پیشنهادهای شایان ارازی (٧١٩)
"�[پیش ] تا امیر حرکت کرد بر آن جانب، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری از آن بوالحسن خلف و شیروان تا ترجمانی کنند و پیغام های قوی داد ...
"امیر غلامان را گفت: دست ها به تیر بگشایند، غلامان تیر انداختن گرفتند و چنان غلبه کردند که کس را از غوریان زهره نبودی که سر از برج برکردندی . " تاری ...
"امیر غلامان را گفت: دست ها به تیر بگشایند، غلامان تیر انداختن گرفتند و چنان غلبه کردند که کس را از غوریان زهره نبودی که سر از برج برکردندی . " تاری ...
ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
ملاعین حصار غور برجوشیدند و به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"امیر گرد بر گرد قلعت بگشت و جنگ جای ها بدید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"امیر گرد بر گرد قلعت بگشت و جنگ جای ها بدید" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"و منزل نخستین باشان بود و دیگر خیسار و دیگر بریان و آنجا دو روز ببود تا لشکر به تمامی دررسید، پس از آنجا به پار رفت و دو روز ببود و از آنجا به چشت ر ...
"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...
"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...
"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...
"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...
"و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی می کرد و مسلمانان را به درد می داشت ، یک چوبه تیر بر حلق ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و در سنه خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور پیوسته ی بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قوی تر بودن ...
"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و امیران غور به خدمت امیر آمدند، گروهی به رغبت و گروهی به رهبت که اثرهای بزرگ نمود تا از وی بترسیدند و دم درکشیدند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...
"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...
"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...
"فرمود تا از آن طاوسان چند نر و ماده با خویشتن آرم، و شش جفت برده آمد. و فرمود تا آن را در باغ بگذاشتند، و خایه و بچه کردند، و به هرات از ایشان نسل پ ...
"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...
"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...
"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...
"به خواب دیدم که من به زمین غور بودمی ، و همچنین که این جای هاست، آنجا نیز حصار بودی، و بسیار طاوس و خروس بودی، من ایشان را می گرفتمی و زیر قبای خویش ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...
"و این بایتگین زمین داوری، بدان وقت که امیر محمود سیستان بستد و خلف برافتاد، با خویشتن صد و سی طاوس نر و ماده آورده بود، گفتندی که خانه زادند به زمین ...
"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...
"و جالینوس - و او بزرگتر حکمای عصر خویش بود، چنانکه نیست همتا آمد در علم طب و گوشت و خون و طبایع تن مردمان و نیست همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را ...