تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

to make, create, or produce ( something ) She has finally delivered herself of her long - awaited third novel. تحویل دادن [و راحت شدن]

تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

Almost; little less than بگی نگی؛ تقریبا؛ دست کمی نداشتن از . .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها وقتی مثلا میگن فلانی savage به نظر می آمد منظور عصبانی است؛ نزدیک باشه از کوره در بره و . . .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هوس کنی کاری را انجام دهی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اگه برای دیگران انجام بشه میشه گفت سرایداری

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

از فرط دوست داشتن برای کسی مردن برای کسی غش و ضعف کردن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره مردن دچار مرگ تدریجی شدن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مثل شمع آب شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شتافتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کتاب سیر و سلوک زائر یا سالک، نوشته جان بانیان، از مهم ترین کتاب های ادبی انگلیسی است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

a thought or suggestion as to a possible course of action. خیلی جاها میشه "پیشنهاد" ترجمه اش کرد. Do you have any idea? پیشنهادی نداری؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱. چاخان ۲. پرت و پلا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگینی خود را روی چیزی انداختن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اون حالتی که دهان بعد از خوردن خرمالوی نرسیده پیدا میکنه گس شدن دهان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیلاس وحشی گیلاس کوهی میوه ای با رنگ زرشکی جذاب و زیبا و طعم تلخ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در ترکیبی مثل wide mouth یا wide lips اگر در متنی باشد که بار معنایی منفی نداره و بخوایم صرفا بعنوان توصیف بکار ببریم؛ معادل "دهان گشاد" مناسب نیست، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Sleek vs slick: sleek suggests a smoothness or brightness resulting from attentive grooming or physical conditioning. slick suggests extreme smooth ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه بار معنایی منفی نداره، معادلهایی مثل "مرموز یا پنهانکار، یا . . . " بار منفی دارن. پیشنهاد من: "تودار"

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف رنگ: زنده و جاندار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با سردی و اکراه ( کاری را انجام دادن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الزاما معنی منفی نداره مثلا در جمله زیر چطور میشه منفی ترجمه کرد: Every one wants to leave a dent in the universe. اینجا معنی تأثیر عمیق داره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام قد ایستادن کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت صفت، برای توصیف هر اقدام یا کاری که با فضاسازی و فشار سیاسی همراه است. فشار سیاسی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم است الکترومغناطیس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُفت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور ترحم برانگیزی به طرز جگرسوزی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفت و آمد با همسایه ها رفت و آمد همسایگی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معنای قیدی: خشک و رسمی عصا قورت داده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teasing بازیگوش؛ شیطان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extremely and sharply synonyms: bitingly, bitter, bitterly. گزنده؛ آزارنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلا دارید یک ماجرایی را تعریف می کنید که چند تا موضوع به هم ربط دارند. یکی را تعریف می کنید بعد می گویید "خب این از این" بعد می روید سراغ یک بخش دیگ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم و نارضایتی خود را آشکار کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مات و مبهوت شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمولا در موضوعات عاشقانه کسی که به خاطر وضعیت و شرایط مطلوبش همه دنبالش باشن، مثلا خیلی پولدار یا خیلی خوشگل باشد: یک تیکه خوب یک لقمه حسابی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از من گفتن بود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس ( یک ) دست لباس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس مجلسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم دوست دانش دوست

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معادلی که کاربر marjan ذکر کرده اند کاملا درست است، بدون اطلاع dislike نکنید یکی از معانی coed که البته قدیمی شده و در متن های قدیمی تر دیده میشود و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون هیچ توضیحی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام بدهی که دهان بقیه بسته بشود و دیگه چوب لای چرخت نکنن دهان مردم را بستن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خالی بستن خالی بندی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نود درصد مواقع

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای انجام کاری لحظه شماری کردن برای انجام کاری سر از پا نشناختن کشته مرده انجام کاری بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای توصیف فردی یا چیزی یا موقعیتی که : شوخی شوخی انتقادهای تند و تیز ی میکند به خنده حرفهای گزنده میگوید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوتاه آمدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. ( of a problem or issue ) difficult and much debated; problematic. 2. annoyed, frustrated, or worried. 1. غامض ( درباره مشکل ) 2. ( صفت برای ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس زیادی بودن کردن یا داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در بعضی جاها به معنی: احساس زیادی بودن کردن البته فعل نیست، در جمله این معنی رو میده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مقایسه به کار می رود برای همین میتوان گفت: چیزی دست کمی از چیز دیگر نداشتن