترکی ، اِ ) گریبان. ( برهان ) . گریبان و یخه. ( ناظم الاطباء ) . گریبان. جیب. قبةالثوب. گریوان. ( یادداشت مؤلف ) : دستت بود به ...
دولی به تگرگ در زبان ترکی گفته میشد
آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...
دنیز اسمی ترکی به معنای بحر و دریاست . این کلمه در تمامی لهجه های زبان ترکی دیده میشود . در ترکی استانبولی و آذربایجانی و ترکمنی = deniz در اوزبکی ...
آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...
آدا و آداک در ترکی به معنای جزیره و نَذر هست. البته در ترکی به جزیره [آرال ]نیز میگویند که از آیرال ترکی یعنی جدا شده هست ، نام دریاچه ارال کنیز بر ...
آرال کلمه ترکی به معنای جزیره هست و همچنین نام دریاچه هست ، در اصل آرال از آیرال یعنی جدا شده و یا آرا به معنای میانه ال پسوند شده در ترکیست ، اما من ...
اویار در ترکی امر هشداد دادن است
مکان تفریحی تاریخی در تبریز در زمان اق قویونولو های ترکمان ساخته شده از گول ( دریاچه ) شاه
ارگ یا ارک در ترکی معنی محل حکومت میدهد ( قلعه ) حال پانفارس ارک محل حکومت هست یا بورگ اروپایی یا ارتفاع ؟کدوم احمقی به قلعه میگه مرتفع ؟
یواش. [ ی َ ] ( ترکی ، ص ، ق ) آهسته و هموار. ( آنندراج ) . آهسته و به ملایمت و نرمی. ( ناظم الاطباء ) . نرم. خفی ( کار و رفتار و گفتار ) . مقابل قای ...
در زبان ترکی که روزمره تکلم میشه ارخا یعنی پشت و پشتیبان و عقب در استانبولی ارکا یعنی پشت و پشتیبان ار ( جوانمرد ، مرد ، زود ) دوغان ( متولد شده ، زا ...
در زبان ترکی که روزمره تکلم میشه ارخا یعنی پشت و پشتیبان و عقب در استانبولی ارکا یعنی پشت و پشتیبان ار ( جوانمرد ، مرد ، زود ) دوغان ( متولد شده ، زا ...
Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...
Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...
Gundogan یعنی جایی که خورشید طلوع میکنه گون ( خورشید ، افتاب ) دوغان ( طلوع کردن ، متولد شدن ) اردغان erdogan , از ار ( جوان مرد ، زود هنگام ) دوغا ...
قمچی. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) شلاغ. سوط. تازیانه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : قمچی نیاز بند و جفا را بهانه کن با عاشقان سخن بسر تازیانه کن. سیفی ( ا ...
تومان. ( مغولی ، عدد، اِ ) ده هزار. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) . کلمه مغولی به معنی ده هزار است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا
چاو ( پول ) . چاو، نام پول کاغذی است که در دوره ایلخان گیخاتوخان و به تقلید از حکومت قوبیلای قاآن در چین، در ایران نیز رواج یافت. در واقع این نخستین ...
دو تصویر در ادامه متنم بیاورم قوناق در زبان ترکی به معنای ، میهمان ، بازدید کردن ، اقامت کردن دارد ، این در حالیست که بخش بزرگی از جمعیت ۲ ملیون نفر ...
قوناق در ترکی به معنای لقامت کردن ، بازدید کردن و میهمان هست .
قوناق در ترکی به معنای لقامت کردن ، بازدید کردن و میهمان هست ، توضیح دهید چطور به اویغوری ، ازبکی ، ترکمنی ، قزاقی و قرقیزی رفته هست ؟ گرجستانی که نص ...
قوناق کلمه ترکی به معنای میهمان هست
●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...
گوکتورکها یکی از اولین حکومت های تورکتبار بود که توانستند خون خواران چینی را به درک واصل کرده وحکومت بزرگی در چین و اسیایه میانه تشکیل دهند ، گوک یعن ...
از کلمه مغولی ( تاتاری ) توستاکان وارد روسی و ترکی شده بصورت استیگان و سپس وارد روسی به صورت استکان شده کلمه دوست کام در هیچ متن فارسی یافت نشده
از کلمه مغولی ( تاتاری ) توستاکان وارد روسی و ترکی شده بصورت استیگان و سپس وارد روسی به صورت استکان شده کلمه دوست کام در هیچ متن فارسی یافت نشده
ازبک ها قومی ترکتبارند ازبک در ترکی یعنی خودمختار اویغور در ترکی یعنی خودکفا قزاق در ترکی یعنی کوچرو
کزاک یا قزاق در ترکی معنی ککچرو دارد اوزبک نیز در ترکی معنی خودمختار دارد اویغور در ترکی یعنی خودکفا
شلوغ. [ ش ُ ] ( ترکی ، ص ، اِ ) جای انبوه از جمعیت. جای باجمعیت انبوه. اجتماع مردم. جایی که در آن جمعیت ازدحام کرده باشد: آب انبار شلوغ کوزه بسیار شک ...
کولوم یا قلوم یعنی خدمتکار به ترکی از قل به معنای نیرو و بازو گرفته شده ، کوللانیم یا قوللانیم یعنی استفاده کنم ، قولی یعنی نیرومند ، قول یعنی زیر دس ...
نادرشاه از ترک های ترکمان ایل افشار که تبار اینها قراختایلو از شمال چین بوده که با سلجوقیان وارد ایران شدند ●او همواره به ترکمان بودن خود میبالید ، ب ...
تات کلمه ترکی به معنای ایرانی ، بیگانه ، یکجانشین ( شهری یا روستایی ) هست ، مثلا تاتار قومی ترک هست اما بدان مردم بیگانه گویند، تات ( بیگانه ) ار ( م ...
Denk یا دانگ یا دنگ کلمه ای ترکی به معنای معادل و مساوی و توازن هست از این رو وقتی گویند دنگی یعنی تساوی و توازن رعایت شود
Denk یا دانگ یا دنگ کلمه ای ترکی به معنای معادل و مساوی و توازن هست از این رو وقتی گویند دنگی یعنی تساوی و توازن رعایت شود
داغ در ترکی یعنی کوه
●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...
●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفا ...
پاسخ به بابک ( فرتاش ) ، اولا شما تبریزی نیستی ؛ ) دلایل؛ ۱. قاطیر یعنی در هم امیخته کرده ، از قاط ( مصدر امر قاطمق یعنی در هم امیز ، مخلوط کن ) دیر ...
قومی از خاقانات ترک های اوغوز بعد از تقسیم هون ها که اولین شکست دهندگان امپراتوری روم بودند که مربوط به ۲۳۰۰ تا سال پیش هست، به دلیل مهاجرت انان در ا ...
آمجیخ یعنی جایی که می مکی از اممک میاد دیلیخ یعنی جایی که زبون میزنی از دیل یعنی زبان میاد
کلمه توشک یا دوشک کلمه ایست ترکی از دوشمک یعنی چیدن ، پهن کردن انقدر بی عقلی هنوز نفهمیدی مختصات [تر. ] یعنی این کلمه ترکیست. لابد لحاف عربی هم پارس ...
چول. ( ترکی ، اِ ) چل ، بمعنی صحرا. ( یادداشت مؤلف ) . بیابان. ( جهانگیری ) . جای خالی از آدم را گویند. ( برهان ) . بیابان ریگ زار و جائی که آدمی در ...
اصلان دوز از اصلان به معنای شیر ترکی دوز به معنای وایستادن ، صبر کردن، استقامت کردن و ایستادن هست اصلاندوز یعنی استقامت شیر مثل اسم های پرتقالی و اس ...
مغازه. [ م َزَ / زِ ] ( اِ ) مأخوذ از ترکی ، دکان بزرگ و ترکان این لفظ را از مگازن فرانسه گرفته و فرنگان از مخزن تازی اخذ کرده اند. ( ناظم الاطباء ) ...
فنر در ترکی به معنای جوانه و سیم پیچ هست ببخشید پشمای شما احتمالا جعلی نیست ؟ بالار مطالعه کن
صایین یا sayin در ترکی به معنای محترم هست.
صاین sayin در ترکی به معنای محترم هست
اسم اران در ترکی معنی جستجوگر میده ، آراماک یعنی جستوجو ، کامنت ها نشان دهنده نیازمند بودن یع عده به گلاده هست ، پانسگا واعا اسکلن
سلام یک اسم مختص به یک زبان نمیتونه باشه آردا در فارسی معنای متفاوت تر از آردای ترکیست ، آردا در زبان تورکی معنی میانه رو ، فرمانروای عادل و کسی که م ...
اولا اون جنگ کل ارتش عثمانی تاتار و ترک بودن ، ینی چریک یا یئنی چری ، به معنای چری یعنی سرباز ، و یئنی یعنی نو ، یعنی سرباز های پارتیزان تاتار و ترک ...
واژه چاپیدن معادل ابجد 70 تعداد حروف 6 تلفظ čāpidan ترکیب ( مصدر متعدی ) [ترکی. فارسی] [عامیانه] مختصات ( دَ ) [ تُر - فا. ] ( مص م . ) منبع لغت ن ...
چپاول. [ چ َ وُ ] ( ترکی ، اِ ) تاختن فوجی از لشکر جداشده ، بر سر مخالف از مسافت بعید. ( آنندراج ) . تاخت وتازگروهی از لشکر از مسافت دور بر سر گروه م ...
یاشا یعنی زنده باد جاوید باد در زبان ترکی
در پاسخ به اندکی راهنمایی: چاووش یا چاوش برگرفته از واژه ترکی چاو و به معنی اعلان، خطاب، نقیب، پیش رو لشکر یا کاروان، نگهبان و مراقب سپاهیان، راهنما ...
قایق. [ ی ِ ] ( ترکی ، اِ ) کشتی. ( آنندراج ) . کرجی. بلم. ناوچه. زورق. قُفَّه. طراده. لتکا. قارب. ترکیبات : قایق ران. قایق رانی. قایقچی. از ریشه کای ...
قایق. [ ی ِ ] ( ترکی ، اِ ) کشتی. ( آنندراج ) . کرجی. بلم. ناوچه. زورق. قُفَّه. طراده. لتکا. قارب. ترکیبات : قایق ران. قایق رانی. قایقچی. از ریشه کای ...
تسمه. [ ت َ م ِ ] ( ترکی ، اِ ) چرم خام و دوال چرمی باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) . چرم خام و رشته های دراز چرم و دوال چرمی باشد. ( آنندراج ) . از ...
تسمه. [ ت َ م ِ ] ( ترکی ، اِ ) چرم خام و دوال چرمی باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) . چرم خام و رشته های دراز چرم و دوال چرمی باشد. ( آنندراج ) . از ...
اولا تاش یا داش در ترکی به معنی سنگ و هم و شریک هست ●دوما شما حتی معنی یولداش که از یول به معنای راه و شیوه تاش یا داش به معنا هم هست، به معنای هم ر ...
بایرام از کلمه بایار مغولی و بایرماق ترکی با ریشه آلتایی
یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...
یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...
ترلان یا طرلان اسمی با ریشه ترکی به معنای شاهین و زیباروست
واژه آلاچیق معادل ابجد 145 تعداد حروف 6 تلفظ 'ālāčiq نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [ترکی] ‹آلاچق› [قدیمی] مختصات ( اِ. ) آواشناسی 'AlACiq الگوی تکی ...
( آلاچیق ) آلاچیق. ( ترکی ، اِ ) آلاجق. کوخ. کوله. رجوع به آلاجق شود. الاچیق. [ اَ ] ( اِ ) در ترکی خانه ای است از نی و چوب. ( آنندراج ) . رجوع به آ ...
ترخان یا طرخان اسم پادشاهان ترک بوده تارکان ، طخان ، تورخان = در ترکی معنای امیر و پادشاه هست چرا که در در کتیبه ی اورخون از پادشاه پادشاهان با ل ...
اشک کلمه ای ترکی به معنای خر است شکل صحیح آن اِشک هست ن ایشک ایشیک یعنی نور ، روشنایی در ترکی و نوشتن ایشک غلط هست.
قورت . [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه . ( سنگلاخ ) . غورت . جرعه ٔ نوشیدنی . - قورت دادن ؛ فروبردن لقمه یا جرعه از گلو و با لفظ دادن استعمال میشود و با ...
قورت . [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) جرعه . ( سنگلاخ ) . غورت . جرعه ٔ نوشیدنی . - قورت دادن ؛ فروبردن لقمه یا جرعه از گلو و با لفظ دادن استعمال میشود و با ...
سوغات . [ س َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) تحفه . هدیه . ( از آنندراج ) . تحفه . هدیه . ( مجموعه ٔ مترادفات ص 88 ) . ره آورد. ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث ) . ر ...
سوغات. [ س َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) تحفه. هدیه. ( از آنندراج ) . تحفه. هدیه. ( مجموعه مترادفات ص 88 ) . ره آورد. ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث ) .
در پاسخ به کاربر بالا جزیره کریمه جزیزه تاتار هستند که ترک تبارند در انجا طبیعی هست اسامی ترک باشن و همچنین ژاپنی که جزو زبان التایی هست
آرنا در ترکی _ ترکمنی معنی نهر داره یه اسم ترکمنی هست
• ( تلفظ: ātilā ) ( ترکی ) ( آت به معنی اسب یلا ( صفت ) ) ، به معنی چابک، شجاع، نامی، نامدار، ( در اعلام ) پادشاه هون ها - نام پادشاه قبیله هون که ام ...
bayramدر زبان ترکی از ریشة �بایراماق� bayırmaq یعنی جشن گرفتن است. �بای bay� یا صورت دیگر آن �بیگ bəy� در زبان ترکی به معنای ثروتمند، بزرگ، عظیم و ...
آتیلا آتیایلا یعنی پدر در زبان ترکی آت ایلا یعنی اسب سوار در زبان ترکی مجارستانی ها میتونید برید از مردم شناسی کشور خودشون سرچ کنید ترک های هون ...
داداش از قارداش و داغ تاش ترکی به معنای برادر بزرگ و این لفظ ترکیست داداش. ( اِ ) در زبان عامه برادر. ( ظاهراً ترکی است ) . خطابی که برادران و خواه ...
چمباتمه. [ چ ُ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) در تداول تهرانیان ، به معنی نوعی و شکلی از نشستن است روی دو پا. و بیشتر با فعل زدن و نشستن ترکیب شود. چندک. ...
یورتمه. [ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) نوعی از رفتار اسب ( ظاهراً از یورمق یا یورتمق ترکی به معنی اعیاء و خسته کردن ) . ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . یرتمه. ...
اتراق. [ اُ ت ُ / اُ ] ( ترکی ، اِ ) توقف چندروزه در سفری بجائی. - اتراق کردن ؛ نشستن در منزلی چند روزی. موقتاً در منزلی اقامت گزیدن.
اوتورماق یعنی نشستن اوتو یعنی بنشین اتراق یعنی بنشینیم صدرصد تورکیست چرا که کاربر بالا مختصات این کلمه [تر. ] دانسته هنوز نمیدونه این یعنی کلمه ...
اوتورماق یعنی نشستن ترکی اوتراق یعنی بنشینیم این کلمه صد در صد ترکیست
داور 😹😹😹 داور یچی دیگست داروغا یا داروغه عنوان ترکی مغولی برای رئیس پاسبان هاست داروغه ( در اصل داراعه چی، مأخوذ از مغولی ) سمت انتصابی مسئول ا ...
گزمه. [ گ َ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) شبگرد و پاسبان شب و عسس. ( ناظم الاطباء ) . گشتی. پلیس.
آچمق در ترکی به معنای باز کردن آچ یعنی باز کن ماز پسوند منفی ساز ترکی یعنی نمیشود نمیکند ( آچمز ) آچمز. [ م َ] ( ترکی ، ص ) ( ظ. از ترکی ِ آچل ...
گویا برای برخی ها خیلی سخته فهمیدن اینکه اصلا sevda باشه یا soda اصلا به زبان فارسی ربطی نداره این کلمه در این معانی تورکیست Sevda از sev یعنی دوست ...
گویا برای برخی ها خیلی سخته فهمیدن اینکه اصلا sevda باشه یا soda اصلا به زبان فارسی ربطی نداره این کلمه در این معانی تورکیست Sevda از sev یعنی دوست ...
کلمه الگو از الماق یعنی شدن هست Ulgu یعنی تصدیق ، مثال ، عین ، مثل آن ، از آن ، دقیقا این کلمه در ترکمنی معنی مثال در آذربایجانی معنای نمونه در ت ...
ادامه مطلب با رفرنس دهخدا قلدر. [ ق ُ دُ ] ( ترکی ، ص ) خشن و تنومند. گردن کلفت. زورمند. قلچماق. رجوع به قلچماق شود. قول یا قل در ترکی ۱. بازو ۲. ...
قول یا قل در ترکی ۱. بازو ۲. نیرو ۳. خدمت کار و خدمه ۴. دستیار متاسفانه خیلی ها معنیشو اشتباه نوشتن ( دور ) پسوند بودن در ترکی هست که بصورت تی ...
قلچماق. [ ق ُ چ ُ ] ( ترکی ، ص مرکب ) مرد شهوت پرست و اوباش. ( آنندراج از سفرنامه شاه ایران ) . این کلمه مرکب از قل به معنی بازو و چماق است و به کسی ...
آتابای یا آتابیگ با تلفظ اسیای میانه اتا بک یعنی پدر بزرگ در زبان ترکی در پاسخ به کاربر اخر ؟! شما اونجا بودی ؟ اسم دخترش بوغدا یعنی گندم به ترکی ...
گرخیدن از گرخماق ترکی به معنی ترسیدن هست گر گرفتن یه حالت ادم احساس گرمی میکنه مثل یائسگی پس گرگرفتن در این معنی اصلا ربط نداره چرا که ترسیدن با آت ...
چانتا یه چنته در اصل یک کیف دستی کوچک دست ساز زنان ترک قشقایی شیراز هست
یامان ( از ترکى، اِ ) در تداول، متضاد مامان: همه مامان دارند ما یامان داریم. ��درد یا ورم سختى که اگر اسب و قاطر و الاغ به آن دچار شوند، مى میرند. � ...
فقط اونی که گفته ترکیش میشه یمن خب بی عقل اشنباه خوندی اون یامان هست یامان هیچ ارتباطی به فارسی نداره یامان. ( ازترکی ، اِ ) لفظ ترکی است و در آن ز ...
�دمار� ترکی به طور عام معنای رگ و رگه دارد. مثلاً به رگ و ریشه های گوشت و زردپی و رگ و عصب آمیخته با گوشت می گویند دمار. با این وصف، واقعی ترین دمارد ...
دمار. [ دَ ] ( ترکی ، اِ ) چوبها که در میان برگ است : دمار تنباکو. دمار توتون ، و آن از �دمار� ترکی است که به معنی رگ و رگه می باشد. ( از یادداشت مؤ ...
اوغور به صورت اغر غلط هست چرا که اصل کلمه از ترکی طبق گفته دهخداست و نوشتن اغر غلط هست این کلمه در دیوان لغات ترک و لغت نامه مغولی به معنای یمین بو ...
یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...
یغر. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر �یُغُرماق � ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار ...
ادامه مطلب در ترکی استانبولی هم بش bohce میگن بغچه. [ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکی ، اِ ) بوغچه. ( فرهنگ نظام ) . بقچه. جامه بند که معروف است این لفظ تر ...
بغچه. [ ب ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکی ، اِ ) بوغچه. ( فرهنگ نظام ) . بقچه. جامه بند که معروف است این لفظ ترکی است. ( غیاث ) ( ازآنندراج ) . بسته ای از جامه ...
سا ناز نیست سان آز هستل کمیاب و نادر در زبان شیرین تورکی
آلش. [ ل ِ ] ( ترکی ، اِمص ) تبدیل. تعویض. رجوع به دهخدا
ادامه متنم آلش. [ ل ِ ] ( ترکی ، اِمص ) تبدیل. تعویض.
آلش وریش یعنی ستد و داد آلیش یعنی گرفتن وریش یعنی دادن در تورکی به معنای داد و ستد و بازرگانی و مبادله هست آلش دگش یعنی مبادله و تعویض دگشمک ...
آلش دلش نیست اون آلش وریش ترکی هست یعنی دادو ستد البت در ترکی ستد و داد هست به خاطر گرامر آل یعنی گرفتن وریش یعنی دادن آلش دگش یا آلش دئیش یعنی ...
کوت ترکی شرقی کلمه گوتبه معنای باسن
( آبجی ) آبجی. ( از ترکی ، اِ مرکب ) ( از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده باجی ، خواهر ) در تداول خانگی ، خواهر. آبجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) ...
( آبجی ) آبجی. ( از ترکی ، اِ مرکب ) ( از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده باجی ، خواهر ) در تداول خانگی ، خواهر. آبجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) ...
ادامه || ( ترکی ، اِ ) کلمه ترکی است بمعنی بزرگ و مجازاً رئیس و کدخدا وریش سفید. ( یادداشت مؤلف ) : ای بیوک ابه و کیخای ده دبه آوردم بیا روغن بده. ...
بویوک یا بیوک به معنای بزرگ در ترکی اوبا یا اوبه میتونید رجوع کنید به اوبه به معنای خاندان در ترکی بیوک اوبه یعنی ریش سفید بزرگ خاندان به ترکی ...
وقتی اونقدر عقل نداری که به قَمه میگی قممه من هیچی نمیگم متنو نگاه کن دلقک خودت نوشتی 》》》 مختصات [تر. ] یعنی تورکی 😹😹🤫 تو چطور اسکلی هستی هنوز ...
قازان یا تلفظ کازان در ترکی به معنی۱. پیروزی ۲. دیگ ۳. کندن ۴. روستا ۵ در کلمه قازانج به معنی دست اورد و موفقیت ، پیروزی
قمه. [ ق َ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) نام سلاح است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . قسمی سلاح شبیه به شمشیر ولی کوتاهتر و پهن تر و بدون انحناء. - قمه ...
ار در ترکی یعنی مردم و مخفف ارکک یعنی مرد آر در ترکی یعنی جوانمرد
آلچین در ترکی اسم یک نوع مرغابی هست مثل سونا در اوزبکی هم هست اسم دختره ائل ایچین مخففشه یعنی برا طائفه ن چیدن و چیدمان بیشتر دقت کنید
آی در ترکی یعنی ماه و نماد درخشندگی معلوم هست که آینا ترکیست و از چه زبانی به زبانی دیگر رفته حال که آئینه هست ن آینه ابتدا طرز نوشتن یک کلمه را یاد ...
فرخنده و مبارک در زبان تورکی قوتلو یا کوتلو
ال چین مخفف ال ایچین هست یعنی برای طایفه چین فارسی اصلا اون معنی رو نداره
باشی در ترکی یعنی سر، رئیس مثلا آشپز باشی یعنی سر آشپز یا قشون باشیکه میشه رئیس دسته یا یوز باش یعنی رئیس صد نفر
کارکول در ترکی ترکیه یعنی پاسگاه و کلانتری قاراوول یا قارا قول یعنی یعنی دست پیش و این کلمه ریشه ترکی دارد مثل کشیک و جیلاو ترکی جغتایی که وارد ...
از مصدر سورماق ترکی یعنی پرسو جو شدن و خبر دار شدن
در ترکی سوراغ ، بمعنی تفحص و تفتیش باشد. || نشان و اثر و خبر. ( سنگلاخ ) . || مجازاً بمعنی تلاش و این لفظ ترکی است. ( غیاث ) .
بیشتر واژه واژه قلق معادل ابجد 230 تعداد حروف 3 تلفظ qolloq ترکیب ( اسم ) [ترکی] [منسوخ] مختصات ( قُ لُ ) [ تر. ] ( اِ. ) منبع لغت نامه دهخدا نمای ...
یک حساب سر انگشتی Horde از ordu یعنی لشکر و گروه ترکان و مغولان مثل آلتین اوردو
اوزبک یا به ترکی غربی اوزبی یعنی خودسر خودمختار
اوزبک در ترکی یعنی خودمختار خودسر