پاسخهای Sm (٩٥٩)
آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی در عجب ماندم بجستم حال شان تا چه قدر مشترک یابم نشان چون شدم نزدیک و من حیران و لنگ خود بدیدم هر دوان بودند لنگ مولانا
درود چون شدم نزدیک من حیران و دنگ خود بدیدم هر دوان بودند لنگ
این شعر بسیار معروف از کیست؟ در مکتب عشق جز نکو را نکشند لاغر صفتان تند خو را نکشند گر عاشق صادقی از کشتن مگریز مردار بود هر آنکه او را نکشند بانو شاعره دختر/ بنت/ نهانی بانو شاعره خان زاده/ جمالی بانو شاعره دلشاد بانو شاعره نيمتاج سلماسی بانو شاعره دوستی/ آغا دوست/ نسائی
درود این چهار پاره از جناب خاقانی باید باشد واینگونه هست در مسلخ عشق جز نکو را نکشند# روبه صفتان گرگ خو را نکشند# گر عاشق صادقی زکشتن مهراس#مردار بود هر آنکه او را نکشند.
این شعر از کیست؟ ترک از درم در آمد خندانک آن خوبروى و چابك مهمانك مفعول فاع لانن مفعولن مفعول فاع لاتن مفعولن ۱- بانو شاعره رابعه ۲- بانو شاعره مهستی ۳- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی ۴- بانو شاعره پروین اعتصامی
درود گزینه اول درسته
این شعر از کیست؟ من عهد تو سخت سست میدانستم بشکستن آن درست میدانستم این دشمنی ای دوست که با من زجفا آخر کردی نخست میدانستم ۱- بانو شاعره مهستی ۲- بانو شاعره رابعه ۳- بانو شاعره پروین اعتصامی ۴- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی ۵- بانو شاعره مستوره کردستانی ۶- بانو شاعره گوهر (ایران الدوله جنت)
درود گزینه اول باید درست باشد
سعدی زنان شاعر لقب کدام شاعره است؟ به جای اسامی، شعری نغز و دلکش از این شاعره را بعنوان راهنمایی آوردم: مرا شمشیر زد گیتی، تو را مشت ترا رنجور کرد، اما مرا کشت اگر سنگی ز کوی دلبر آم ...
درود کی بانو پروین اعتصامی
1_از آهو همان کش سپید است موی چنین بود بخش تو ای نامجوی 2_بپریم با مرغ و جادو شویم بپوییم و در چاره آهو شویم 3_چپ و راست گفتی که جادو شدست به آورد تا زنده آهو شدست 4_هنرها همه هست و آهو یکی که گردد هنر پیش او اندکی 5_ز بهر من آهو ز هر سو مخواه میان دو صف برکشیده سپاه 6_بدو گفت آزاده کای شیرمرد به آهو نجویند مردان نبرد
درود در گزینههای ۱,۴,۵,۶ به چم عیب و ایراد و بدی و زشت و ناپسندی است و در گزینه های ۲و۳ منظور آهوی دشت و خصوصیاتش هست که چستی چالاکی ست.
گرازان گرازان نه آگاه ازین که بیژن نهادست بر بور زین ✏ «فردوسی»
درود هر گونه معنا کنیم درست است چه گرازان خرامان و چه خرامان گرازان ،
سرش تنگ بگرفت و یک پوشه چاک بداد و نبود آگه از شرم و باک ✏ «فردوسی»
درود یک پوشه چاک داد ،،پیراهن یا پوشش او را درید.
نوع (ی) در عبارت زیر کدام است؟ : نگه کنید که قانعی و سامعی به مردم چه رساند. الف) نسبت. ب) مفعولی. ج) لیاقت. د) مصدری.
درود قانع بودن و ....مصدریست
از ملک الشعرای بهار: در بیت زیر نقش واژه های (گم، زیبایی، وطن) به ترتیب کدام است؟ گم شد ز نظر آن همه زیبایی و آثار وین حال فرا یاد من آورد وطن را الف) نهاد – مفعول – متمم ب) نهاد – مسند – مفعول ج) متمم – مسند – مفعول د) متمم- نهاد – متمم
درود نمیدونم چرا پاسخ درست بین گزینه ها نیست چون شد فعل اسنادی هست و گم مسند و اون چیزی که گم شده زیباییست که نهاد هست و وطن هم که با نشان مفعول است.
برستم بگفتا غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر ✏ «فردوسی»
درود مصرع اول رها و فارغ شدن و در مصرع دوم رستم دستان
سپرک بخت وران کمرآویز نسخته کهن زادتر دهربند
درود در این بیت،« گشت جهان از نفسش تنگ تر
وز سپر او سپرک رنگ تر»منظور از سپرک گیاه سپرک است ،که میگوید وقتی خورشید طلوع میکند جهان از سپر یا رخساره خورشید زرد رنگ تر میشود.
فرو برد سرو سهی داد خم به نرگس گل سرخ را داد نم ✏ «فردوسی»
درود منظور از نرگس «چشم» و گل سرخ« گونه و رخساره» است ومعنی دو بیت نشستن و گریه کردن است.
بچهها کسی میدونه عبارت شکرانه جان دادن کنایه از چیه؟ تو شعر خواجوی کرمانی دیدمش ک گفته گفتمش شکرانه را جان میدهم گفت خواجو حاجت شکرانه نیست ممنون میشم اگه کسی بلده به منم بگه
درود منظور اینه که برای سپاسگزاری ارزشمندترین چیز که جان است رو با خشنودی پیشکش کردن
نام کشوری اروپایی که هفت حرف دارد و اولین حرفش الف است و سه حرف آخرش آ.ی.ن میباشد.
درود فکر کنم اوکراین باشه
من امروز کلمه ی کُلُمه رو از یکی شنیدم و گفت به معنی برجستگیِ حاصل از تجمع میشه . میخواستم بدونم ریشه ی این کلمه از کجا میاد و کدوم شهر ها این کلمه رو دارند ؟ من خودم تا قبل از این نشنیده بودم
درود کلم خشکیده کُلُّهُمْ عربیست .
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود مراد مقایسه زبان شیوا و الکن است که زبان شیوا مثل شمشیر تیز و برنده تا ژرفنا فرو میرود ولی زبان الکن چون شمشیر دندانه دار کند و نابراست.
معنی اصطلاح نوبره ، نوبره والا چیه؟ این مرد عقلش قد یه گنجیشکه از یه همچین پدری یه همچین پسری نوبره. ( اینجا انگار یه معنی متفاوت میده ) مرد هم اینقد ساده و یابو! خواهر اینقد زرنگ و پاچه ورمالیده نوبره والا ادم اینقدر وقیح!!!! نوبره والا رئیس جمهور و این همه تناقض نوبره والا
درود بعید،دور،عجیب،ناممکن،کس ندید،کس نکرد،کس نشنید و.... میشه گفت یه جمله تعجبی
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود در میدان نبرد دستش علم بود و زبانش خنجر و دندانش دندانه خنجر و چون خنجر دندانه دار در میدان جنگ به کار نمیاید و برنده نیست دندانه رو از خنجر زدود تا تیز شود
درود افشرده، گزیده چکیده پالوده
زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر
درود از نقیر و قطمیر در بیشتر موارد معنای کم و بیش دریافت شده
آیا «حذف فعل» در جملهٔ زیر درست و طبیعی است، یا موجب ابهام و خطای دستوری میشود؟ «اگر تو را مجالی بود و مرا حالی…» در پاسخ استدلال کنید که: ۱) آیا حذفِ فعل در این ساخت، مطابق قواعد زبان فارسی و سبک متون ادبی است؟ ۲) این حذف، معنای جمله را تقویت میکند یا باعث ابهام و نقص میشود؟ ۳) نمونههایی از متون کلاسیک (در صورت امکان) برای توجیه یا رد این نوع حذف ارائه کنید.
گلستان سعدی پر است از این گونه حذفیات «آن دروغِ وی پسندیدهتر آمد مَرا زین راست که تو گفتی، که رویِ آن در مصلحتی بود و بنایِ این بر خُبْثی »اینجا در گذاره پایانی فعل« بود» زدوده شده
آیا «حذف فعل» در جملهٔ زیر درست و طبیعی است، یا موجب ابهام و خطای دستوری میشود؟ «اگر تو را مجالی بود و مرا حالی…» در پاسخ استدلال کنید که: ۱) آیا حذفِ فعل در این ساخت، مطابق قواعد زبان فارسی و سبک متون ادبی است؟ ۲) این حذف، معنای جمله را تقویت میکند یا باعث ابهام و نقص میشود؟ ۳) نمونههایی از متون کلاسیک (در صورت امکان) برای توجیه یا رد این نوع حذف ارائه کنید.
درود حذف به قرینه لفظیه دیگه که فعل بود در جمله دوم حذف شده
درود دربیت زیر مرجع ضمیر «این »را مشخص کنید به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
درود برمیگرده به نام خداوند که اندیشه برای فراتر رفتن از این نام محدود میشود و فرو میماندو بالاجبار در همین منزل صفت کردن و شکر گزاری میماند .
پیرامنش مفرشی پیشینه روز تف خشم ترنگ کمان
درودترکیب تف خشم اضافه استعاری یا استعاره مکنیه است که خشم به آتشی تشبیه شده که تف و گرمی و سوزندگی دارد و نیازمند معنا کردن نیست.
نرنجید اگر ره به حیوان نبرد که در راه حیوان چو حیوان نمرد ✏ «نظامی»
درود اینجا جناس تام است میان حیوان اول و دوم که منظور آب حیات است با حیوان سوم که منظور دد و دام است که ایهام دارد و میتواند آدم نا اگاه هم باشد.
مفهوم عبارت زیر بر کدام مورد تکیه دارد ؟ « متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش را صلاح نپذیرند » الف) اصلاح سخن ب) عیب جویی ج) مصلحت بینی د) نقد کردن
درود بیگمان نقد کردن درست است
معنای کلمه ی بندیر در واژگان عامیانه لری و در بین مردمان لرزبان ایرانی
درود من مندیر هم شنیدم اگه اشتباه نکنم منتظر و چشم به راه باید باشد
ز سیمین زنخ گویی انگیخته بر او طوقی از غبغب آویخته ✏ «نظامی»
منظور گوی کروی شکل است که چانه به اون تشبیه میشه
مکن ترکی ای ترک چینی نگار بیا ساعتی چین در ابرو میار ✏ «نظامی»
درود منظور کینه توزی و ناسازگاری و نامهربانی و سخت دلی است.
بر و غبغبی کاب ازو میچکید بر آتش بر آب معلق که دید؟ ✏ «نظامی»
درود در مصرع اول منظور سپیدی اندام و غبغب است که به زلالی و لطافت آب است و در مصرع دوم به گونهای ایهام دارد که از رویی به سرخی و سپیدی رخسار اشاره دارد و از رویی دیگر هم میسوزاند و هم سرد میکند یعنی درد و درمان رو به هم آمیخته دارد.
شنیده ام در گذشته به علت اقدام محمدقاجار برای کور کردن مردم کرمان نام آن شهر کورمان شده وبعد به کرمان تغییر یافته؟
درود این بیت رو اگر اشتباه نکنم باید از سنایی باشد که این ادعا رو باطل میکنه. عاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند# به سر تو که همه زیره به کرمان آرند
در کدام گزیه غلط املایی وجود دارد ؟ الف) صحرا که معرکه وجوش و طیور را بر بساطی شده بر فایده ب) خارکنی را دیدم گفتم به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمدند ج) او چون سورت آن شیران و صولت آن دلیران مشاهده کرد انگشت ندامت گزیدن گرفت د) عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت من بنده امید آورده ام نه طاعت و بدریوزه آمده ام نه به تجارت
درود گزینه اول« وحوش» و در گزینه چهارم« به دریوزه»
ز گلبام شبابهٔ زند باف دریده صبا شعر گل تا به ناف ✏ «نظامی»
درود شبابه=نی#زندباف یا زندخوان منظور بلبل است، صبا از شنیدن بانک نای بلبل پیراهن گل را تا میان دریده است ،که منظور پیدایش بهار است.
آرایه های بیت زیر کدامند ؟ « کاکل مشک فشان بر مه شب پوش مپوش سنبل غالیه سا بر گل خود روی مسای » الف) تشبیه – حس تعلیل ب) استعاره – واج آرایی ج) جناس – تلمیح د) مجاز – حس تعلیل
گزینه ب درست است،
کدام واژه های صفات نسبی هستند ؟ الف) زیبایی – خواب آلود ب) گذشته – فراموشکار ج) گل اندود – آبدیده د) آسمانی – دروغین
گزینه دال درست است.
وزن و آهنگ کدام بیت با بیت زیر یکسان است ؟ « پیرزنی را ستمی درگرفت دست زد و دامن سنجر گرفت » الف) بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت وندر آن شور و نوا خوش ناله های زار داشت . ب) خلق همه یک سه نهال خدایند هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن ج) شحنه بود مست که آن خود کند عربده با پیزنی چون کند د) به نام خداوند جان و خرد گزین برتر اندیشه برنگذرد
درود مفتعلن مفتعلن فاعلن گزینه ج،
بیت زیر فاقد کدام آرایه ادبی می باشد ؟ « در عشق چو قربان شوی ازکیش برون آی ور لاف انالحق زنی از دار میندیش » الف) تشبیه ب) تلمیح ج) مراعات نظیر د) ایهام تناسب
تلمیح اشاره به داستان منصور حلاج،ایهام کیش،قربان،دار،مراعات نظیر،عشق،دار،انا الحق،تشبیه ندارد
آرایه های تضاد در کدام یکی از بیت های زیر وجود دارد ؟ الف) زان پیش که در باغ وصال تو دل من از داغ فراق تو براسود برفتی ب) آهنگ به جان من دلسوخته کردی چون در دل من عشق بیفزود برفتی ج) چون آرزوی تنگ دلان دیر رسیدی چون دوستی سنگدلان زود برفتی د) ناگشته من از بند تو آزاد بجستی ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی
درود دیر و زود،وصال و فراق، به گمانم پرسش شما تهی از اشکال نیست.
کی منم، کی برد مخالف تاج ؟ جز به کی زاده کی دهند خراج ؟ ✏ نظامی
درود کی اول به چم پادشاه و بزرگزاده است وکی دوم چه وقت و کجا