پیشنهادهای یگانه (٢٩٤)
to make, create, or produce ( something ) She has finally delivered herself of her long - awaited third novel. تحویل دادن [و راحت شدن]
Almost; little less than بگی نگی؛ تقریبا؛ دست کمی نداشتن از . .
در بعضی جاها وقتی مثلا میگن فلانی savage به نظر می آمد منظور عصبانی است؛ نزدیک باشه از کوره در بره و . . .
هوس کنی کاری را انجام دهی
اگه برای دیگران انجام بشه میشه گفت سرایداری
از فرط دوست داشتن برای کسی مردن برای کسی غش و ضعف کردن
ذره ذره مردن دچار مرگ تدریجی شدن
مثل شمع آب شدن
شتافتن
کتاب سیر و سلوک زائر یا سالک، نوشته جان بانیان، از مهم ترین کتاب های ادبی انگلیسی است
a thought or suggestion as to a possible course of action. خیلی جاها میشه "پیشنهاد" ترجمه اش کرد. Do you have any idea? پیشنهادی نداری؟
۱. چاخان ۲. پرت و پلا
سنگینی خود را روی چیزی انداختن
اون حالتی که دهان بعد از خوردن خرمالوی نرسیده پیدا میکنه گس شدن دهان
گیلاس وحشی گیلاس کوهی میوه ای با رنگ زرشکی جذاب و زیبا و طعم تلخ
در ترکیبی مثل wide mouth یا wide lips اگر در متنی باشد که بار معنایی منفی نداره و بخوایم صرفا بعنوان توصیف بکار ببریم؛ معادل "دهان گشاد" مناسب نیست، ...
Sleek vs slick: sleek suggests a smoothness or brightness resulting from attentive grooming or physical conditioning. slick suggests extreme smooth ...
این کلمه بار معنایی منفی نداره، معادلهایی مثل "مرموز یا پنهانکار، یا . . . " بار منفی دارن. پیشنهاد من: "تودار"
در توصیف رنگ: زنده و جاندار
با سردی و اکراه ( کاری را انجام دادن )
الزاما معنی منفی نداره مثلا در جمله زیر چطور میشه منفی ترجمه کرد: Every one wants to leave a dent in the universe. اینجا معنی تأثیر عمیق داره
تمام قد ایستادن کنایه از اینکه با عزم راسخ کاری رو انجام دادن
به صورت صفت، برای توصیف هر اقدام یا کاری که با فضاسازی و فشار سیاسی همراه است. فشار سیاسی
اسم است الکترومغناطیس
اُفت
به طور ترحم برانگیزی به طرز جگرسوزی
رفت و آمد با همسایه ها رفت و آمد همسایگی
در معنای قیدی: خشک و رسمی عصا قورت داده
teasing بازیگوش؛ شیطان
extremely and sharply synonyms: bitingly, bitter, bitterly. گزنده؛ آزارنده
مثلا دارید یک ماجرایی را تعریف می کنید که چند تا موضوع به هم ربط دارند. یکی را تعریف می کنید بعد می گویید "خب این از این" بعد می روید سراغ یک بخش دیگ ...
خشم و نارضایتی خود را آشکار کردن
مات و مبهوت شده
معمولا در موضوعات عاشقانه کسی که به خاطر وضعیت و شرایط مطلوبش همه دنبالش باشن، مثلا خیلی پولدار یا خیلی خوشگل باشد: یک تیکه خوب یک لقمه حسابی
از من گفتن بود
لباس ( یک ) دست لباس
لباس مجلسی
علم دوست دانش دوست
معادلی که کاربر marjan ذکر کرده اند کاملا درست است، بدون اطلاع dislike نکنید یکی از معانی coed که البته قدیمی شده و در متن های قدیمی تر دیده میشود و ...
بدون هیچ توضیحی
کاری انجام بدهی که دهان بقیه بسته بشود و دیگه چوب لای چرخت نکنن دهان مردم را بستن
خالی بستن خالی بندی
نود درصد مواقع
برای انجام کاری لحظه شماری کردن برای انجام کاری سر از پا نشناختن کشته مرده انجام کاری بودن
برای توصیف فردی یا چیزی یا موقعیتی که : شوخی شوخی انتقادهای تند و تیز ی میکند به خنده حرفهای گزنده میگوید
کوتاه آمدن
1. ( of a problem or issue ) difficult and much debated; problematic. 2. annoyed, frustrated, or worried. 1. غامض ( درباره مشکل ) 2. ( صفت برای ا ...
احساس زیادی بودن کردن یا داشتن
در بعضی جاها به معنی: احساس زیادی بودن کردن البته فعل نیست، در جمله این معنی رو میده
در مقایسه به کار می رود برای همین میتوان گفت: چیزی دست کمی از چیز دیگر نداشتن